تبليغاتX
سرامیک
سرامیک یک هنر است
تاريخچه توليد شيشه كريستال در ايران

 

نظر به زيباپسندي ايرانيان و فرهنگ مصرف شيشه كريستال در ايران تا سال 1345، كلا"      شيشه هاي كريستال مصرفي از كشور چكسلواكي وارد ميشد هيچ توليد كننده اي به دليل مشكلات رقابتي قابل پيش بيني در فروش در پي ايجاد اين صنعت نبود، تا اينكه شركت شيشه ايران مجددا" در اين راه پيش قدم شد و در بين سالهاي 1345 تا 1350 و طي يك دوره 5 ساله شيشه كريستال توليد نمود كه بعدا" به دلايلي كه ذكر مي شود توليد آن متوقف گرديد.

اين واحد با استفاده از كارشناسان ايتاليايي اقدام به نصب و راه اندازي 6 پات جهت توليد شيشه كريستال رنگي و يك كوره ذوب با ظرفيت 3 تن مذاب در روز نمود. شيشه هاي توليد شده در اين واحد داراي 13 تا 14 درصد اكسيد سرب بود كه عمليات ذوب و شكلدهي با استفاده از استادكاران ونيزي (ايتاليايي) انجام مي گرفت.

بيشتر توليدات اين واحد شامل ليوان، استكان، زيرسيگاري، كاسه و... بود كه تنها قسمت بسيار كمي از آن بصورت خيلي ساده تراشكاري مي شد.

2 نفر ايتاليايي و 7 نفر ايراني عمليات تراشكاري در كارخانه شيشه ايران را انجام ميدادند. توجه به تعداد كارگران بخش شكل دهي كه 40 نفر بودند خود بيانگر اين است كه عمليات تراش روي شيشه بصورت جدي انجام نمي گرفته است.

توليدات اين نوع محصولات به مدت 5 سال ادامه داشت و بدليل اينكه سياستهاي حمايتي از اين كالا انجام نگرفت و كريستالهاي توليدي كشورهاي صاحب نام اين رشته صنعتي به فراواني و ارزاني وارد كشور مي گرديد كارخانه مذكور با عدم تقاضاي خريد مواجه ميشود. در اين راستا اقدام به احداث 3 نمايشگاه در سطح تهران مي نمايد (لاله زار نو-خيابان وليعصر و بازار تهران) كه باز هم موفق نشده و در نهايت توليد شيشه كريستال در كشور در حوالي سال 1350 متوقف و كارگران خارجي به كشور خود بر مي گردند.

لازم به ذكر است كه از آن دوره به بعد با توجه به آموزش استادكاران ونيزي وضعيت شكلدهي صنايع شيشه دستي به مراتب كيفيت بهتري يافت. همچنين تا قبل از انقلاب واحدهاي كوچك ديگري نظير "بلورمتحد" نيز با امكانات محدود جهت توليد شيشه كريستال اقدام نمودند كه     شيشه اي با حدود 10 درصد اكسيد سرب و كميتي بسيار محدود توليد مي كردند.

طي دوره بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تا سال 1371 هيچگونه فعاليتي جهت توليد شيشه كريستال انجام نگرفت و از آن به بعد بود كه واحدهايي از بخش خصوصي اقدام به بررسي توليد شيشه كريستال در ايران نمودند و مذاكرات لازم با برخي شركتهاي توليد كننده اتريشي و چك  نيز انجام گرفت كه تا بحال هيچكدام به نتيجه نرسيده است.

 

از سال 1360 تعدادي از ايرانيان كه بدلايل مختلف به كشور تركيه مهاجرت نموده بودند جذب كارگاههاي مختلف تراش روي شيشه آن كشور مي گردند. با توجه به اينكه كشور تركيه در دو دهه گذشته در صنعت شيشه بخصوص كريستال پيشرفتهايي داشته افراد مذكور آموزشهاي لازمه را فراگرفتند. با پايان جنگ تحميلي تعدادي از آنها به كشور مراجعه و با كمك تكنسينهاي تركيه اي اقدام به احداث كارگاههايي در تهران و تبريز نمودند.

در تهران آقاي نباتي به اتفاق دو نفر ديگر كارگاهي در منطقه آبعلي جهت تراش روي شيشه هاي ظروف احداث نمودند و در تبريز آقاي عليزاده و چند نفر ديگر كارگاهي جهت تراش روي دانه هاي لوستر احداث كردند.

مواد اوليه مورد نياز اين كارگاهها كه ميله شيشه اي و ظروف خام كريستال است از طريق كشور تركيه و از طريق بازارهاي مشترك تامين مي شود.

در سال 1374 حداقل دو واحد تراش دانه لوستري با كيفيت بسيار مطلوب و با 300 نفر تراشكار و يك واحد تراش روي بلور با 20 نفر كارگر در حال فعاليت مي باشند.

در حال حاضر شركت آبگينه با داشتن كوره اي كاملا" مدرن و كششي برابر 8 تن در روز، محصولات فوتي سفيد و دوپوست در رنگهاي آبي، بنفش و سبز و همچنين محصولات پرسي به روش پرس تزريقي، اتوماتيك و گردشي در پروسه توليد خود دارد. همچنين از ديگر شركتهاي فعال توليد شيشه كريستال شركت جهان كريستال واقع در شهرصنعتي شمس آباد مي باشد. شركت سيما شيشه واقع در همدان نيز از ديگر شركت هايي است كه توليد شيشه كريستال سربي را در دستور كار خود دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:8  توسط مجتبی سفره | 

 

مشكلات ذوب شيشه هاي كريستال سربي

 

   فرآيند ذوب شيشه هاي كريستال سربي با برخي مشكلات توام است كه گاه كيفيت محصولات توليدي را بشدت تنزل مي دهد. اهم اين موارد مي توان به صورت زير خلاصه و جمع بندي نمود:

 

   1-در طول زمان ذوب مواد، اكسيد سرب به سرب فلزي احيا شده و در كف كوره ته نشين مي شود. ته نشيني شرب فلزي موجبات خوردگي نسوزهاي كف كوره را فراهم مي آورد. به همين علت ذوب شيشه هاي كريستال بايستي در محيط كاملا" اكسيدي انجام شود.

 

   2-تبخير شديد اكسيد سرب از سطح مذاب( بين 20 تا 30 درصد اكسيد سرب در جريان ذوب مواد در كوره تبخير مي شود) و كندانسه شدن آن در سقف كوره، علاوه بر ايجاد خوردگي، باعث بوجود آمدن چكه هاي سقفي مي گردد. وجود رگه هاي غيرهموژن زرد رنگ در محصول ناشي از برگشت بخارات كندانسه شده بدرون مذاب است. در كوره هاي ريجنراتو نيز اين بخارات در شبكه چكرهاي كوره فعل و انفعالاتي انجام مي دهد و نهايتا" باعث انسداد مجاري عبور هوا در ريجنراتورها مي گردد.

 

   3-در صورت وجود مقادير زيادي SO2 در محيط، لايه هايي از سولفات سرب در سطح شيشه تشكيل مي شود. در دماهاي بالاتر از 1000 درجه سانتيگراد سولفات سرب از سطح مذاب تبخير شده و در نتيجه در سطح آن لايه اي غني از سيليس (كريستوباليت) تشكيل مي شود. وجود اين لايه علاوه بر ايجاد كف مي تواند به تشكيل كريستال هاي سيليس در مذاب منجر شود. به همين دليل در تصفيه شيشه هاي كريستال سربي نمي توان از سولفات سديم يا كلا" يون سولفات استفاده كرد.

 

   4-در صورت افزايش مقادير آرسنيك به بيش از 3.5 درصد به علت تشكيل آرسنات سرب شيشه به رنگ شيري در مي آيد. همچنين تيتان مي تواند با تشكيل تيتانات سرب، رنگ شيشه را تا حدي شيري نمايد. اگر مقدار K2S موجود در پتاس يا كربنات پتاسيم بيش از 1.5 درصد باشد، شيشه كريستال كدر مي شود.

 

   5-در كوره هاي ذوب الكتريكي شيشه كريستال، از الكترودهاي موليبدن نمي توان استفاده كرد، زيرا اين فلز در مذاب به شدت حل مي شود. در اين زمينه مي توان از الكترودهاي سراميكي حاوي قلع استفاده نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:7  توسط مجتبی سفره | 
شيشه همراه هميشگي ما
آيا هرگز به اين موضوع انديشيده ايد كه بدون استفاده از شيشه زندگي روزمره شما عملا مختل مي شود؟
 شيشه پنجره  منزلتان به عنوان عايق حرارتي از نفوذ گرما و سرما تا حدي و باد به داخل منزل جلوگيري مي كند و اين در حالي است كه نور را  از خود عبور مي دهد و حتي امروز شاهد ساخت شيشه هايي هستيم كه گرماي نور خورشيد را گرفته و تنها به قسمت مريي آن اجازه عبور مي دهد.
كمي به اطرافتان دقت كنيد, احتمالا شيشه را در همه جا خواهيد يافت. در تلويزيون, لنز شيشه اي عينك و يا دوربين هاي شما, اتومبيل, پنجره ها, لامپ و حتي بسياري از وسايل ديگر كه به نحوي با شيشه در ارتباطند.

از همان ابتدا شيشه گران در جامعه خود از مقام والايي برخوردار بوده اند, مثلا نزديك به دو هزار سال پيش, شيشه گران رومي, خياباني مخصوص به خود و در بهترين نقطه شهر داشتند و يا طبق قانون تئودوزياس در سال 438 از ماليات معاف شده بودند. در دوران رنسانس اشراف فرانسوي اجازه داشتند كه خود وارد كار شيشه گري شوند بدون آنكه از درجه اشرافيت ايشان كاسته شود و يا يك نجيب زاده مي توانست با دختري از خانواده شيشه گران ازدواج كند.
شيشه برخلاف ساير جامدات فاقد نظم بلند يكنواخت در داخل ساختار خود است. وجود ساختار منظم در جامدات به اصطلاح كريستال يا بلور ناميده مي شود و اين در حالي است كه اين نظم كوتاهي كه در شيشه وجود دارد بهنام آمورف شناخته مي شود. از اين رو در حقيقت شيشه جامدي مجازي است. اين خصوصيت غير عادي در ساختار شيشه تعيين كننده ويژگي ها و خواص اين ماده پر مصرف است. علت شفافيت شيشه در مقابل همين فقداننظم تكرار شونده در شيشه مي باشد. شعاع نوري در حين گذراز شيشه تنها هشت تا ده درصد از قدرت خود را از دست مي دهد. اسحاق نيوتن اولين كسي بود كه تشخيص داد يك منشور شيشه اي, نور سفيد را  به نورهاي تشكيل دهنده نور سفيد تفكيك مي كند.
اگرچه معمولا مردم شيشه را  شكننده مي دانند قدرت آن در بعضي موارد قابل توجه است, به عنوان مثال يك رشته شيشه تازه شكل گرفته نيرويي معادل 70000 كيلوگرم بر سانتيمتر مكعب را تحمل مي كند ولي با اين وجود وزني كه شيشه معمولي تحمل مي كند يك صدم وزني است كه در تئوري براي آن قائل شده اند و اين به دليل نقائص موجود در شيشه به صورت حباب هوا  و ... است.
مصنوعات شيشه اي باستان از تركيب اصلي 3 ماده شن يا سيليس, سودا يا پتاس و آهك ساخته مي شد. سودا به عنوان گداز آور براي پايين آوردن درجه حرارت ذوب بكار مي رود. اگر بتوان سرعت سرد كردن مذاب شيشه را بالا برد تا حدي كه فرصت ايجاد نظم كريستالي فراهم نگردد از تمام مواد مي توان شيشه تهيه كرد با اين وجود اكسيد سيليسيم, بر, ژرمانيم و ... از شيشه سازهاي معروف هستند. ناخالصي هاي مختلف مخصوصا اكسيد آهن سبب ايجاد رنگ هاي ناخواسته در شيشه مي گردد.
در مورد تاريخچه پيدايش شيشه نظريه هاي گوناگوني وجود دارد. پلني مي گويد:" شيشه تصادفا توسط يك عده بازرگان فييقي كه شبي را در كنار رود بلاس اطراق كرده بودند كشف شد و آن بدين طريق بود كه ايشان جهت تهيه غذاي خويش چند قطعه سنگ سودا را بر ساحل شني قرار داده و بپس از بر افروختن آتش در صبح روز بعد مشاهده مي كنند كه آش و اختلاط شن و سودا موجب تشكيل شيشه شده است". اما اين داستان نمي تواند صحيح باشد زيرا اولين فرآورده هاي شيشه اي مكشوفه بالغ بر 1060 درجه سانتيگراد حرارت ديده اند و اين دنا نمي تواند از طريق آتش تهيه غذا تامين گردد.
حدود 1500 سال بين ساختن اولين شيشه تا زماني كه انسان موفق به دميدن در آن شد فاصله است. اولين روشي كه براي ساخت شيشه بكار مي رفت قالب شني بود. در اين روش كه به قالب شني شهرت دارد در حقيقت جنس قالب مخلوطي از گل و كاه مي باشد كه آن را داخل مذاب شيشه كره و پس از اينكه دورادور قالب را شيشه فراگرفت آن را خارج كرده و سرد مي كنند. مهم ترين نمونه هاي ظروف شيشه اي ساخته شده با استفاده از اين روش از كارگاه هاي مصري سلسله هيجدهم و نوزدهم و در حفريات شهر ال امرنا به دست ما رسيده است. روش هاي ديگري كه در ايران, بين النهرين و مربوط به قرن 15 قبل از ميلاد است روش موزاييكي است كه در آن يك شيشه گر با لوله اي فلزي شيشه مذاب را از كوره بيرون مي آورد و شيشه گر دومي لوله ديگري را در مذاب شيشه فرو مي برد و سپس هردو آن را مي كشيدند تا لوله اي دراز و باريك بدست آيد. پس از سرد شدن آن را در اندازه هاي مورد نياز خرد كرده و در قالب منفي  مي ريزند و پس از انجام آخرين مراحل صيقل و صافكاري قالب را از درون شي بيرون مي آورند. اين روش در دوران سومري ها و هخامنشيان نيز ادامه داشت و حتي آن را در قرن جهارم پيش از ميلاد به هنرمندان شيشه گر اسكندريه ياد دادند. روش سوم روشي مشابه تراشيدن سنگ هاي گرانبهاي طبيعي بود كه در قرن هشتم قبل از ميلاد عموميت يافت. در روم و فنيقيه با كشف اينكه با دميدن در لوله اي توخالي مي توان شيشه سازي كرد انقلابي در شيشه سازي بوجود آمد.
با توجه به وجود ناخالصي در شيشه ها عموما شيشه هاي تهيه شده رنگي بود. دستور تركيب اكسيد فلزات مختلف به ماده اصلي براي ساختن شيشه رنگي بر روي يكسري از گل نوشته هاي مكشوفه ازحفريات كتابخانه آشور بانيپال در نينوا با تمامي جزييات آورده شده است. توليد شيشه هاي سفيد احتمالا براي اولين بار در ايران و بين النهرين از قرن چهارم پيش از ميلاد مسيح و در مصر حدود يك قرن بعد آغاز شد. استفاده از سنگ سرمه كه باعث شفافيت شيشه مي شددر حدود قرن چهارم ميلادي از رونق افتاد و جاي خود را به دي اكسيد منگنز به خاطر سهل الوصول بودن داد. دي اكسيد منگنز با تغيير يون هاي فرو به فريك باعث مي شود كه رنگ سبزي كه به وسيله اكسيد آهن در شيشه به وجود مي آيد از بين برود
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:6  توسط مجتبی سفره | 

چكيده‌اي از شيشه فلوت

 

از زمان معرفي شيشه فلوت در سال 1959 توسط پيلكينگتون فرآيند فلوت آرام آرام به نحو گسترده‌اي جايگزين فرآيندهاي شيشه تخت گرديده است . امروزه حدود 180 طرح فلوت با ظرفيت توليدي در حدود 40 ميليون تن در سال وجود دارد . اين مقدار متناظر با حدود 35 % كل توليد شيشه در جهان است .

شيشه تخت حاصل از روش فلوت در مقايسه با فرآيندهاي توليد قديمي‌تر شيشه تخت مزايايي دارد كه عبارتند از :

-فرآيند فلوت قادر است شيشه تخت با كيفيت بالا در محدوده ضخامتي 5/0 تا 25 ميليمتر با عرض نواري بيش از 3 متر توليد نمايد .

-فرآيند توليد شيشه فلوت ظرفيت توليد بالايي را بر خلاف فرآيندهاي قبلي امكان‌پذير مي‌سازد .

-فرآيند فلوت پيوسته بوده و امكان اتوماسيون را تا ميزان زيادي ممكن مي‌سازد .

-كيفيت نوري سطح شيشه فلوت با شيشه پليت سايش خورده پوليش شده قابل                مقايسه است .

-با توجه به پيشرفت‌هاي مداوم و بهبودهاي حاصله در 35 سال اخير فرآيند فلوت بي‌دردسرتر و ايمن‌تر از ديگر فرآيندهاي توليد شيشه است .

تاريخچه توليد شيشه شناور :

پيوسته كردن فرآيند توليد شيشه تخت كه از اوايل قرن بيستم آغاز شد ، مسير پر فراز         و نشيبي را طي كرده است . در اين مسير سه روش كشش ، نورد و شناور ، تقريباً مراحل آزمايشي خود را همزمان آغاز كردند . دو روش اول به سرعت ارزش تجاري خود را كسب كردند و در توليد انبوه شيشه تخت به كار رفتند . اما عدم موفقيت اين روشها در توليد شيشه‌هاي تخت بدون اعوجاج و بدون نوسانات شديد ضخامت و نيز دردسرهاي فراوان پرداخت و صقيل شيشه نورد شده سبب شد تا نهايتاً توجه شيشه سازان به مزاياي روش شناور جلب شود .

جرقه فكري روش شناور را فردي بنام “ لومباردو ” ايتاليايي زد كه در سال 1900 راهي براي توليد صفحات دي الكتريك تخت با استفاده از مايعي مثل موم يا پارافين بر روي مايع جيوه ابداع كرد و آنرا به ثبت رساند . بلافاصله در سال 1920 ميلادي                           “ ويليام هيل ” آمريكايي روش جديدي را براي توليد شيشه تخت بر اساس روش ابداعي لومباردو به ثبت رساند .

در اين روش او مذاب شيشه را بر روي سطح مذاب ديگري از فلزات ريخت و سپس با كشيدن مذاب شيشه بر روي سطح فلز حمام مذاب آنرا به صورت ورقه‌اي صاف درآورد . آزمايشهاي اوليه در سال 1920 در كارخانه “ گريگتون ” از شركت آمريكايي                       Pitsburg Plat Glass ” (PPG) صورت گرفت . در اين كارخانه سعي شد با شناور كردن مذاب شيشه بر روي آنتيموان مذاب ، عمل تخت كردن شيشه صورت گيرد . ولي آزمايش به دليل عدم موفقيت در تهيه و ساخت بدنه حوضچه‌اي كه بتواند آنتيموان مذاب را نگه دارد متوقف شد .

موفقيت ساخت يك واحد آزمايشي به روش شناور در سال 1950 ميلادي نصيب شركت انگليسي “ برادران پيلكينگتون ” شد . در اين روش كه اولين واحد موفق تجاري آن در سال 1959 ميلادي در انگلستان به توليد رسيد مذاب شيشه پس از طي مراحل ذوب          و حبابزدايي ، با استفاده از همزنهاي مكانيكي مخصوص ، همگون و با درجه حرارت 1050 درجه سانتيگراد و از طريق آجر نسوز يكپارچه‌اي به نام آجر لبه (Spout) وارد حمام قلع مذاب مي‌گردد .

مقدار مذاب ورودي به حمام با كمك يك ديواره معلق متحرك (Tweel) كنترل مي‌شود . مذاب شيشه در حمام قلع ، با شناور شدن بر روي مذاب قلع و در نتيجه تعادل بين نيروهاي كشش سطحي به صورتي كاملاً صاف ، تخت و بدون اعوجاج در مي‌آيد . ضخامت نوار شيشه در داخل حمام قلع با اعمال منحني دمايي خاص و با استفاده از انبركهاي غلتكي مستقر در كناره‌ها و نيز تسمه‌هاي گرافيتي ، ساخته مي‌شود .

شرح كلي فرآيند فلوت :

در اين روش ، شيشه در يك كوره ذوب در دماي حدود 1550 درجه سانتيگراد بدون داگ‌هاوس ذوب مي‌گردد . از اينرو حركت دوراني و گردابي نوارهاي شيشه رخ نمي‌دهد ، و همين عامل اثر مطلوبي بر خواص نوري شيشه تخت مي‌گذارد .

ريزش مذاب شيشه به قسمت فلوت از طريق كانالي رخ ميدهد كه در آن مقدار ريزش به وسيله يك بلوك آجر عمودي (Tweel) كنترل مي‌گردد . شيشه با دمايي حدود 1050 درجه سانتيگراد از روي يك سنگ لبه از جنس فيوزكست بر روي حمام قلع مذاب مي‌ريزد كه قلب طرح قسمت شناور است و به صورت فيلمي با ضخامت ثابت گسترده مي‌شود .

فيلم مزبور در جهت طولي به صورت نواري با عرض بيش از 3 متر گسترده مي‌شود و با كنترل از 1050 به 600 درجه سانتيگراد سرد مي‌گردد . در اين دما ، نوار شيشه پيوستگي و سفتي لازم را دارد كه بتواند از حمام قلع بيرون آورده شده و به كانال تنش‌زدايي برسد . در 150 متر طول كوره تنش‌زدايي كه سخت شدن شيشه رخ ميدهد نوار شيشه با كنترل سرد مي‌گردد تا از تنش‌هاي باقيمانده جلوگيري شود . پس از كوره تنش‌زدايي نوار شيشه به صورت پيوسته از بازرسي اپتيكي مي‌گذرد تا معايب شيشه شناسايي گردد و نهايتاً نوار شيشه بريده مي‌شود .

 

حمام فلوت :

حمام فلوت داراي طولي حدود 40-50 متر و عمق تقريبي 6-7 سانتيمتر و عرض متغير 4-7 متر مي‌باشد . حمام از يك پوسته فلزي كه داخل آن با كمك آجرهاي شاموتي مخصوص پوشيده شده است ، تشكيل مي‌شود .  نيمي از حمام دو جداره و المنتهاي گرمايي در داخل جداره تعبيه شده‌اند . كنترل دما ، فشار ، اتمسفر و بويژه وضعيت نوار مذاب به صورت اتوماتيك و كامپيوتري انجام مي‌شود .

در واقع قسمت حمام فلوت (حمام قلع) از واني “ نسوز و گرافيت ” براي نگهداري قلع مذاب و همچنين يك اتاق در حد امكان بدون نشت گاز تشكيل شده است كه براي نگهداري اتمسفر احيا كننده “ 10% گاز هيدروژن و 90% گاز نيتروژن ” بكار ميرود تا از اكسيداسيون قلع جلوگيري شود . در فرآيند فلوت از اين واقعيت بهره برده مي‌شود كه در خصوص دو مايع غير قابل امتزاج ، مايع با دانسيته كمتر بر روي مايع سنگين‌تر به شكل يك فيلم پخش و گسترده مي‌شود . يك زمينه محدود كاملاً صاف و مستول از مايع سبك‌تر تحت تأثير وزن مخصوص و انرژي سطحي بوجود مي‌آيد .

براي تحقق بخشيدن به فرآيند فلوت به دنبال مايعي بودند كه بتوان بر روي آن مذاب شيشه را ريخت به نحوي كه بتوان سطح كاملاً مستوي و يكنواختي به وجود آورد . اين مايع بايد بتواند شرايط ضروري ذيل را برآورده كند :

-دانسيته بايستي بيشتر از دانسيته شيشه gr/cm3 5/2 باشد .

-نقطه ذوب بايستي كمتر از 600 درجه سانتيگراد باشد .

-فشار بخار مايع در حدود 1050 درجه سانتيگراد حتي‌المقدور كم باشد .

-مايع نبايستي با مذاب شيشه واكنش شيميايي بدهد .

Ga ، In اساساً براي استفاده در حمام فلوت بر طبق خواص فيزيكي‌شان مناسب هستند . قله مايع بدين جهت انتخاب شد كه در ميان فلزات بالا ارزانترين بود . اين فلز همچنين كمترين واكنش با مذاب شيشه در 1050 درجه سانتيگراد را داشته و كمترين فشار بخار را دارد .

 

معايب و مشكلات شيشه فلوت

يكي از مشكلات اين روش اين است كه لبه ديواره معلق “ Tweel ” در داخل مذاب قرار دارد و اين خود سبب پيدايش ناخالصي‌ها و آلودگي مذاب مي‌شود كه بعدها پس از مدتي تلاش براي حل اين مشكل با پوشاندن لبه ديواره معلق از پلاتين ، نهايتاً لبه آنرا از مذاب خارج كردند . يكي ديگر از مشكلات بسيار اساسي و مهم اين روش پيچيدگي توليد شيشه‌هاي نازك بود .

كارهاي اوليه نشان مي‌داد كه توسعه و پخش مذاب بر روي قلع تا زماني صورت مي‌گيرد كه ورقه مذاب به يك ضخامت تعادلي در حدود 6 ميليمتر برسد . تجربيات اوليه براي تغيير ضخامت شيشه توليدي با بالا و پايين آوردن سرعت غلتكهاي انتهايي انجام شد ، ولي تجربه نشان داد كه اگر سرعت غلتك انتهايي را براي كاهش ضخامت شيشه كم كنند ، عرض ورقه شيشه به شدت كم مي‌شود . مثلاً در تغيير ضخامت به اين روش از 6 به 4 ميليمتر عرض ورقه از 5/2 متر به 75 سانتيمتر مي‌رسيد . لذا از همان ابتدا مشخص بود كه براي كنترل ضخامت ، تحول مهمي بايد در فرآيند توليد شيشه شناور صورت گيرد . براي كنترل ضخامت روي تركيب شيشه نيز كار شد ، ولي نتيجه چندان رضايت بخش نبود .

آزمايشهاي انجام شده نشان داد كه تغيير ضخامت با تغيير تركيب كه تعادل بين نيروهاي كشش سطحي را تغيير ميدهد ، قدرت تنظيمي بين 6 تا 7 ميليمتر را بيشتر ندارد . پس از تلاشهاي فراوان ، تغيير منحني دما در حمام قلع و عملكرد توامان تغيير دما و حركت انبرهاي بالشتكي لبه‌گير براي كنترل ضخامت بسيار موفقيت‌آميز بودند .

در اين روش مذاب با دماي حدود 1050 درجه سانتيگراد (گرانروي 104 پواز) وارد حمام قلع مي‌شود . دماي حمام بتدريج كاهش يافته و در دماي حدود 700 درجه سانتيگراد غلتكهاي زوجي ، لبه‌هاي طرفين شيشه را در اختيار مي‌گيرند . به اين ترتيب عرض شيشه ثابت مي‌ماند . پس از تثبيت عرض و فائق آمدن بر كشش سطحي ، دوباره دماي حمام افزايش مي‌يابد و درجه حرارت نوار شيشه به حدود 850 درجه سانتيگراد ميرسد . در اين مرحله سرعت غلتكهاي انتهايي را افزايش داده و ضخامت را كنترل و تنظيم مي‌كنند . بدين ترتيب امكان توليد شيشه‌هاي نازكتر از 6 ميليمتر و يا ضخيمتر از آن به روش شناور فراهم مي‌شود .

براي توليد شيشه‌هاي ضخيمتر از ضخامت تعادلي ، حركت مذاب در حمام قلع توسط موانع يا ميله‌هاي گرافيتي كنترل مي‌گردد و مانع از پخش آن در عرض حمام مي‌شوند . در اين روش ضخامت ورقه توليدي به مقدار و سرعت كشش شيشه در حمام بستگي دارد . براي جلوگيري از تأثيرات منفي موانع گرافيتي بر روي لبه‌هاي شيشه سعي مي‌كنند كه طول اين موانع در حداقل مورد نياز باشد . در سال 1969 ميلادي توليد شيشه‌اي به ضخامت 15 ميليمتر با اين روش امكان‌پذير گشت .

سومين مشكل مهم روش فلوت ، معضلات شيميايي اين روش بود . وجود كمترين ناخالصي در حمام قلع ، بويژه حضور اكسيژن و گوگرد در فضاي حمام ، حتي در حد يك در ميليون ، با قلع تركيب مي‌شوند و تركيباتي چون SnO و SnS بوجود مي‌آورند كه پس از تبخير و مهاجرت به نواحي سردتر حمام بر روي ورقه شيشه مذاب شبنم مي‌زنند و لكه‌هاي چسبنده‌اي روي سطح ورقه شيشه به وجود مي‌آورند . علاوه بر آن چون حلاليت اكسيد قلع مذاب كم است ، در صورت پيدايش اكسيد قلع ، اين اكسيد به صورت لكه شناوري روي سطح مذاب قلع شناور شده و سطح زيرين شيشه را معيوب مي‌كند        و به مرور با نفوذ در ساختار مولكولي شيشه ، در آن باقي مي‌ماند و هنگام خم شيشه در كوره‌هاي عمليات حرارتي ، مثلاً در توليد شيشه خودرو ، سبب پيدايش كدري روي سطح شيشه مي‌شود . كاهش اين ناخالصيها و كنترل دور گردش آنها در كوره و حمام از موارد مهم موفقيت روش فلوت است .

 

سيكل آلودگي گوگرد و اكسيژن در حمام قلع :

اگر چه همه بررسي‌هاي ممكن نشان مي‌داد كه قلع بهترين و مناسب‌ترين فلز بستر براي شناور سازي نوار شيشه است ، اما ويژگي شيميايي اين عنصر ميل شديد تركيبي‌اش با اكسيژن و گوگرد است كه در شرايط دمايي بالا تشديد مي‌گردد به تدريج در فرآيند توليد شيشه مشكلات خاص خود را ايجاد مي‌نمايد . اكسيژن و گوگرد در دو سيكل شيميايي متفاوت سبب آلودگي سطح شيشه و نيز تخريب المنت‌هاي گرمايي حمام قلع مي‌شود .

سيكل آلودگي گوگرد با تشكيل سولفور قلع (استانو) در مذاب قلع آغاز مي‌شود . اين سولفور در محدوده‌ دمايي 1000-1050 درجه سانتيگراد به سرعت بخار شده و از محيط قلع خارج مي‌شود . بخار سولفور استانو ، در چرخه كنوكسيوني اتمسفر حمام قلع به نقاط سردتر مهاجرت كرده و بر روي سطح سقف حمام و المنتهاي گرمايي آن كندانسه مي‌شود و پس از طي فرآيند ناقص احيا ، سولفور قلع به قلع فلزي و نهايتاً مخلوطي از سولفور قلع و قلع فلزي به شكل لكه‌هاي ريز و پايدار (با قطره‌هاي متفاوت از 100 تا 1000 ميكرون) بر روي سطح شيشه چكه مي‌كند . وجود ppm 10 سولفور در اتمسفر حمام منجر به تشكيل 100 ميلي‌گرم سولفور قلع در هر متر مكعب از فضاي حمام در دماي 1000-1050 درجه سانتيگراد مي‌گردد . نقش گوگرد در مقايسه با اكسيژن در مورد تشكيل لكه‌هاي سطحي بسيار زيادتر است و لازم است كه بهاي لازم به وجود             و حضور اين عنصر در حمام قلع داده شود . براي كنترل سيكل آلودگي گوگرد روش‌هاي متفاوتي تجربه شده است . با توجه به اينكه سقف محل تجمع سولفور قلع است اساس روش‌هاي اوليه تميز كردن سقف حمام با استفاده از دمش هوا يا گرم كردن ناحيه سقف و تسريع فرآيند احيا چكه در يك محدوده زماني كوتاه بود كه معمولاً در هنگام تميز كردن سقف شيشه ، توليد غير قابل استفاده مي‌شد . اكنون روش ريشه‌اي‌تري در اين مورد اتخاذ شده است . در واقع تجربه سالهاي گذشته در مورد كنترل كاهش سولفات سديم كه بيشتر در كشورهاي اروپايي جهت كاهش آلودگي محيط زيست انجام       مي‌گرفت ، نشان داد كه اين كاهش به شدت در تقليل سيكل گوگرد مؤثر بوده است . به همين جهت اكنون براي كنترل اين چرخه آلودگي از ورود گوگرد به داخل حمام قلع از طريق اتمسفر كوره و يا نوار شيشه حتي‌الامكان با كاهش مصرف عوامل گوگرد دار خودداري مي‌شود . سيكل آلودگي اكسيژن نيز با تركيب اكسيژن و قلع و تشكيل اكسيد قلع (استانو) آغاز مي‌گردد .

بخشي از اكسيد قلع حاصل تبخير و بخشي نيز در مذاب قلع حل مي‌شود . بخار           SnO در نواحي سردتر روي سطح شيشه كندانسه و موجب تشكيل لكه‌هاي پايدار بر روي سطح شيشه مي‌شود . اكسيد قلع محلول پس از رسيدن به حد اشباع از مذاب قلع خارج و به صورت اكسيد استانيك روي سطح مذاب قلع شناور گشته و سطح زيرين نوار شيشه را آلوده و كدر مي‌كند . از همان ابتداي شكل‌گيري اين تكنولوژي براي كاستن از مسأله آلودگي اكسيژن ، تنها راه عملي جلوگيري از ورود اكسيژن به داخل حمام تشخيص داده شد و در اين رابطه ضمن كنترل اتمسفر حمام با استفاده از هيدروژن            و نيتروژن ، روش‌هاي دقيقتري براي درزبندي و جلوگيري از نفوذ ديفوزيوني اكسيژن به داخل حمام اتخاذ شد وجود حدود 10 درصد هيدروژن در اتمسفر حمام قلع ، در صورت اكسيژن به داخل حمام با جذب آن و تشكيل مولكولهاي H2O ، سيكل آلودگي اكسيژن را متوقف مي‌سازد . به هر حال در حال حاضر مسأله آلودگي اكسيژن و گوگرد ، مشكل عمده در توليد شيشه فلوت نمي‌باشد و روش‌هاي كنترل و محدود كردن آن كاملاً شناخحته شده هستند .

اما آلودگي سطح نوار شيشه به قلع يا اكسيد قلع هنوز از مباحث جالب و مورد پيگيري در اين صنعت است . بررسي‌هاي فعلي نشان داده است كه در تركيب صد انگستروم اول سطح شيشه بيش از 30 درصد اكسيد قلع وجود دارد . در مواردي آلودگي‌هاي سطحي اگر چه ممكن است ظاهراً محسوس نباشد ولي در مراحل بعدي كار با شيشه ، بويژه در فرآيندهاي تكميلي مثل توليد شيشه نشكن يا خم براي مصارف ساختماني يا اتومبيل سبب پيدايش كدري در سطح شيشه مي‌گردند .

 

نتيجه‌گيري :

ابداع فرآيند شناور (فلوت) براي توليد پيوسته نواري از شيشه تخت با دو سطح            موازي ، بدون اعوجاج و بدون نوسانات ضخامت ، گنجينه گرانبهايي از انواع كاوشهاي علمي و تكنولوژيكي را براي مهندسان و دانشمندان به همراه داشته است . انديشمندان تلاشهاي زيادي كرده‌اند تا جنبه‌هاي مختلف اين فرآيند اعجاب‌انگيز را با استفاده از قوانين فيزيك توضيح دهند .

دستيابي به قانونمنديهاي حاكم بر تشكيل نوار شيشه در اين فرآيند اكنون عرصه‌هاي جديدتري را در تكوين و ابداعات نوين اين تكنولوژي ايجاد كرده است و توسعه و تكميل اين تكنولوژي در سالهاي اخير سرعت بيشتري يافته و از شكل اوليه خود بسيار فاصله گرفته است . اكنون نسل جديدي از واحدهاي توليد شيشه فلوت در حال             شكل‌گيري است .

تركيب شيشه :

تركيب نرمال شيشه با مقدار 9/0 % < Fe2O3 <  08/0 %

SO3

K2O

Fe2O3

MgO

CaO

Na2O

Al2O3

SiO2

0.3

0.3

0.1

3.5

9.2

14.3

0.3

72.0

 

شخصات مواد اوليه :

خواص فيزيكي و شيميايي مواد اوليه مورد نياز

الزامات دانه‌بندي

مقدار آب

درصد

تركيب شيميايي

درصد وزني

نام

بيشتر از 6/0 ميليمتر مجاز نمي‌باشد

1/0 ميليمتر كمتر از 5 % باشد .

5

SiO2>98

Fe2O3      0.11

Al2O3<0.3

Cr2O3:<5ppm

سيليس

بيشتر از 0/1 ميليمتر مجاز نمي‌باشد.

2/0 ميليمتر كمتر از 10 % باشد .

0/5

Na2CO3       98

NaCl<0.3

كربنات

سديم

سنگين

بيشتر از 2 ميليمتر مجاز نمي‌باشد.

1/0 ميليمتر كمتر از 10 % باشد .

0/5

CaO      55

Fe2O3<0/12

آهك

بيشتر از 2/1 ميليمتر مجاز نمي‌باشد.

1/0 ميليمتر كمتر از 10 % باشد .

0/5

CaO      30

Fe2O3<0/12

MgO       20

دولوميت

بيشتر از 5/0 ميليمتر مجاز نمي‌باشد.

1/0 ميليمتر كمتر از 25 % باشد .

0/5

Al2O3>17

Fe2O3<0/15

SiO2<70

فلدسپار

بيشتر از 1 ميليمتر مجاز نمي‌باشد.

1/0 ميليمتر كمتر از 20 % باشد .

0/5

Na2SO4      99

NaC1<0.5

سولفات

سديم

بيشتر از 1 ميليمتر مجاز نمي‌باشد.

1/0 ميليمتر كمتر از 10 % باشد .

1 <

C      80

Ash<2

كربن

 

 

خلاصه :

در قلب صنعت شيشه جهان ، فرآيند فلوت قرار دارد كه توسط پيلكينگتون در سال 1959 بوجود آمد كه شيشه شفاف ، رنگي و پوششي دار براي ساختمان و شيشه          شفاف و رنگي را براي وسايل نقليه توليد مي‌كند .

اين فرآيند ، قادر به ساخت شيشه با ضخامت 6 ميليمتر است و حالا قادر به توليد شيشه‌هايي به ضخامت 4/0 ميليمتر و حتي تا 25 ميليمتر است .

شيشه مذاب ، در تقريباً دماي 1000 درجه سانتيگراد بطور مداوم از كوره روي حمام باريك قلع مذاب ريخته مي‌شود . شيشه مذاب روي قلع شناور مي‌شود ، به صورت يك سطح صاف روي آن پخش مي‌شود . ضخامت شيشه به وسيله سرعتي كه نوار شيشه در حال جامد شدن از حمام كشيده مي‌شود و كنترل مي‌گردد . سپس آنيل مي‌گردد             (با سرمايش كنترل شده) و شيشه به عنوان محصولي پوليش شده با حرارت كه داراي سطوح واقعاً موازي است درمي‌آيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:3  توسط مجتبی سفره | 

 

شيشه‌هاي فيوزينگ ( Fusing  Glasses )

 

يكي از طرح‌هاي جذاب و زيباي شيشه‌هاي تزئيني ، شيشه‌هاي فيوزينگ مي‌باشد .              در شيشه‌هاي فيوزينگ طرح مورد نظر با برش‌هايي از شيشه و توسط اعمال حرارت             به صفحه اصلي شيشه‌اي فيوز مي‌گردد (اتصال مي‌يابند) . براي توليد شيشه‌هاي فيوزينگ تزئيني به كوره ، كفي كوره ، آستركف و شيشه نيازمنديم .

كوره فيوزينگ مهمترين وسيله لازم براي فيوز شيشه مي‌باشد . اين كوره با پوشش‌هاي سراميكي سنتي يا با دستاوردهاي جديد ساخته مي‌شود . تفاوت بين كوره سراميكها             و كوره فيوزينگ شيشه در محل المنتها است . كوره فيوزينگ داراي المنتهاي الكتريكي مي‌باشد كه در بالاي كوره و در كناره‌ها و كف كوره قرار دارند . دليل اين امر انتشار يكسان حرارت در تمام سطح شيشه مي‌باشد . كوره‌هاي گازي نيز مي‌توانند براي فيوزينگ استفاده گردند ، اما در اينصورت مشكلات زيادي به وجود خواهد آمد .

انواع كوره‌ها :

 المنت‌هاي حرارتي كوره‌هاي الكتريكي ممكن است در بالاي كوره يا اطراف ديواره‌هاي داخلي كوره باشد . كوره‌هايي كه المنت‌هاي حرارتي آنها بالاي كوره قرار دارند حرارت از بالا ( Top Fired ) ناميده مي‌شوند و آنهايي كه المنت‌هاي حرارتي‌شان در كناره‌هاي كوره كار گذاشته شده است حرارت از كنار ( Side Fired ) ناميده مي‌شوند . مكان           و نظم المنت‌هاي حرارتي توسط چگونگي حرارت ديدن شيشه تعيين مي‌گردد . كوره فيوزينگ شركت آبگينه از نوع حرارت از بالا مي‌باشد كه داراي 15 المنت‌ حرارتي در سقف كوره يعني بر روي درب آن است .

در توليد محصولات فيوزينگ مهمترين عامل شيشه‌هاي مخصوص فيوزينگ مي‌باشند          كه بايد ضريب انبساط حرارتي متناسبي داشته باشند . از لحاظ فيوزينگ شيشه ، اگر دو شيشه بتوانند با هم فيوز شوند ، هماهنگ هستند . در اين حالت پس از خنك كردن مناسب تا دماي اتاق ، هيچ تنش بيش از اندازه‌اي كه منجر به شكست شود ، در قطعه نهايي وجود ندارد . آزمايشهايي كه براي تشخيص هماهنگي شيشه‌ها وجود دارند عبارتند از : 1) كشش ريسمان       2) تنش سنجي    3) آزمايش قطعه

به عنوان مثال آزمايش كشش ريسمان خيلي سريع و بدون استفاده از كوره انجام مي‌شود و بر اساس اين واقعيت است كه اگر رشته‌اي از دو شيشه كشيده شده كه شبيه به هم منقبض نمي‌شوند ، به يكديگر فيوز شوند ، رشته خم خواهد شد .

مراحل عمليات حرارتي براي فيوزينگ

شش مرحله در سيكل حرارتي فيوزينگ وجود دارد كه دو مرحله براي گرمايش و چهار مرحله براي سرمايش بوده و عبارتند از :

1)           گرمايش اوليه :

مرحله‌اي است كه شامل حرارت دادن شيشه از دماي اتاق تا درست بالاي دماي نقطه كرنش شيشه مي‌باشد . در شيشه‌هاي رنگي اين دما رنجي از 400 تا c 0 485 مي‌باشد . در طول اين مرحله گرمايش در سرعتي درست زير سرعت دمايي كه سبب شكست مي‌گردد ، شروع مي‌شود . اين سرعت با اندازة ضخيم‌ترين لايه منفرد از شيشه تغيير مي‌كند . هنگاميكه دما به نقطة كرنش برسد مرحله دوم شروع مي‌گردد .

 

2)           گرمايش سريع :

در اين مرحله شيشه فيوز نشده از دماي نقطة كرنش تا دمايي كه در آن لايه‌هاي شيشه منفرد تا حد مطلوب فيوز نشده‌اند ، حرارت داده مي‌شود . اين مرحله از سيكل حرارتي در مقايسه با مرحلة قبل خيلي سريعتر مي‌باشد . دماي فيوز به فرمول شيشه و ضخامت آن بستگي دارد . وقتي كه فيوز دلخواه بدست آمد ، مرحلة بعدي شروع مي‌گردد .

3)           سرمايش سريع :

خنك نمودن شيشه فيوز شده از بالاترين دما كه در طول مرحلة گرمايش سريع به آن رسيديم تا دماي آنيلينگ را سرمايش سريع گويند . براي مقابله با كريستاليزه             شدن ، خنك كردن بايد با سرعت خنك شدن كوره مطابقت داشته باشد . هنگاميكه دما به رنج آنيلينگ رسيد (تقريباً c 0 540) مرحلة چهارم شروع مي‌شود .

4)            نگهداري در دماي آنيل :

در اين مرحله ، كوره در يك دماي ثابت (دماي آنيلينگ بهينه) نگهداشته مي‌شود . زمان و دماي نگهداري بستگي به شيشه و ضخامت آن دارد . هنگاميكه دماي شيشه با دماي تاقچه كوره برابر شد و تنشهاي ناشي از نابرابري حرارت دادن يا كار مكانيكي برطرف شد مرحله پنجم آغاز مي‌گردد .

5)           سرد كردن از دماي آنيل :

اين دما بين دو دماي نگهداري در آنيل و نقطة كرنش محدود مي‌شود . تنها زمان جلوگيري از پيشرفت تنش دائمي در قطعة نهايي در طول اين مرحله مي‌باشد .

6)           خنك كردن تا رسيدن به دماي اتاق :

اين مرحله جهت جلوگيري از شكست مي‌باشد . سرعت حداكثر خنك كردن مجاز براي جلوگيري از شكست بستگي به ضخامت دارد ولي عموماً سريع است . عموماً به كوره‌ها اجازه داده مي‌شود تا به طور طبيعي خنك گردند .

زمانها و دماها براي هر نوع شيشه و براي هر ضخامتي متفاوت مي‌باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:2  توسط مجتبی سفره | 

 

شالوده صنعت شيشه (3 جلد)

 

 تاليف: Fay V.Tooley

ترجمه: گروه مترجمين شركت شيشه قزوين( 1372)

 

فهرست جلد 1:

تكوين و تكميل تركيب بندي شيشه-مواد اوليه – دستگرداني و آماده سازي مواد بار – سوختها و مسايل اقتصادي آنها – كوره ها، طراحي كوره و مباحث مربوط – ذوب الكتريكي شيشه –نسوزها – ابزار دقيق

 

فهرست جلد 2:

فرآيند ساخت شيشه – روش ساخت بطريها و ساير ظروف توخالي – فرآيند ساخت شيشه هاي تخت – الياف شيشه و فرآيندهاي تكميلي ساخت آن – شيشه دمي علمي: شيشه گري – تنش زدايي و نشكن كردن – تزيين و تكميل شيشه – ابزارهاي آماري

 

فهرست جلد 3:

خواص فيزيكي شيشه – خواص نوري – ساختار شيشه – تجزيه شيميايي شيشه- كنترل محيط زيست در صنعت شيشه – كاربردهاي كنترلي كامپيوترهاي ديجيتال، تكامل و امكانات آتي آن – روشهاي پيشرفته آماده سازي بار –اطلاعات كمكي، شكلها و جداول

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:1  توسط مجتبی سفره | 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:0  توسط مجتبی سفره | 
معرفي كتاب "روش‌هاي پيشرفته شكل دادن شيشه‌هاي رنگي" تاليف: دكتر سعيد باغشاهي دكتر عليرضا ميرحبيبي مهندس حميد كياميري مهندس مهرناز عزت شعار ثانوي هنر و علم فيوزينگ شيشه (شكل دهي و اتصال قطعات شيشه اي به يكديگر توسط حرارت) با توجه به جلوه هاي زيبايي كه فرد مي تواند در قالب شيشه خلق كند از مقولاتي است كه مي تواند فكر و روح انسان را به جهاني لطيف و رنگارنگ پرواز دهد. شيشه اين قابليت را دارد كه ريزه كاريهاي ذهن خلاق انسان را بازتابشي دوچندان دهد. كتاب "روش هاي پيشرفته شكل دادن شيشه هاي رنگي" مشتمل بر بيست فصل است،‌ كه روش هاي مختلف شكل دادن شيشه هاي رنگي را مورد بررسي قرار مي دهد. از آن جمله مي توان به روش هاي خم كاري، خمير شيشه، قالب گيري با موم، طرح برجسته، اعمال مينا و لوستر اشاره كرد. در ضمن خواننده با ابزار و ملزومات مورد نياز كوره‌ها، آماده سازي و نحوه استفاده از آنها براي فيوزينگ، سازگاري شيشه‌ها و آزمونهاي بررسي سازگاري، ساخت قالب، روش حرارت دادن شيشه‌ها، آنيل كردن، طراحي، برش، سايش و پوليش قطعات و نحوه نمايش نمونه ها نيز آشنا مي شود. البته فيوزينگ شيشه يك فعاليت صرفا" هنري نيست،‌ بلكه با علم و فناوري نيز آميخته شده است،‌ كه از مهمترين جلوه هاي علمي آن مي توان به كوره هاي جديد و سيكل هاي حرارتي هوشمند، مواد جداكننده پيشرفته، فرمولاسيون پيشرفته قالبها،‌ هماهنگ كردن ضريب انبساط حرارتي شيشه‌ها و ... اشاره كرد. اميدواريم اين كتاب بتواند ذهن كنجكاو علاقه‌مندان به صنعت و هنر شيشه را ارضا كند و آنها را در كشف روش هاي جديد كار با شيشه ياري كند. كتاب فوق تاليف دكتر سعيد باغشاهي، دكتر عليرضا مير حبيبي، مهندس حميد كياميري و مهندس مهرناز عزت شعار ثانوي مي باشد. جهت خريد و يا هرگونه اطلاعاتي در زمينه اين كتاب با آدرس نويسنده mh_ek@yahoo.com مكاتبه نمائيد.
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:59  توسط مجتبی سفره | 

سلام بچه ها  به نظر شما دشمن یک دانشجو کیه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 8:50  توسط مجتبی سفره | 
مواد سراميكي انعطاف‌پذير

 

 

18مارس 2002- محققان دانشگاه كُرنل با استفاده از نانوشيمي، يك گروه جديد از مواد تركيبيي را توليد كرده و به نام سراميكهاي انعطاف‌پذير نامگذاري كرده‌اند. مواد جديد، كاربردهاي گسترده‌اي، از قطعات ميكروالكترونيكي گرفته تا جداسازي مولكولهاي بزرگ، مانند پروتئينها خواهند داشت.

آنچه در اين زمينه، حتي براي خود محققان، بيشتر جلب توجه مي‌كند آن است كه ساختمان مولكولي مادة جديد در زير ميكروسكوپ الكتروني (TEM) كه به صورت ساختمان مكعبي است، با پيشگوييهاي رياضي قرن گذشته مطابقت مي‌كند. اولريش ويسنر، استاد علوم و مهندسي مواد دانشگاه كُرنل، مي‌گويد: "ما اكنون در تحقيقات پليمري به ساختمانهايي برخورد مي‌كنيم كه رياضيدانها مدتها قبل وجود آنها را از نظر تئوري اثبات كرده‌اند."

ساختمان مادة جديد، خيلي پيچيده‌تر از آن ماده‌ا‌ي است كه"Plumber’s nightmare" ناميده شده‌است.

ويسنر در گردهمايي سالانة جامعة فيزيك آمريكا در مركز گردهمايي اينديانا، در مورد سراميكهاي انعطاف‌پذير جديد، ‌گفت: "رفتار فازي كوپليمر، موجب جهت دهي تركيبهاي نانوساختاري آلي/معدني مي‌شود." به عقيدة وي، اين ماده يك زمينة تحقيقاتي مهيج و ضروري است كه نتايج علمي و تكنولوژيكي بسيار هنگفتي از آن بدست مي‌آيد.

گروه تحقيقاتي ويسنر از طريق شكلهاي كاملاً هندسي كه در طبيعت يافت مي‌شوند، به طرف نانوشيمي هدايت شد. يك مثال كاملاً مشهود براي ساختار ظريف دو اتميها، جلبك تك‌سلولي است كه ديواره‌هاي پوستة آن از حفره‌هاي سيليكاتي كاملاً جانشين‌شده[9]  ساخته شده‌است. ويسنر مي‌گويد: "كليد طبيعي اين جانشيني، كنترل كامل شكل آنها از طريق خود ساماني تركيبات آلي، در جهت رشد مواد غيرآلي (معدني) است." محققان دانشگاه كُرنل تصديق كرده‌اند كه ساده‌ترين راه تقليد از طبيعت، استفاده از پليمرهاي آلي
-‌مخصوصاً موادي موسوم به كوپليمرهاي دي‌بلاك[10]– است؛ زيرا اين مواد مي‌توانند به‌طور شيميايي به صورت نانوساختارهاي با اَشكال هندسي مختلف ساماندهي شوند. اگر پليمر بتواند به طريقي با مواد غيرآلي (معدني) -‌يك سراميك، خصوصاً يك ماده از نوع سيليكاتي- ذوب شود، مادة تركيبي حاصل، تركيبي از خواص زير را خواهد داشت:

ü    انعطاف‌پذيري و كنترل ساختار (از پليمر)

ü      عملكرد بالا (از سراميك).

ويسنر مي‌گويد: "خواص مواد حاصل، فقط جمع سادة خواص پليمرها و سراميك نبوده، حتي ممكن است اين مواد خواص كاملاً جديدي نيز داشته ‌باشند." محققان دانشگاه كُرنل تاكنون فقط تكه‌هاي كوچكي از سراميك انعطاف‌پذير، با وزن چند گرم ساخته‌اند كه البته براي آزمايش خواص مواد، كافي است. مادة حاصل، شفاف و قابل خم‌كردن است، در عين حال مقاومت قابل توجهي داشته و بر خلاف سراميك خالص خُرد نمي‌شود.

دربعضي موارد، اين ماده، يك هادي يوني بوده و قابليت كاربرد به صورت الكتروليت‌ باتريهاي با كارآيي بالا را دارد. همچنين مادة جديد ممكن است در پيلهاي سوختي بكار برود.

در بعضـي مـوارد هندسـة 6 وجهـي مـاده-كه از طريـق جفت‌شـدن حاصـل مي‌شـود -بسيار بـه ساختـار دو اتميها شبيـه است. در عـوض ويسـنرمي‌گويد: "با دستيابي به اين ساختار مولكولي تقريباً مي‌توان گفت كه به طبيعت كامل‌شده‌ا‌ي دست يافته‌ايم."

ساختار متخلخل سراميكهاي انعطاف‌پذير وقتي شكل مي‌گيرد كه ماده در دماهاي بالا عمليات حرارتي شود. به عقيدة ويسز، اين در حقيقت اولين ماده با چنين هندسه و توزيع كم اندازة حفره‌هاست. چون ماده فقط حفره‌هاي 20-10 نانومتري دارد. محققين دانشگاه كُرنل، در تلاشند تا دريابند كه "آيا اين مواد مي‌توانند براي جداسازي پروتئينهاي زنده استفاده شوند؟"

ويسنرعقيده دارد كه به‌خاطر قابليت خود ساماندهي اين مواد، مي‌توان آنها را به صورت ناپيوسته و در مقياس زياد توليد كرد. او مي‌گويد: "ما مي‌توانيم ساختار را كاملاً كنترل كنيم. ما مي‌توانيم با كنترل خيلي خوبي اين ماده را به مقياس نانو برسانيم. ما حالا مي‌دانيم كه چگونه مجموعه‌ا‌ي از ساختارهاي با شكل و اندازه حفره‌هاي يكسان، بسازيم."

محققان دانشگاه كُرنل اين عمل را با كنترل "فازها" و يا با معماري مولكولي ماده بوسيلة كنترل‌كردن مخلوطي از پليمر و سراميك انجام مي‌دهند. ماده از چند مرحلة انتقالي عبور مي‌كند؛ از مكعبي به 6 وجهي و سپس به ‌نازك و مسطح و بعد به 6 وجهي وارونه و مكعبي وارونه. ماده پس از مرحلة مسطح و قبل از مرحلة 6 وجهي وارونه، به صورت ساختمان مكعبي دوگانه موسوم به Plamber’s nightmare مي‌باشد كه قبلاً در سيستمهاي پليمري يافت نشده‌بود. اين ساختمان اولين ساختار با چنين قابليت انطباق بالايي است كه بوسيلة تركيب خاصي از پليمرها و سراميكها توليد مي‌شود. ويسنرمي‌گويد: "اين شانس وجود دارد كه ما به مجموعه‌ا‌ي از ساختارهاي دوگانة ديگر كه در پليمرها وجود دارد و ديگران چيزي در مورد آنها نمي‌دانند، دست پيدا كنيم. ما راه را براي يافتن هرچه بيشتر چنين ساختارهايي باز كرده‌ايم."

اين تحقيقات بوسيلة بنياد ملي علوم، انجمن ماكس-پلانك و مركز تحقيقات مواد دانشگاه كُرنل، پشتيباني شده‌است.

منبع: www. cornel. edu

 

نانوذرات هيدروژل نرم

8 آوريل 2002- محققان مؤسسه فناوري جورجيا، خانواده‌اي از نانوذرات با پايه هيدروژل را بوجود آورده‌اند كه مي‌توانند براي تشكيل كريستالهاي فوتوني مورد استفاده قرار گيرند. مي‌توان ويژگيهاي نوري اين كريستالها را بوسيله تنظيم مقدار ذرات موجود در آب -توسط حرارت- دقيقاً تنظيم كرد.

اين ذرات كروي يكدست و نرم مي‌توانند مبنايي براي "سيال فوتوني" باشند ؛ اين سيال را مي‌توان به منظور تشكيل ساختارهاي خودسامان كه طول موجهاي ويژه‌اي از نور را از خود عبورمي‌دهند، مورد استفاده قرار داد. موارد كاربرد اين ساختارها عبارتند از: سوئيچهاي نوري، ارتباطات راه دور، روشهاي جديد تشخيص بيماري با استفاده از ذرات حساس به مولكولهاي زيستي.

 آندرليون، استاديار شيمي و بيوشيمي اين موسسه گفت: " ما روش بسيار ابتدايي و ساده‌اي براي بدست آوردن يك نوع ذره و توليد انواع مواد نوري از آن داريم و ديگر لازم نيست كه براي هر ماده نوري، يك ذرة جديد تهيه كنيم. ما محلولي پليمري داريم كه مي‌تواند به روشهاي معمولي مانند لايه‌نشاني چرخشي، قالبگيري و ريخته‌گري تهيه شود كه اين روشهاي معمولي را نمي‌توان براي انواع ديگر مواد فوتوني كلوئيدي بكار برد."

ليون و همكارانش تقريباً صد نوع مختلف از ذرات هيدروژل با قطرهايي حدود 50 نانومتر تا 2 ميكرون را ساخته‌اند. دماي كريستــاله شدن ذرات در طــي فرآيند تشكيــل، بطــور شيميايي در محدوده °C60-10كنترل مي‌شود.

اين نانوذرات ازاتصال پلي-ان-ايزوپروپيل اكريل‌آميد (pNIPAm) با متيلنبيس (اكريل‌آميد) (BIS) حاصل مي‌شوند. پس از رسوب پليمر در محلول، ذرات با يك فرآيند گريز از مركز ساده از آب جدا مي‌شوند. نتيجه كار، ماده ژلاتيني شفافي است كه آبي كمرنگ، سبز يا قرمز بوده و گرانروي[11] آن بيشتر از عسل است.

به منظور دستيابي به ويژگيهاي نوري مطلوب و دلخواه براي ماده ژلاتيني، بايد آن را تا بالاتر از دماي تغيير فاز ذرات سازنده هيدروژل گرم كرد. در اين حالت، كريستالهاي فوتوني نظم خود را از دست داده و مقداري از آب نانوذرات كاسته مي‌شود. پس از دفع مقدار كمي از آب، اين امكان به ذرات داده مي‌شود كه خنك‌شده، دوباره آب جذب كرده و دوباره كريستاليزه شوند. اين سيكل گرمايي موجب مي‌شودكه ذرات هيدروژل نرم، آرايش شش‌وجهي سه‌بعدي پيدا كرده و ساختاري دي‌الكتريك تناوبي بيابند.
-كه براي ويژگيهاي نوري لازم است.- مرحله گرم كردن و دوباره سرد كردن[12]  حدوداً 15 مرتبه تكرار مي‌شود تا ساختار كريستالي با ويژگيهاي نوري دلخواه بدست آيد.

محققين بوسيله كنترل هيدراته شدن ذرات، مي‌توانند رنگ مواد را تحت كنترل بگيرند. بنا به اظهارات دكتر ليون، آنها كنترل خيلي خوبي در هر دو زمينه دامنه انتقال و دقت فرآيند داشته و توان طراحي رنگ مواد را دارند.

در دماي  بالاتر از دماي تغيير فاز، مواد سريعاً به حالت مايع در‌آمده و مي‌توان آنها را با استفاده از روشهاي استاندارد تهيه پليمر، بر روي سطوح پخش كرده و شكل‌دهي كرد.

با آنكه ممكن است امكان كاربرد عملي اين ذرات تا چندين سال ديگر طول بكشد، اما محققين موارد استفاده‌اي را در صنعت ارتباطات پيش‌بيني مي‌كنند؛ بدين ترتيب كه كريستالهاي فوتوني با قابليت تنظيم دقيق مي‌توانند به منظور استخراج اطلاعات ضبط شده بر روي فيبرهاي نوري در طول موجهاي ويژه، مورد استفاده قرار گيرند. فرستادن سيگنالهاي كددار در طول موجهاي مختلف اين امكان را به فيبرها مي‌دهد كه طي فرآيندي موسوم به multiplexing حجم زيادي از اطلاعات را انتقال دهند. كريستالهاي قابل تنظيم كه از طريق فرآيند جورجيا تهيه مي‌شوند فقط محدوده باريكي از طول موجها را از خود عبور داده وامكان بازيافت جريانهاي خاصي از اطلاعات را از فيبرهاي نوري فراهم ‌كنند.

بعلاوه، اين گروه در مواردي كه نانوذرات به دما حساس باشند، ذراتي ساخته‌اند كه انتقال فاز در آنها براساس حساسيت به ميزان PH و حضور يونهاي فلزي صورت مي‌گيرد. آنها همچنين مشغول كار بر روي ذراتي هستندكه به پروتئينهاي خاص يا ديگر مولكولهاي زيستي حساسيت نشان مي‌دهند؛ و اين مي‌تواند در علم پزشكي براي پي بردن به علائم بيماري و تشخيص آنها مفيد واقع شود.

با اين وجود هنوز كارهاي زيادي باقي‌مانده كه بايد بر روي مواد مورد بحث انجام شود. ليون معتقد است كه مي‌توان نوعي نانوپودر به همان روش تهيه كريستالها توليد كرد كه قادر به انعكاس طول موجهاي ويژه‌اي باشد. به عقيدة وي، اين مواد به علت خودسامان بودن، پايداري ترموديناميكي زيادي دارند؛ بنابراين خواص نوري اين ذرات حاصل آرايش خاص ترموديناميكي آنهاست و اين، امكان توليد موادي با ماهيت بسيار پايدار را به ما مي‌دهد.

سرعت توليد، پايداري و تكرار‌پذيري اين فرآيند از جمله مزاياي آن به شمار مي‌رود.

 سرمايه مالي اين تحقيق توسط شركت تحقيقاتي فناوري جورجيا تأمين شده است. مقاله‌اي نيز در اين زمينه جهت درج در مجله "Advanced Materials" پذيرفته شده و نتيجه كارهاي قبلي در شماره 13 ژولاي 2000 مجله "Physical Chemistry" به چاپ رسيده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 14:47  توسط مجتبی سفره | 
 به طور كلي صنايع عمده مصرف كننده كانيهاي گروه فلدسپات شامل : صنايع شيشه (جام، ظروف شيشه اي ، فايبرگلاس) ، صنايع سراميك (بدنه سراميك، كاشي، چيني بهداشتي ،….) لعاب ، پر كننده ها ، ساينده ها و ا لكترودهاي جوشكاري مي‌باشد . از فلدسپات فرآوري نشده در توليد الومينا از نفلين سينيت، قطعات سنگي سخت قابل مصرف در راه سازي ، اطفاء شعله در صنايع كبريت سازي و …. استفاده مي‌شود.
تفكيك تجاري كانيهاي گروه فلدسپات شامل فلدسپاتهاي پتاسيم دار با حداقل و فلدسپاتهاي سديم دار با حداقل مي‌شود. مجموع درصد دو اكسيد قليايي تعيين كننده ميزان مصرف آن در صنايع شيشه است .
قسمت اعظم كانيهاي گروه فلدسپات در صنايع سراميك و شيشه مورداستفاده قرار مي گيرد.
جدول (6) ميزان مصرف فلدسپات و نفلين سينيت در جهان در سال 1998 نشان مي دهد.


ميزان مصرف فلدسپات و نفلين سينيت در جهان در سال 1998

همانطور كه دراين جدول مشاهده مي شود، در سال 1998، حدود 85 درصد از توليدات جهاني كانيهاي فلدسپات در شيشه سازي و سراميك سازي مصرف شده است.
يكي از اجزاء تشكيل دهنده فلدسپاتها، اكسيدهاي عناصر آلكالن هستند كه حضورشان به عنوان كمك ذوب در ساخت شيشه و سراميك الزامي است و در واقع همين اكسيدها دليل اصلي مصرف زياد كانيهاي فلدسپات دراين دو صنعت است. توليد آلومينا از نفلـين سينــيت در سال 1998، حدود 7% از كل مصرف را تشكيل مي دهد.
ساير مصارف فلدسپات و نفلين سينيت در سال 1998 بالغ بر 1250 هزارتن بوده كه در توليد ظروف شيشه اي، سراميكهاي خانگي، فيبر شيشه اي و لعاب ، تركيبات شيميايي، پركننده ها و آگرگاتها به كار مي رود.
از فلدسپات سديك به سبب دماي ذوب پايين (C º1150 ) ، چسبندگي كم و ساير موارد در تهيه انواع لعابها و شيشه استفاده مي كنند، حال آنكه فلدسپات پتاسيك در اكثر موارد به عنوان كمك ذوب و ماده اصلي سازنده ساخته هاي سراميكي كاربرد دارد.از آنجا كه ميزان مصرف فلدسپات پتاسيك در سطح بالاتري قرار دارد، ارزش اقتصادي آن نيز از فلدسپات سديك بيشتر است .
آلكالي فلدسپاتها مصارف صنعتی فراوانی دارند ولی کاربرد صنعتی پلاژیوکلاز ها اندک است .
مهمترين منبع آلكالي فلدسپات ها، پگماتيت ها و به ويژه نوع پگماتيت های بسيار عميق آن است. بيش از 50 درصد آلكالي فلدسپات ها در تهيه شيشه به مصرف مي رسند. نقش فلدسپات ها در شيشه، بالا بودن مقاومت آن در مقابل خمش و جلوگيري از تبلور است.

سراميك:
30 درصد از الکالی فلدسپارها در صنايع سراميك کاربرد دارند. در ساخت انواع محصولات سراميكي از آلكالي فلدسپات بهره مي برند.سراميك هاي سيليسي از رس، كوارتز، فلدسپار، نفلين سينيت و ديگر افزودني ها مانند تالك، كربنات كلسيم و ولاستونيت ساخته مي شوند.اين آميزه به همراه 30 تا 35% آب و مواد ضد فلوكه شدن مانند سيليكات سديم بالاتر از 800 درجة سانتيگراد حرارت داده مي شوند.
با انجام فرآيندهاي لازم از آن مي توان در تهية چيني شفاف و نيمه شفاف، سراميك كف و ديوار، سرويس بهداشتي، چيني الكتريكي، لعاب، كالاهاي سفيد و مينا استفاده كرد. ميزان فلدسپار در سراميك 55-10%، سرويس هاي سفيد چيني شيميايي و چيني هتل 30-15% ، 35-25% در سرويس بهداشتي و 50-30% در چيني الكتريكي است.
فلدسپار سديم نيز در چيني ها مورد استفاده قرار مي گيرد چرا كه ارزان تر بوده و خاصيت سيلان بيشتري دارد ولي نوع پتاسيم، هدايت الكتريكي كمتر، خاصيت نسوزي بيشتر و قويتر دارد كه در چيني هاي عايق ولتاژ بالا كاربرد دارد.
فلدسپاتها به عنوان كمك ذوب در بدنه سراميكها استفاده مي شود. صنعت سراميك سازي حدوداً‌ 6/6 ميليون تن در سال، كمك ذوب مصرف مي كند كه قسمت عمده آن را فلدسپاتها تشكيل مي دهند. به نظر مي رسد كه بيش از 40% تقاضا براي فلدسپات و نفلين سينيت، يعني حدود 5/5 ميليون تن در سال، در اين صنعت مصرف مي شود (راسكيل، 1999).
محصولات عمده اين صنعت شامل ظروف سفالي، ظروف چيني، ظروف سراميكي، سفال سخت، كاشي ديوار و كف ، سراميك ساختماني، سراميكهاي تزئيني، چيني بهداشتي، چيني استخواني، چيني بدل، چيني هنري، چيني صنعتي و مانند چيني الكتريكي است. گروه ديگري از سراميكها به نام سراميكهاي ظريف وجود دارند كه مصرف فلدسپات در آنها كم است.
مواد فلدسپاتي كه در توليد سراميك به كار مي رود شامل فلدسپات، نفلين سينيت، آپليت، پگماتيتهاي فلدسپاتي كرنيش ستون و ريوليت دانه ريز است.
فرمولاسيون سراميكها به دو بخش تقسيم مي شود كه شامل مواد سازنده نرم و خميري و مواد سازنده سخت است. اجزاء‌تشكيل دهنده نرم،‌رسها و پركننده هاي خنثي هستند كه باعث تبديل مواد به شكل دلخواه مي شوند و اجزاء تشكيل دهنده سخت كه اساساً ‌شامل كمك ذوبها هستند اين امكان را فراهم مي كنند كه شكل موردنظر، با كاهش حرارت مذاب تغيير نكرده و به همان حالت اوليه باقي بماند.
پودر فلدسپات دراين صنعت به علت وجود اكسيدهاي آلكالن در حرارت نسبتاً‌ پائين ذوب شده و بــه صورت شـيشـه بقيه مواد را در برمي گيرد و علاوه برآن ، سيليس را به بدنه سراميكي اضافه مي كند و همچنين موجب افزايش مقاومت و ويسكوزيته لعابهاي شيشه اي به كار رفته دراين صنعت مي شود.
فلدسپاتهاي سديم دار و فلدسپاتهاي پتاسيم دار هردو دراين صنعت مصرف مي شود ولي فلدسپاتهاي پتاسيك كاربرد بيشتري دراين صنعت دارند. استفاده از نفلين سينيتها دراين صنعت به جاي فلدسپاتهاي پتاسيم دار موجب صرفه جويي در مصرف انرژي مي شود زيرا در درجه حرارتهاي كمتري ذوب مي شود.
خواص فلدسپاتها به عنوان كمك ذوب به ميزان سيليس آزاد، درصد اكسيدهاي آلكالن، نسبت سديم و پتاسيم و تركيب بدنه سراميكي موردنظر بستگي دارد.

شيشه:
در حدود 65 درصدازآلكالي فلدسپاتها در صنايع شيشه سازي استفاده می شود.در صنايع شيشه سازي از فلدسپات براي تأمين آلومينيوم و سديم مورد نياز شيشه استفاده مي شود. فلدسپار به عنوان منبع Na2O, Al2O3 K2O, و سيليس در توليد انواع شيشه (تخت، ظروف، فايبرگلاس، شيشه بوروسيليكات و تلويزيون) بكار مي رود. درصد فلدسپار شيشه از 5/0-0% در شيشه تخت و الياف فايبرگلاس، 8 % در ظروف شيشه و 11% در برخي شيشه هاي خاص 18% در فايبرگلاس هاي عايق. آلومينا باعث افزايش امكان كاركردن با شيشه مذاب شده و مقاومت آن را در برابر مواد شيميايي و خوردگي زياد مي كند. آلكالي ها نقش روان كننده داشته و با حمله به ديگر كاني هاي مخلوط مانند سيليس انحلال و ذوب آن را آسانتر مي كنند.
صنايع شيشه سازي يكي از مهمترين مصرف كنندگان فلدسپات و نفليت سينيت است كه تقريباً‌نيمي از تقاضا براي آنها را پوشش مي دهد. دراين صنعت مواد اوليه به سه منظور مورداستفاده قرار مي گيرند. برخي از اين مواد سازنده هاي شيشه هستند، گروهي به عنوان پايداركننده و برخي ديگر به عنوان كمك ذوب مصرف مي شوند.
درساخت شيشه بيش از 70 كاني براي حصول خصوصيات موردنظر به كار مي رود كه مهمترين آنها سيليس، كربنات كلسيم و بي كربنات سديم هستند. كاني اصلي تشكيل دهندة شيشه، سيليس است كه استفاده از آن، باعث پايداري بالاي شيشه در درجه حرارت معمولي ودرصورت داشتن ساختمان بي نظم موجب پايداري شيشه در درجه حرارتهاي بسيار بالاتر مي شود. MgO،CaOو Al2O3 به عنوان پايداركننده در شيشه به كار مي روند. در شيشه سازي فلدسپات به عنوان ماده اوليه براي افزودن آلومينا (Al2O3) به شيشه به كار مي رود كه يكي از اجزاء بسيار مهم شيشه است. شيشه معمولي يك تا دو درصد آلومينا دارد. گرچه درصد قابل توجهي آلومينا در اغلب شيشه ها وجود ندارد ولي اين اكسيد باعث مي شود كه كاركردن با شيشه آسان شده و همچنين باعث افزايش مقاومت شيشه در برابر خوردگي شيميايي، افزايش سختي و دوام شيشه شده و امكان تبلور شيشه را كاهش مي دهد. هنگامي كه مقداري از مواد نسوز كوره در شيشه حل مي شود آلومينا هم وارد شيشه مي شود. بسياري از مواد اوليه به كار رفته در شيشه، آلومينا را به صورت ناخالصي به همراه دارند ولي بهترين روش اضافه كردن آلومينا به شيشه، استفاده از فلدسپات به عنوان ماده اوليه است. K2O،Na2OوB2O3 به عنوان كمك ذوب در صنايع شيشه مورداستفاده قرار مي گيرند و مصرف آنها باعث پائين آوردن نقطه ذوب و آميختن ساير مواد خام با يكديگر مي شود. كانيهاي گروه فلدسپات تأمين كننده اكسيدهاي قليايي (Na2O, K2O) دراين صنعت است.
شيشه ها انواع گوناگون دارند كه برحسب نياز بازار ميزان تقاضا براي آنها متفاوت است و مهمترين انواع آنها، ظروف شيشه اي، شيشه جام و فايبرگلاس است. ظروف شيشه اي براي بسته بندي مواد به كار مي رود و در فرآيندهاي ممتـد با به كـار بردن قالبــهاي گونـاگون بـه شكل دلخواه ساخته مي شود. اين گروه بيشترين مصرف شيشه را به خود اختصاص مي دهد و در اكثر كشورهاي جهان بيش از ظروف آلومينيومي، استيل و پلاستيكي، براي بسته بندي مواد به كار مي رود. نوع ديگر شيشه كه مصارف زيادي دارد. شيشه جام يا تخت است. در اين شيشه هر دو رويه تخت بوده و نور را از خود عبور مي دهد. از اين نوع شيشه در ساخت پنجره، شيشه اتومبيل، آئينه، صفحات خورشيدي و … استفاده مي شود. عمده ترين روش توليد اين نوع شيشه، فرآيند شناورسازي است كه توسط پيلكينگتون در سال 1995 ابداع شد. دراين فرآيند شيشه مذاب بر روي يك لايه مذاب نازك شناور شده و باعث مي شود كه يك سطح كاملاً‌يكنواخت در شيشه به وجود بيايد.
يكي ديگر از محصولات مهم صنايع شيشه سازي، فايبرگلاسها هستند. كاربرد عمده اين محصول براي عايقها استحكام و فيبرهاي نوري است. بازار اصلي فلدسپات و نفلين سينيت در فايبرگلاس در توليد عايقها است. به طوري كه بيش از 18% مواد اوليه را در اينگونه محصولات تشكيل مي دهد. فايبرگلاس معمولاً‌دراثر كشيده شدن يك تكه از شيشه مذاب و تغيير شكل آن به صورت يك رشته، با استفاده از رقيق كردن يا چرخش سريع مذاب، ساخته مي شود.

ساخت فريتهاي لعاب و لعاب شيشه اي :
به طور كلي لعابها بـراي پوشــاندن سطح فلزات به كار مي روند. كاربرد لعابهاي شيشه اي نيز با عملكردي مشابه با ساير لعابها براي پوشش سطح بدنه هاي سراميكي است. علت اصلي استفاده از لعابها، افزايش مقاومت محصولات در برابر واكنشهاي شيميايي،‌افزايش مقاومت حرارتي و بهبود بخشيدن به ظاهر اينگونه محصولات است.
مهمترين جزء سازنده لعابها و لعابهاي شيشه اي، فريتها هستند. مواد خام اصلي تشكيل دهنده فريتها شامل كوارتز، فلدسپات و بوراكس است كه از گداختن اينگونه مواد، نوعي مذاب شيشه اي حاصل مي شود كه آن را بر روي غلطكهاي سرد شده يا داخل آب ريخته و سريع سرد مي كنند. ماده بدست آمده نوعي شيشه شكننده بوده كه فريت ناميده مي شود. به دليل فرآيند سردشدن سريع فريتها چه درحالت خشك و چه درحالت مرطوب به آساني به پودر تبديل مي شوند.

ساينده ها‌ :
مقدار كمي فلدسپات هادرساخت ساينده ها به كار مي رود. ساينده ها موادي هستند كه براي آسياب كردن، صيقل دادن، خراشيدن، پرداخت كردن و پاك كردن به كار مي روند. علت استفاده فلدسپاتها در ساخت اينگونه مواد، شكستگي زاويه دار و سختي متوسط آنها است. اين كانيها داراي دو سيستم رخ عمود برهم هستند كه همين امر باعث ايجاد لبه هاي تيز،‌ذرات جدا از هم براي سايش و تجمع سطحي سست در آنها است.
ساينده هايي كه از فلدسپاتهايي مانند آنورتوزيت ساخته مي شوند براي پاك كردن گرد و غبار موجود در سطح اشياء نسبت به ساير ساينده ها برتري دارند. آنها جانشين خوبي براي ساينده هايي از جنس ماسه سنگها هستند زيرا سختي كمتري داشته و بنابراين به ميزان كمتري سطوح شيشه يا لعابها را خراش مي دهند.


الكترودهاي جوشكاري :
فلدسپات و نفلين سينيت به عنوان كمك ذوب درساخت پوشش الكترودهاي جوشكاري به كار مي رود. اگر چه وجود مواد فلدسپاتي نقش مهمي را به عنوان كمك ذوب در فرآيند جوشكاري ايفا مي كند ولي تقاضا براي اين مواد در ساخت الكترودهاي جوشكاري اندك است.
مخلوط فلدسپات و نفلين سينيت به عنوان تشكيل دهنده روباره در كمك ذوبهاي بين 5 تا 10 درصد مواد اوليه خشك را در مخلوط شامل مي شوند. مصارف جوشكاري عمدتاً‌ در كشتي سازي، ساخت وسايل نقليه، ساخت سازنده هاي فلزي ساختمان سازي و ساخت ديگهاي بخار است.
آينده مصرف فلدسپات در الكترودهاي جوشكاري ارتباط مستقيمي با صنعت فولاد دارد. توليد فولاد به شدت متأثر از اوضاع اقتصادي در جهان است. براي مثال، ميزان توليد آن در اوايل دهة 70 ، 80، 90 به دليل ركورد اقتصادي، كاهش نشان مي دهد. ميزان تقاضا براي فولاد در ميزان تقاضا براي ساخت الكترودهاي جوشكاري و درنتيجه برميزان مصرف فلدسپات در ساخت آنها اثر مي گذارد.

ديگر كاربردها:
براساس خواصي مانند سختي، درخشندگي، ضريب شكست، خنثي بودن و... باعث شده فلدسپار و نفلين سينيت به عنوان يك پركننده در صنايع پلاستيك، لاستيك، چسب ، عايق ، در مواردي تميز كننده و همچنين صابون مفيد شناخته شود ولي ميزان مصرف آنها در اين گونه صنايع بسيار اندك ( 5 % ) است .
براي مثال كاربرد مواد فلدسپاتي به عنوان پركننده و توسعه دهنده بسيار كم بوده و تقريباً مقدار به كار رفته درتوليد رنگ است که سبب مقاومت در برابر سايش مي شود.
ميزان مصرف مواد فلدسپاتي در توليد پلاستيك حدود 30000 تن درهرسال است (راسكيل، 1999). يكي از مشكلات استفاده از فلدسپات به عنوان پركننده،‌مقدار سيليس موجود در آن است. زيرا استنشاق آنها مخصوصاً‌ در مواقعي كه اندازه ذرات پودر شده بسيار ريز باشد موجب عارضه سيليكوز در انسان مي شود. اين عارضه سينه دردي است كه در اثر تنفس پودر سيليس به وجود مي آيد. اين امر سبب شده كه در بسياري از كشورها ميزان سيليس پودر شده در پودر فلدسپات را تا حد قابل قبولي كاهش دهند. اثرات زيان آور پودر سيليس در سلامت انسان، موجب شده كه تقاضا براي نفلين سينيت به عنوان پركننده در بازار نسبت به فلدسپاتها افزايش يابد.

كاربردهاي فلدسپات فرآوري نشده :
يكي از كاربردهاي اينگونه فلدسپاتها در توليد آلومينا است.
در كشورهاي مشترك المنافع عضو اتحاد جماهير شوروي پيشين (CIS) آلومينا از نفلين سينيت توليد مي شود و سپس در ساخت فلز آلومينيوم به كار مي رود. در اين كشورها ميزان آلوميناي توليد شده از نفلين سينيت بيشتر از بوكسيت است چون روسيه از نظر ذخاير بوكسيت فقير است.
ساير مصارف فلدسپاتهاي فرآوري نشده در ساخــت قطعات سنگي قابل مصرف در راه سازي، اطفاء شعله در صنايع كبريت سازي، مخلوط تشكيل دهنده بدنه آجر، پوشش دانه اي سقف، سنگ ريزه هاي موردمصرف در مرغداري و به عنوان بالاست خط آهن است.
تفکیک تجاری کانیهای گروه فلدسپار شامل فلدسپارهای پتاسیم دار با حداقل 10 %K2O= و فلدسپارهای سدیم دار با حداقل 7 % Na2O= می شود.مجموع درصد دو اکسید قلیایی(K2OوNa2O)تعیین کننده میزا ن مصرف آن در صنایع شیشه است .
درصنايع گوناگون بيشتر از نفلين سينيت به عنوان پركننده استفاده مي شود. كاربرد اصلي فلدسپات و نفلين سينيت به عنوان پركننده در صنايع رنگسازي است كه تقريباً‌ حدود 300 هزارتن در هر سال، معادل 90ـ85 درصد مصرف پركننده ها دراين صنعت است (راسكيل، 1999)، تقاضا براي فلدسپات و نفلين سينيت در صنعت رنگسازي با ابداع تكنولوژي جديد توليد آسترها افزايش پيدا كرده است. آسترهاي دربردارنده آب مهمترين نوع آستر بوده و حلال اصلي آن آب است.
ماده پركننده اصلي به كار رفته دراينگونه آسترها نفلين سينيت و ولاستونيت است چون آسترهاي دربردارنده آب بايد PH بازي داشته باشند و كاني ذكر شده، PH اين آسترها را تا حدود 10 بالا مي برد. مزيت ديگر استفاده از اين كاني ها، سهولت پراكندگي آنها در آب است.
توسعه تكنولوژي در صنايع توليد آستر، منجر به توليد آستر پودري شده است. پركننده اصلي به كار رفته در اينگونه آسترها باريت و ولاستونيت است ولي استفاده از نفلين سينيت در ساخت آنها به سرعت رو به افزايش است. نفلين سينيت موجب افزايش مقاومت سايش در آسترها شده و ظرفيت گرمايي ويژه بالاي آن، جريان مذاب را در توليد اينگونه آسترها بهبود مي بخشد.
مطالعات بسيار زيادي برروي كميت و كيفيت كانيهاي گروه فلدسپات در صنايع انجام گرفته و بسته به نوع محصول توليدي، روش توليد و كيفيت آن، مقادير متفاوتي از اين كانه در صنايع گوناگون مصـرف مي شود. در صنايع سراميك، ميزان مصرف كانيهاي گروه فلدسپات در ظروف سراميكي 20-17 درصد، كاشي ديوار 11-0 درصد و چينيهاي الكتريكي 35-25 درصد است.
درصنايع شيشه، ميزان مصرف اين كاني در ظروف شيشه اي 8 درصد، عايقها توليدشده از فايبرگلاس 18% و شيشه هاي مخصوص 111درصد است (1998 ،Industrial Minerals).
كيفيت كانيهاي گروه فلدسپات براساس تركيب شيميايي آنها تعيين شده كه برهمين اساس نيز مورد مصرف آن درصنايع مختلف تعيين مي شود. علاوه برآن يكنواختي دانه بندي نيز داراي اهميت است.
تفكيك تجارتي كانيهاي گروه فلدسپات شامل فلدسپاتهاي پتاسيم دار با حداقل 10% = K2O، فلدسپاتهاي سديم دار، باحداقل 7% = Na2O مي شود. مجموع درصددواكسيد قليايي (K2O, Na2O) تعيين كننده ميزان مصرف آن در صنايع شيشه است.
فلدسپاتهاي مناسب براي صنعت شيشه بايد حدود 19% ،Al2O3 داشته باشد درصورتي كه نفلين سينيت مورد مصرف در صنايع شيشه بايد داراي 23% ، Al2O3 باشد.
درانواع فلدسپاتهاي مختلف تجارتي مقدار آهن يكي از عوامل تعيين كننده كيفيت آن است. براي توليد شيشه هاي با كيفيت بالا مقدار آهن نبايد از 05/0 درصد تجاوز كند.حد عمومي اكسيد آهن (Fe2O3) در فلدسپاتهاي مورد مصرف در صنايع شيشه 08/0 درصد است. در مورد نفلين سينيت نيز براي انواع فقير از آهن 1/0 درصد و غني از آهن 35/0 درصد است. در صنايع سراميك حد مجاز آهن به صورت Fe2O3 حدود 07/0 درصد است. گرچه دربعضي از محصولات در توليد بدنه مي توان اين حد را كمي بالاتر برد. درمورد نفلين سينيت مصرفي در صنايع سراميك نيز حد مجاز آهن حدود 07/0 درصد تعيين شده است (راسكيل 1999).
فلدسپات به كار رفته در ساخت الكترودهاي جوشكاري وساينده به ترتيب مي تواند داراي 5/1% و2/1% آهن باشد (راسكيل، 1999).
علاوه برتفاوت در مقدار آهن به كار رفته در صنايع گوناگون، اندازه ذرات فلدسپات نيز، در هريك از صنايــع مصرف كننده متفاوت است. اندازه ذرات فلدسپاتهاي موردمصرف درصنايع شيشه بين 40-20 مش بوده و اين اندازه براي نفلين سينيت 30 مش است. اندازه ذرات فلدسپاتها و نفلين سينيتهاي موردمصرف در صنايع سراميك كمتر از 200 مش است.
تعداد زيادي از نهشته هاي فلدسپات با مشخصات تجاري متفاوت در اكثر نقاط جهان بهره برداري مي شود. بنابراين مشخصات كمي و كيفي آن در صنايع مصرف كننده در اكثر كشورهاي جهان به طور دقيق مشابه يكديگر نيست.
در جداول 7،8،9،10و11به ترتيب، مشخصات فلدسپات تجاري موردمصرف در صنايع شيشه و ظروف سفالي، مقادير اكسيدهاي آلكالن و آلومين در انواع مختلف شيشه، تركيب شيمي فلدسپاتهايي كه به طور متداول در ساخت بدنه هاي ظروف چيني در كشورهاي عمده توليد كنندة اين ظروف به كار مي رود، تركيب شيميايي تيپيك نمونه هاي فلدسپات در ايران و مشخصات فلدسپاتهاي به كار رفته به عنوان پركننده آورده شده است.


مشخصات فلدسپات تجاري موردمصرف در صنايع شيشه و ظروف سفالي



مقادير اکسيدهاي آلکالن و آلومين در انواع مختلف شيشه بر حسب درصد



ترکيب شيميايي فلدسپاتهايي که به طور متداول در ساخت بدنه ظروف چيني در کشورهاي عمده توليد کننده اين ظروف به کار مي رود



ترکيب شيميايي تپييک نمونه هاي فلدسپات در ايران



مشخصات فلدسپاتهاي به کار رفته به عنوان پرکننده

موادي كه به عنوان پركننده به كار مي روند بايد به صورت پودر، عاري از سنگ ريزه، خنثي و نامحلول بوده وضريب شكست بالا و وزن مخصوص پائيني داشته باشند. بايداندازه ذرات ريز بوده و دانه بندي آنها متناسب با نوع كاربردشان باشد. استفاده ازمواد فلدسپاتي درمقايسه با سايرپركننده ها از برخي جهات داراي برتري است. آنها داراي شفافيت خشك خوب، پراكندگي خوب، PH ثابت بوده و خنثي هستند، اينگونه پركننده ها در برابر اسيدها مقاوم بوده و ميزان جذب روغن در آنها پائين است.
اندازة ذرات نفلين سينيت به كار رفته در رنگ به عنوان يك پركننده بايد حدود 10 تا 44 ميكرون، جذب روغن آن بين 20 تا 35 ( ) ،‌وزن مخصوص 61/2 ، ضريب شكست حدود 70/2 و شكل ذرات آن بايد گرد باشد (1998 ، Industrial Minerals).
اندازه ذرات فلدسپات به كار رفته در كمك ذوب موردمصرف در ساخت پوشش الكترودهاي جوشكاري، نبايد متجاوز از 250 ميكرون باشد چون ممكن است باعث ايجاد خصوصيات جوش خوردگي غيرقابل پيش بيني شود. استاندارد اندازه ذرات در آنها به طور مشخص حدود 75 ميكرون است. اين كمك ذوبها بايد نسبتاً‌ خنثي باشند.
اندازه ذرات فلدسپات به كار رفته در ساينده ها، حدود 100 ميكرون است در مورد پودرهاي صنعتي پرداخت كننده، اندازه ذرات درشتر از 100 ميكرون و در برخي از موارد براي تركيبات صيقل دهنده كمتر از 2 ميكرون است. اندازه ذرات به كار رفته در ساينده ها بايد به دقت مشخص شود، به طوري كه نه آنقدر درشت باشد كه باعث خراشيدن سطوح شود و نه آنقدر ريز باشد كه هيچگونه عمل سايشي را انجام ندهد.

استانداردها:
در شيشه نوع سديم و در سراميك نوع پتاسيم ارجحيت دارند. فلدسپار با درجه بندي شيشه: 6-4% K2O،7-5% Na2O،19% Al2O3 و حداكثر 08/0% Fe2O3 و اندازة 40-20 مش.
فلدسپار در سراميك يا سفال: 14-5% K2O ،حداكثر 07/0% Fe2O3 و 200 مش.
باتوجه به وجود پديده انحلال جامد در بين كانيهاي گروه فلدسپات تعيين استاندارد از ديدگاه كاني شناسي مشكل بوده و معيار آن تركيب شيميايي محصول توليدي است. علاوه برآن اندازه ذرات به عنوان معيار ديگري براي محصول توليدشده در صنايع مختلف موردتوجه قرار مي گيرد.جدول(12)تجزيه شيميايي تيپيك فلدسپاتهاي تجارتي را نشان مي دهد(هندي بوك كانيهاي صنعتي،‌1998 و لوفوند، 1983).


تجزيه شيميايي تپيک فلدسپات هاي تجارتي

باتوجه به تعداد بسيار زياد ذخائر و به دليل وجود انحلال جامد عيار و تركيب شيميايي فلدسپاتهاي تجــارتي متفـاوت است كه بـراي ويژگيهاي ذخائر معدني و كيفيت محصولات توليدي هركشور مي توان به بخش 5 گزارشهاي راسكيل مراجعه كرد.
بازيافت:
بازيافت ظروف شيشه اي در حال افزايش است، نرخ بازيافت آن در آمريكا 35% و دربعضي كشورهاي اروپايي تا 90% است. كاربري ديگر ظروف بازيافتي، پيش مادة فايبرگلاس است (تا40%) بازيافت بعد از مصرف شيشه تخت، فايبرگلاس و انواع خاص شيشه بسيار نادر است.

جايگزين ها:
ساينده:
بوكسيت وآلومينا(آلوميناي ذوب شده)،كروندم،الماس،دياتوميت، گارنت،منيتيت، نفلين سينيت، اليوين، پرليت، پوميس، ماسه سيليسي، استاروليت، تريپلي، كربيد سيليسيوم، ايلمنيت.

پركننده :
تري هيدرات آلومينيوم، باريت، كربنات كلسيم، كائولن، ميكا، نفلين سينيت، پرليت، پيروفيليت، تالك، سيليس ميكروكريستالين، سيليس سنتز شده(پودر شده)، سيليس مصنوعي وولاستونيت.

شيشه:
آلوميناي كلسيم دار شده يا كلسيته يا هيدرات آلومينا (شيشه هاي مخصوص)،آپليت، سربارة فولاد، خرده شيشه، كائولن،كولت (فايبرگلاسهاي مصرف شده در نساجي)، نفلين سينيت(ظروف شيشه اي و فايبرگلاسهاي مصرف شده در ساخت عايق) و روباره در صنايع فولاد بوده كه پس از جدايش آهن به روشــهاي مناطيسي به عنوان منبع آلومينا و كمــك ذوب در صنـايع شيشه مورد استفـاده قرار مي گيرد.

سراميك:
آپليت، نفلين سينيت .
قسمت اعظم كانيهاي گروه فلدسپات در صنايع سراميك و شيشه مورد استفاده قرار ميگيرد . جدول 13 و شكل 4 ميزان مصرف جهاني فلدسپات در فاصله سالهاي 2001-1997 را نشان مي‌دهد.


مصرف جهاني فلدسپات در سالهاي 2001-1997 (هزارتن)



ميزان مصرف جهاني فلدسپات در فاصله سالهاي 2001-1997

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 14:45  توسط مجتبی سفره | 
http://http://babybaba3.freeblog.hu/Files/Howz_that.MHT
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 12:54  توسط مجتبی سفره | 
http://www.sargarmi.com/cards/monkey%20love.swf
+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:41  توسط مجتبی سفره | 
http://121azad.mihanblog.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:51  توسط مجتبی سفره | 
فلدسپات
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:14  توسط مجتبی سفره | 
فلدسپات
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:13  توسط مجتبی سفره | 
news:yasinceramic.blogfa.com/
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:11  توسط مجتبی سفره | 
ایران شناسی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:3  توسط مجتبی سفره | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 12:16  توسط مجتبی سفره | 

پرسش و پاسخ در محضر امام رضا(ع)

ایسکانیوز ـ این نوشتار گلچینی از کتاب ارزشمند ( عیون اخبار الرضا (ع) ) نوشته علامه جلیل القدر و عالم بزرگ و بر جسته تشیع شیخ صدوق (قدس سره الشریف) ترجمه علی اکبر غفاری و حمیدرضا مستفید است که به مناسبت میلاد خجسته و نورانی حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) نگاشته شده است که حاوی
نکات مهمی از این کتاب ارزشمند است تا بتوانیم جرعه ای از چشمه سارهای ولایت رضوی را به جان و دلمان بنوشانیم . به دلیل آنکه درباره زندگانی و تحلیل شخصیت آن حضرت و زندگی سیاسی و معنوی معظم له کتابهای متعددی نوشته شده است، در صدد بر آمدیم که با جستارگری در اذهان جامعه خصوصا جوانان به سؤالهای آنان از زبان امام رضا (ع) پاسخ گوئیم. علاوه بر این لازم است کتابهای منبع را که بیشتر برای محققین و فقها کاربرد دارد به میان عموم مردم و اذهان عمومی جامعه بیاوریم و نظر به تخصصی و حجیم بودن این گونه کتابهای گرانقدر، روش کار آمد برای این مقصد ارزشمند نکته برداری بر مبنای نیازهای فکری و عملی عموم مردم است . امید است به درگاه ایزدی و ولایت رضوی مقبول افتد . شایان توجه است که جوابها از امام رضا (ع) می‌باشد و سؤالها را نویسنده طرح نموده و یا از متن کتاب است و در پایان جواب حضرت، صفحه کتاب مرجع ذکر شده است.
سؤال اول: برخی از مخالفان ائمه (ع) گمان می کردند که لقب رضا را مامون به امام هشتم (ع) داده است و وجه آن را چنین بیان کرده‌اند که او به ولایتعهدی مامون رضایت داده است. ابی نصر بزنطی این سؤال را از حضرت جواد (ع) پرسید که آ یا این گمان درست است؟ امام جواد فرمود : «کذبوا والله و فجروا بل الله تبارک و تعالی سماه الرضا لانه کان رضی لله عزوجل فی سمائه و رضی لرسوله و الائمه من بعده صلوات الله علیهم فی ارضه» (ص24)
به خدا سوگند که دروغ و خلاف می گویند بلکه خداوند تبارک و تعالی او را رضا نامید زیرا او مورد رضایت خداوند در آسمان و مورد رضایت رسول خدا و همه ائمه بعد از رسول خدا در زمین قرار داشت .

سوال دوم : بزنطی مجددا سؤال کرد ، مگر همه ائمه (ع) مورد رضایت خدا و رسول نبوده اند پس چرا از میان همه آنها ، امام هشتم به رضا ملقب گشت؟ امام جواد (ع) فرمود :«لانه رضی به المخالفون من اعدائه کما رضی به الموافقون من اولیائه» زیرا هم مخالفین از دشمنان و هم موافقین از مجیبن و دوستداران آن حضرت او را قبول کردندو به او رضایت دادند . (ص25 )
بر مبنای بیان امام جواد (ع) ، لقب رضا بیانگر بعد هوشمندی و سیاستمداری امام رضا (ع) است که در مقابل تصمیم مکارانه و شیطنت آمیز مامون در مورد ولایتعهدی آن حضرت اتخاذ شده است. هدف مأمون حل بحران مشروعیت حکومت خویش بود زیرا مورد هحجه نهضت های مردمی قرارگرفته بود و نیز جهت کاهش فشارهای علویان بر حکومت انجام می گرفت. اما رضا (ع) با پذیرش ولایتعهدی درمقابل مأمون موضع گیری نمود و درنتیجه دشمنان و در راس آنها مامون دچار خیال خامی شدند و تصور کردند که به اهداف خود خواهد رسید لذا از او راضی شدند و از طرف دیگر آن حضرت شرط پذیرش ولایتعهدی را عدم دخالت در امر حکومت قرار داد و با این درایت در جهت حل بحران مشروعیت حکومت مامون نه تنها قدمی بر نداشت بلکه این بحران را با عدم تایید حکومت و به نمایش گذاشتن سیره زاهد انه رسول خدا در متن حکومت اشرافی گری مامون، آن بحران را شدیدتر نمود و بر این اساس قیام های مردمی بر علیه مامون نه تنها کاهش پیدا نکرد بلکه افرایش یافت و درنتیجه محبین و شیعیان آن حضرت که ابتدا از پذیرش ولایتعهدی و مامون ناخرسندی بودند، خرسند شدند و مامون بخاطر همین شکست آن حضرت را به شهادت رساند.
سؤال سوم : روایت واردشده است که (مومنین در خانه های خود در بهشت پروردگارشان را زیارت می کنند. ) با توجه به اینکه خداوند قابل رویت نیست معنی این روایت چیست؟
امام رضا (ع):
« خداوند فضیلتی برای حضرت محمد (ص) نسبت به جمع مخلوقات خود قرار داده است و آن اینکه طاعت و تبعیت خود را در طاعت و تبعیت پیامبر قرار داده است و زیارت خود را در دنیا و آخرت ، زیارت پیامبر در دنیا و آخرت قرار داده است و لذا مومنین دربهشت خویش می توانند رسول خدا را زیارت کنند و این زیارت خداوندست . (ص229 230)
سؤال چهارم: به چه نکاتی در باب خدا شناسی باید معرفت یابییم تا از انحراف در شناخت خداوند مصون مانیم ؟
امام رضا (ع) :
نکته اول: « من وصف الله تعالی بوجه کالوجوه فقد کفر لکن وجه الله تعالی انبیاؤه و رسله و حججه صلوات الله علیهم قال الله تعالی : «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام » «کل شیء هالک الا وجهه » کسی که خداوند را به صورتی از صورتهای موجودات توصیف کند کافر است لکن آنچه وجه خداوند مطرح شده مراد شخصیت پیغمبران و رسولان و حجت های الهی هستند که خداوند درباره شان فرمود : همه چیز فانی می شود و وجه عظیم و کریم پروردگارت باقی می ماندو هر چیزی از بین می رود مگروجه خداوند (ص23)
نکته دوم: «من برائت می جویم از کسانی که می خواهند خداوند را به ذات او بشناسند و لذا او را به اشیاء تشبیه می کنند. اگر کسی بخواهداو را تشبیه به اشیاء کند درنتیجه به شرک دچار می شود و کسانیکه چنین کردند نشانه های خداوند را رب خویش قرار دادند . »(ص234 )
نکته سوم: کلماتی که در قرآن گمان تشبیه خداوند به مخلوقات را دراذهان ایجاد می‌کند مانند «خلقت بیدی» یعنی انسان را با دستم خلق کردم و یا وجه ربک یعنی صورت پروردگار، باید متناسب با شان خداوند معنا کنیم بنابراین مراد از دست خدا یعنی قدرت و قوت خداوند و صورت خداوند یعنی انبیا و اولیاء یا و مراد از «ترکهم فی ظلمات لا یبصرون ) رها کردن در تاریکی ها را نباید مانند رها کردن انسان معنا نمود بلکه به معنای این است که بواسطه کفر برای آنها طبیعت ثانویه ایجاد کرد و یا فراموش کردن خداوند کسانی را که خدا را فراموش نمودند، این فراموشی مانند فراموشی انسان نیست بلکه به معنای رها کردن آنها ست و...(ص 235)
حقیقت این است که خداوند با انسان بازبان انسانی صحبت می کند و نه با زبان خدایی و لذا کلام خداوند نازل شده است یعنی از مرتبه الوهیت به مرتبه درک و فهم انسانی تنزل یافته است بنابر این در خداشناسی لازم است که کلام او متناسب با شان او معنا شود . بعنوان مثال اگرپدری با کودک خود با زبان کودکی سخن می گوید در شناخت این پدر نباید با توجه به سخنان کودکانه او سخن گفت.
نکته چهارم: «اعتقاد به جبر یعنی اعمال ما را خداوند انجام می دهد و ما را بر آ‌ن عذاب می کند کفر است و تفویض یعنی خداوند امر خلق را به حجت‌های خود واگذار نمود ه است شرک است و معرفت صحیح این است که انسان نسبت به انجام امر الهی و ترک نهی الهی دارای اختیار است و نقش خداوند درکمال انسان این است که اراده و مشیت اودر طاعات، صدور اوامر و رضایت نسبت به آن و کمک نمودن انسان در اطاعت و اراده و مشیت الهی در معاصی، نهی و خشم و ایجاد خذلان نسبت به گناهکاران است . (ص251 و 252 )
«واما معاصی به امر خداوند نیست لکن به قضا وقدر و مشیت و علم اوست (اما با اراده انسان انجام می گیرد )و لذا خداوند انسان را به آن عقاب می نماید (ص288 )
سوال پنجم : برخی از روشنفکران مرجعیت علمی امامان معصوم (ع) را نفی کرده اند و دلیل آنها این است که بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) ارتباط با وحی قطع شده است و آنچه به عنوان منبع فهم دین وجود دارد قرآن و کلام پیامبر است که هر کس حق دارد از آن فهم خود را مطابق با زمان خویش داشته باشد و فهم امامان شیعه هم فهمی از فهم های دین می‌باشد و برای زمان خود حجت است زیرا این فهم در کثیری ازموارد مستند به قرآن و کلام رسول خدا (ص) نمی باشد و آنچه حجت است است قر آن و کلام رسول خدا (ص) است که قابلیت برداشت و قرائتهای مختلف رادارد . قرائت امامان یک قرائت است و قرائت دیگران هم قرائت دیگر.
اولاسؤال این است که منبع معرفت دینی امامان(ع) و آنچه در تبیین دین و احکام الهی بیان فرموده اند چیست؟
امام رضا (ع):
«یکی از علائم امام این است که نزد او کتاب جامعه است که آنچه فرزندان آدم به آن نیاز دارند در آن وجوددارد و نیز نزد او جفر اکبر و اصغر است که جمیع علوم در آن وجود دارد ونیز مصحف فاطمه (س) نزد اوست. » (ص439).
« امام بواسطه روح القدس مورد عنایت است و بین او بین خداوند ستونی از نور وجود دارد که اعمال مردم را در آن می بیند و آنچه را بدان احتیاج دارند بر آن آگاه می گردد . »(ص440 )
«خبر هایی که از حوادث آینده می دهد از پدرانش از رسول خدا(ص) به اورسیده است و حضرت رسول نیز از جبرئیل و او از خداوند علام الغیوب تعلیم یافته است .»(ص441 )
سؤال ششم : ثانیا این سؤال مطرح است که آ یا با ختم نبوت ، امامت نیز ختم می شود وآیا اصولا عقول انسان می تواند در حوزه انتخاب امام و درک حقیقت امامت وارد شود؟
امام رضا (ع):
«خداوند تبارک و تعالی پیامبر خود را قبض روح نکرد مگر آنکه دین را برای اوکامل نمود و قرآن را براو نازل فرمود که در آن هر چیز به تفصیل بیان شده است ،حلال و حرام و حدود و احکام و جمیع نیازمندیها را کاملا تبیین نمود و لذا فرمود : « و ما فرطنا فی الکتاب من شی )(انعام -31 ) در کتاب چیزی را فرو گذار نکرده ایم و در حجه الوداع در آخر عمر رسول خدا نازل فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا » (مائده -3 ) امروز دین را برای شما کامل گردانیدم و نعمت خویش را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان یک دین برا ی شما پسندیدم . و بنابر این با امر امامت دین کامل شد و رسول خدا ازدنیا نرفت مگر آنکه برای امت راهنمایان و معالم دین را تعیین نمود و راهشان را واضح گرداند و در مسیر حق قرار داد و علی علیه السلام را بعنوان راهنما و امام برای آنها تعیین کرد . امامت جلیل القدر تر ، عظیم الشأن ترو والاترو منیع تر و عمیق تر از آن است که عقول مردم به آن دست یابند و با آراء و عقاید خویش بخواهند به آن برسند یا با انتخاب خویش بخواهند امام را تعیین کنند ، زیرا امامت را خداوند به ابراهیم بعد از نبوت اختصاص داد و فرمود :«انی جاعلک للناس اماما »(بقره 124 ) من خود، تو را برای مردم امام قرار دادم . سپس با جمله «لاینال عهدی الظالمین » (بقره 124 ) امامت هر ظالمی را تا روز قیامت باطل نمود . سپس خداوند امامت را در فرزندان پاک و بر گزیده او قرار داد و فرمود : «ووهبنا له اسحاق و یعقوب نافله و کلاجعلنا صالحین و جعلنا هم ائمه یهدونا بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات» (انبیا73 و 74 ) و اسحاق و یعقوب را به او عطانمودیم و همگی آنها را صالح وامامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کنند و به آنها انجام خیر ها و اقامه نماز و زکات را وحی نمودیم و آنها برای ما بندگی نمودند. این امامت نسل به نسل در فرزندان ابراهیم به ارث نهاده شده تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله آن را به ارث برد و خداوند فرمود:«ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا و الله ولی المومنین» (آل عمران 67 )سزا وارترین و شایسته ترین مردم در انتساب به ابراهیم کسانی هستند که ایمان آوردند و خداوند ولی مومنین است . این امامت مختص به رسول خدا (ص) بود تا اینکه به دستور خداوند این امامت را به گردن علی(ع) نهاد با روشی که خداوند واجب نموده بود و در فرزندان برگزیده او که خداوند به آنها علم و ایمان داده داد قرار گرفت و دلیل آن قول خداوند عزوجل است که می فرماید : «فقال الذین اوتو العلم و الایمان لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعث فهذا یوم البعث »(روم -56) کسانی که علم و ایمان به آنها داده شده در روز قیامت به مجرمین می گویند : شما طبق کتاب خدا تا قیامت در قبر ماندید و امروز روز قیامت است . و این امامت در فرزندان علی تا روز قیامت خواهد ماند... امام حلال خدا را حلال وحرام خدا را حرام ، حدود الهی را اقامه و ازدین خدا حفاظت می‌نماید و با حکمت و مو عظه حسنه و دلیل نافذ به را ه خدا دعوت می کند . امام مانند خورشید درخشان برای عالم است و او در افقی قرار دارد که دستها و چشم‌ها را یارای رسیدن به آن نیست ... چه کسی می تواند ادعای نیل به معرفت به امام را داشته باشد و او را تعیین و اختیار نماید؟! هیهات، هیهات : نه هرگز هرگز، عقل‌ها در وصف تنها شانی از شوونات و فضلی از فضائل امام سرگشته و سرگردان و اندیشمندان متحیر و دیدگان درمانده و ناتوان گشته چگونه حقیقت امامت قابل دسترسی است؟! انتخاب مردم کجا این حقیقت کجا؟! عقل ها کجا و این حقیقت کجا؟! گمان کرده اند این امامت در غیر آل رسول صلی الله و آله و سلم است بخدا قسم نفسشان به آنان دروغ گفته و اباطیل آنان را به آرزو انداخته است و در نتیجه به پرتگاهی بلند و مشکل و لغزنده پا گذارده‌اند که پاهاشان از آن خواهد لرزید و سقوط خواهند کرد با عقولی سرگردان ، نا قص و بایر و عقایدی گمراه کننده در صدد نصب امام بر آمده اند که جز دوری از مقصد نتیجه ای نخواهند گرفت ... خداوند می فرماید : «ما لکم کیف تحکمون ام لکم کتاب فیه تدرسون ان لکم فیه لما تخیرون ام لکم ایمان علینا بالغه الی یوم القیامه ان لکم لما تحکمون »(قلم 36 تا 41 ) چه شده است شما را چرا چنین حکم می کنید نکند کتابی از آسمان دارید که در آن می خوانید که آنچه خود بخواهید برای شما خواهد بود یا اینکه پیمانی تا قیامت با خدا دارید مبنی بر اینکه هر آنچه حکم می کنید ا زما گرفته اید؟ و خداوند فرمود :(افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» (محمد -24 ) آیا در قرآن تدبرنمی کنند یا بر دل های آ نها قفل زده شده است؟ خداوند می فرماید : (أفمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لایهدی الا ان یهدی فما لکم کیف تحکمون» (یونس 35 ) آیا آنکه خود ، هدایت کننده مردم به سوی حق است شایسته تر است از او تبعیت کنند یا آنکه تا را هنمایی اش نکنند هدایت نمی یابد ،چه می شود شما را چرا اینگونه حکم می کنید؟! (ص444 تا 455 )
سؤال هفتم : اهل سنت وارثین کتاب را در آیه 32 سوره فاطر که می فرماید: ما بندگان برگزیده خود را وارثین کتاب قرار دادیم را «امت اسلامی» تفسیر کرده اند:«ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عباد نا » و بر اساس این تفسیر معتقدند که فهم و معرفت دینی به مردم واگذار شده است و بر این اساس مرجعیت علمی امامان شیعه و اهل بیت پیامبر اکرم (ص) را نفی می کنند . دکتر سروش دقیقا همین مبنا را پذیرفته و در جدید ترین نظریه خود به صراحت بیان نموده است و این اعتقاد با اعتقاد اهل سنت تطبیق کامل دارد . سؤال این است که مرادازبندگان برگزیده درآیه شریفه چه کسانی هستند و نتیجه این وراثت چیست؟
امام رضا(ع) :
« نظر من این است که خداوند از «بندگان برگزیده»، «عترت طاهره» را اراده نموده است زیرا در ادامه این آیه می‌فرماید: بعضی ازبندگان من ظالم به خویشتن هستند و برخی میانه‌رو و برخی دیگر در خیرات پیش قدم هستند: «فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن الله و هوالفضل الکبیر» و سپس در آیه بعد می‌فرماید همه این بندگان برگزیده در بهشت هستند :‌«جنات عدن یدخلونها یحلون فیها من اساور من ذهب»
پس اگر مراد از بندگان برگزیده «امت اسلامی» است پس چگونه گروه ظالم نسبت به نفس واردبهشت می‌شوند؟»
«خداوند «عترت طاهره» را توصیف به پاکی و زدودن رجس از آنها نموده است :‌«انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً» (احزاب 33) خداوند اراده کرده است که از شما اهل بیت رجس را بزداید و شما را کاملا تطهیر نماید و پیامبر اکرم آنها را عدل کتاب قرارداده است که در فهم و معرفت دینی مردم را تعلیم می‌دهند: «انی مخلف فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی الا و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما ایها الناس لاتعلموهم فانهم اعلم منکم» من دو شی‌ء و گرانبها را درمیان شما باقی می‌گذارم :‌کتاب و عترتم که اهل بیت من هستند بدانید که اینها از همدیگر جدا نمی‌شوند تا در حوض کوثر به من برسند پس دقت کنید که در مورد آنها بعداز من چه می‌کنید ای مردم به آنان چیزی نیاموزید زیرا آنان از شما عالم‌ترند.
وبر این اساس مساله طهارت و وراثت کتاب در مورد برگزیدگان هدایت شده مطرح شده است و آنها از فاسقین تفکیک شده‌اند و این حقیقت را خداوند عز و جل چنین می‌فرماید:‌«و لقد ارسلنا نوحا و ابراهیم و جعلنا فی ذریتهما النبوه و الکتاب فمنهم مهتد و کثیر منهم فاسقون» ]حدید 26[ نوح و ابراهیمن را فرستادیم و نبوت و کتاب را در فرزندان آنها قرار دادیم. بعضی ازاین فرزندان هدایت یافته‌آند و کثیری از آنها فاسق‌اند.
همچنین خداوند در آیات 45 و 46 سوره هود، فرزند نوح را به علت آنکه فاسق بوده است از اهل بیت او محسوب نکرد: «فقال ربّ انّ ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین ـ یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح فلا تسألن ما لیس لک به علم انی اعظک ان تکون من الجاهلین» نوح گفت: پروردگارا فرزند من از اهل من است و وعده تو که نجات اهل من است حق می‌باشد و تو بهترین حکم کنندگان هستی (خداوند فرمود:) ای نوح او از اهل بیت تو نیست بلکه او عمل غیرصالحی است و از من به آنچه علم نداری درخواست نکن و من تو را بیم می‌دهم که اگر از جاهلین باشی.» (ص 468 تا 473)
سؤال هشتم: گفته می‌شود که امامان شیعه مطالبی را می‌گویند که نه در کتاب آمده و نه در کلام رسول خدا (ص) و چون با رحلت پیامبر اکرم (ص) وحی و ارتباط مستقیم با خداوند منقطع شده است بنابراین آنچه امامان شیعه می‌گویند و مستند به قرآن و کلام رسول خدا (ص) نیست یا باید تشریع باشد و یا باید فهم و قرائتی از دین ، و چون هیچکدام مستند به وحی نیست پس برای دیگران حجت نمی‌‌باشد. (نظریه دکترسروش)
سؤال این است که آنچه امامان عظیم القدر شیعه می‌گویند و مستقیما به آیه‌ای از قرآن یا سنت رسول خدا (ص) استناد نمی‌کنند، آیا تبیین کلام وحی است و یا مطالب جدیدی است که به نظر آنها رسیده است؟ و به تعبیر دیگر کلام آنها نسبت به وحی، تبیین است یا اجتهاد؟
امام رضا (ع):
«رسول خدا (ص) آنچه از حلال و حرام و فرائض و احکام بیان نموده است کاملا تابع وحی و تسلیم امر و رساننده از سوی خدا بوده است و این حقیقت در کلام خداوند آمده است که: «ان اتبع الا ما یوحی الی» ]یونس 15[ من تبعیت نمی‌کنم مگر آنچه به من وحی شده است.
ما اهل بیت تجویز نمی‌کنیم آنچه را که رسول خدا (ص) تجویز نکرده باشد و همچنین امر نمی‌کنیم خلاف آنچه را او امر کرده است به آن مگر به خاطر خوف و ضرورت ]تقیه[ و هرگز آنچه را او حرام کرده است حلال نمی‌کنیم و آنچه را او حلال کرده است حرام نمی‌کنیم زیرا ما تابع رسول خدا (ص) و تسلیم او هستیم چنانکه رسول خدا (ص) تابع و تسلیم امر پرودگار خویش بود. کلام ما بر مبنای این آیه است که: «ما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا» [حشر7] آنچه را رسول خدا برای شما آورد بپذیرید و آنچه شما را از آن نهی کرده است باز ایستید.» (ص 685 تا 687)
نویسنده: حجت الاسلام احمد امید
قرآن‏شناسی از دیدگاه امام خمینی(ره)
قرآن شناسان تاكنون قرآن را از زاویه‏های مختلف نگاه كرده‏اند. همچنین افكار و اندیشه‏های امام خمینی (ره) به عنوان یك قرآن شناس برجسته و تأثیرگذار بر مسلمانان از جهات گوناگون بررسی و تحقیق شده است. نویسنده مقاله حاضر كوشیده است تا قرآن‏شناسی امام را از نظر راه و رسم برخورداری از قرآن طرح و شرح كند. ما امیدواریم كه این مقاله از یك سو فتح بابی باشد برای قرآن‏شناسی دیگران و از سوی دیگر، گامی هرچند كوچك در فراخوانی از همه آنان كه مایلند در ویژه‏نامه قرآن‏شناسی امام خمینی ما را یاری رسانند.

این كتاب بزرگ الهی كه از عالم غیب الهی و قرب ربوبی نازل شده... از بزرگترین مظاهر رحمت مُطلقه الهیه است. این مطلبی است كه امام خمینی در كتاب آداب الصلواة عنوان كرده‏اند.
 

قرآن شریف به قدری جامع لطایف و حقایق و سرایر و دقایق توحید است كه عقول اهل معرفت در آن حیران می‏ماند. این، اعجاز بزرگ این صحیفه نورانیه آسمانی است، نه فقط حسن تركیب و لطف بیان و غایت فصاحت و نهایت بلاغت و كیفیت دعوت و اخبار از مغیبات و اِحكام اَحكام و اتقان تنظیم عایله و امثال آن، كه هر یك مستقلاً اعجازی فوق طاقت و خارق عادت است. بلكه می‏توان گفت این كه قرآن شریف معروف به فصاحت شد و این اعجاز در بین سایر معجزات مشهور آفاق شد، برای این بود كه در صدر اول اعراب را این تخصص بود و فقط این جهت از اعجاز را درك می‏كردند و جهات مهم‏تری كه در آن موجود بود و جهت اعجازش بالاتر و پایه ادراكش عالی‏تر بود اعراب آن زمان درك نكردند. الآن نیز آنهایی كه هم افق آنها هستند، جز تركیبات لفظیه و محسنات بدیعیه و بیانیه چیزی از این لطیفه الهیه ادراك نكنند.1
قرآن یك سفره گسترده‏ای است كه همه از آن استفاده می‏كنند، منتها هر كس به وضعی استفاده می‏كند.2 آن برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عایله بشری از مقام شامخ احدیت به كشف تام محمدی (ص) تنزل كرد كه بشریت را به آنچه باید برسند، برساند. این صحیفه الهیه، كتاب احیای قلوب به حیات ابدی علم و معارف الهیه است. این كتاب خداست و به شؤون الهیه جل و علا دعوت می‏كند.4
اهداف و مقاصد نزول قرآن
ما باید مقصود از تنزیل این كتاب را قطع نظر از جهات برهانی، كه خود به ما مقصد را می‏فهماند، از خود كتاب خدا اخذ كنیم. صاحب كتاب مقصد خود را بهتر می‏داند. اكنون به فرموده‏های این مصنف راجع به شؤون قرآن نظر می‏كنیم، می‏بینیم خود می‏فرماید: "ذالك الكتاب لاریب فیه هدی" للمتقین". این كتاب را كتاب هدایت خوانده است. می‏بینیم در یك سوره كوچك چندین مرتبه می‏فرماید: "ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مذكر" می‏بینیم می‏فرماید "وانزلنا الیك الذكر تبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفكرون". می‏فرماید: "كتاب انزلناه مبارك لیدبروا آیاته و لیتذكر اولوالالباب". (سوره ص آیه29)
بدان كه این كتاب شریف، چنانچه خود بدان تصریح فرموده، كتاب هدایت و راهنمای سلوك انسانیت و مربی نفوس و شفای امراض قلبیه و نوربخش سیر الی الله است. بالجمله، خدای تبارك و تعالی به واسطه سعه رحمت بر بندگان، این كتاب شریف را از مقام قرب و قدسی خود نازل فرموده و بر حسب تناسب عوالم تنزل داده تا به این عالم ظلمانی و سجن طبیعت رسیده و به كسوه الفاظ و صورت حروف درآمده، برای استخلاص مسجونین در این زندان تاریك دنیا رهایی مغلولین در زنجیرهای آمال و امانی و رساندن آنها از حضیض نقص و ضعف و حیوانیت به اوج كمال و قوت و انسانیت.5،
مقصد قرآن، چنانچه خود آن صحیفه نورانیه می‏فرماید: هدایت به سبل سلامت است و اخراج از همه مراتب ظلمات است به عالم نور و هدایت به طریق مستقیم است. باید انسان به تفكر در آیات شریفه مراتب سلامت را از مرتبه دانیه آن، كه راجع به قوای ملكیه است تا منتهی النهایه آن كه حقیقت قلب سلیم است... به‏دست آورد. و سلامت قوای ملكیه و ملكوتیه گم شده قاری قرآن باشد، كه در این كتاب آسمانی این گم شده موجود است و باید با تفكر آنرا استخراج كند.6 هیچ جا بهتر از قرآن نیست. هیچ مكتبی بالاتر از قرآن نیست. این قرآن است كه ما را هدایت می كند به مقاصد عالیه كه در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمی‏دانیم. 7
اتصال معنویت به مادیات و انعكاس معنویت در همه جهات مادیت از خصوصیات قرآن است كه افاضه فرموده است. قرآن در عین حالی كه یك كتاب معنوی، عرفانی و آنطوری است كه به دست ماها، به خیال ماها، به خیال جبرییل امین هم نمی‏رسد، در عین حال یك كتابی است كه تهذیب اخلاق می‏كند، استدلال هم می‏كند، حكومت هم می‏كند، و وحدت را هم سفارش می‏كند و قتال را هم سفارش می‏كند
[ آرمان اصلی وحی این بوده است كه برای بشر معرفت ایجاد كند، معرفت به حق تعالی در راس همه امور این معناست. اگر تزكیه گفته شده و دنبالش تعلیم گفته شده است، برای این است كه نفوس تا تزكیه نشوند نمی‏توانند برسند.9] از مقاصد و مطالب آن، دعوت به تهذیب نفوس و تطهیر بواطن از ارجاس طبیعت و تحصیل سعادت و بالجمله، كیفیت سیر و سلوك الی الله است10
قرآن و كتاب‏های حدیث، كه منابع احكام و دستورات اسلام است با رساله‏های عملیه كه توسط مجتهدین عصر و مراجع نوشته می‏شود، از لحاظ جامعیت و اثری كه در زندگی اجتماعی می‏تواند داشته باشد به كلی تفاوت دارد نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادی آن، از نسبت صد به یك هم بیشتر است.11 كتابی است كه آدمی باید از اینجا تا آخر دنیا و تا آخر مراتب حركت بكند، یك همچو كتابی است كه هم معنویات انسان را درست می‏كند و هم حكومت را درست می‏كند، همه چیز توی قرآن هست.12 قرآن كتاب تعمیر مادیات نیست. همه چیز است. انسان را به تمام ابعاد تربیت می‏كند، مادیات را در پناه معنویات قبول دارد ، و مادیات را تبع معنویات قرار می‏دهد.13 ما یك همچو كتابی داریم كه مصالح شخصی، مصالح اجتماعی، مصالح سیاسی، كشورداری و همه چیزها در آن هست. قرآن مشتمل بر تمام معارف است و تمام مایحتاج بشر است.15
انگیزة بعثت بسط این سفره در بین بشر از زمان نزول تا آخر است این یكی از انگیزه‏های كتاب است و انگیزه بعثت است. "بعث الیكم" رسولی را كه تلاوت می‏كند بر شما قرآن را، آیات الهی را، ویزكیهم و یعلمهم الكتاب الحكمه" این شاید غاین این تلاوت باشد، تلاوت می‏كند برای تزكیه و برای تعلیم و برای تعلیم همگانی، تعلیم همین كتاب و تعلیم حكمت كه آن هم از همین كتاب است. پس انگیزه بعثت نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است كه تزكیه پیدا كنند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتی كه در آنها موجود است تا اینكه بعد از اینكه نفوس مصفا شدند، ارواح و اذهان آنها قابل این بشود كه كتاب و حكمت را بفهمند.16 انگیزه نزول این كتاب مقدس این است كه این كتاب در دسترس همه قرار بگیرد و همه از او به اندازة سعه وجودی و فكری خودشان استفاده كنند. 17
مهجوریت قرآن و راه‏های رهایی از آن
اكنون ببیینم چه گذشته است بر كتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترك پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم. مسایل اسف انگیزی كه باید برای آنها خون گریه كرد، پس از شهادت حضرت علی شروع شده است. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن كریم را وسیله‏ای كردند برای حكومتهای ضد قرآنی و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را با بهانه‏های مختلف و توطیه‏های از پیش تهیه شده آنان را عقب زده و با قرآن در حقیقت، قرآن را، كه برای بشر تا ورود به حوض، بزرگترین دستور زندگانی مادی و معنوی بوده و هست از صحنه خارج كردند و هر چه این بنیان كج به جلو آمد، كجی‏ها و انحراف‏ها افزون شد. تا آنجا كه قرآن كریم را كه برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان، بلكه عایله بشری، از مقام شامخ احدیت به كشف تام محمدی تنزل كرد، كه بشریت را به آنچه باید برسند، برساند و این ولیده "علم الاسماء" را از شر شیاطین و طاغوت‏ها رها سازد، و جهان را به قسط و عدل برساند و حكومت را به دست اولیاء الله معصومین، علیهم صلوات الاولین و الاخرین بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشریت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند كه گویی نقشی برای هدایت ندارد... و مع‏الاسف به دست دشمنان توطیه‏گر و دوستان جاهل، قرآن، این كتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستان‏ها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آن كه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و كتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به كلی از صحنه خارج شد.18
ای قرآن، ای تحفه آسمانی و ای هدیه رحمانی! تو را خدای جهان برای زنده كردن دل‏های ما و باز كردن گوش و چشم توده مردم فرستاد، تو نور هدایت و رهنمای سعادت ما هستی تو ما را از منزل حیوانی می‏خواهی به اوج انسانی وجود رحمانی برسانی، فسوسا كه آدمیزادگان قدر تو را ندانسته و پیروی تو را فرض خود نشمردند، اسفا كه قانون های تو در جهان عمل نشد تا همین ظلمتخانه و جایگاه مشتی وحشیان و درندگان كه خود رامتمدنین جهان می‏دانند، رشك بهشت برین شود و عروس سعادت در همین جهان در آغوش همه درآید. 19
اسلام همه چیز برای مسلمین آورده است، همه چیز، قرآن در آن همه چیز است لكن مع‏الاسف ما استفاده از آن نكرده‏ایم و مسلمین مهجورش كردند یعنی استفاده‏ای كه باید از آن بكنند نكردند. 20
قرآن و اسلام مهجور و مظلوم‏اند، برای اینكه مهجوریت قرآن و مهجوریت اسلام به این است كه مسایل مهم قرآنی و مسایل مهم اسلامی یا به كلی مهجور است یا برخلاف آنها بسیاری از دولت‏های اسلامی قیام كرده‏اند. 21
بر قرآن آموز و آنكه از قرآن بهره می بردلازم است كه یكی دیگر از آداب مهمه را به كار بندد تا استفاده حاصل شود و آن رفع موانع است كه ما از آنها تعبیر می‏كنیم به حجب بین مستفید قرآن. این حجابها بسیار است كه ما به بعض از آنها اشاره می‏نماییم.
از حجاب‏های بزرگ، حجاب خودبینی است كه شخص متعلم، خود را به واسطه این حجاب مستغنی بیند و نیازمند استفاده نداند. و این از شاهكارهای مهم شیطان است كه همیشه كمالات مرهومه را بر انسان جلوه دهد و انسان را به آنچه كه دارد راضی و قانع كند و ماورای آنچه پیش اوست، هر چیز را از چشم او ساقط كند. مثلاً اهل تجوید را به همان علم جزیی قانع كند و آن را در نظر آنها جلوه‏های فراوان دهد و دیگر علوم را از نظر آنها بیفكند و حَمَله قرآن را پیش آنها به خود آنها تطبیق دهد و آنها را از فهم كتاب نورانی الهی و استفاده از آن محروم كند و اصحاب ادبیت را به همان صورت بی‏مغز راضی كند و تمام شؤون قرآن را در همان كه پیش آنهاست نمایش دهد. و اهل تفاسیر به طور معمول را سرگرم كند به وجوه قرایات و آرای مختلف از باب لغت و وقت نزول و شأن نزول و مدنی و مكی بودن و تعداد آیات و حروف و امثال این امور... شخص مستفید باید تمام این حجب را خرق كند و از ماورای این حجب به قرآن نظر كند و در هیچیك از این حجاب‏ها توقف نكند كه از قافله سالكان الی الله باز ماند و از دعوت‏های شیرین الهی محروم شود.22
یكی دیگر از حجاب‏هایی كه مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است، اعتقاد به آن است كه جز آن كه مفسرین نوشته یا فهمیده‏اند، كسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست. و تفكر و تدبر را به تفسیر به رای كه ممنوع است، اشتباه نمودند و به واسطه این رأی فاسد و عقیدة باطله، قرآن شریف را از جمیع فنون استفاده عاری و قرآن را به كلی مهجور نموده‏اند در صورتی كه استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد. 23
یكی دیگر از حجب كه مانع از فهم قرآن شریف و استفاده از معارف و مواعظ این كتاب آسمانی است، حجاب معاصی و كدورات حاصله از طغیان و سركشی نسبت به ساحت پروردگار عالمیان است كه قلب را حاجب شود از ادراك حقایق. 24
از حجب غلیظه، كه پرده ضخیم است بین ما و معارف و مواعظ قرآن، حجاب حب دنیاست كه به واسطه آن قلب تمام هم خود را صرف آن كند و وجهه قلب یكسره دنیوی شود و قلب به واسطه این محبت از ذكر خدا غافل شود و از ذكر و مذكور اعراض كند. و هرچه علاقه‏مندی به دنیا و اوضاع آن زیادت شود، پرده و حجاب قلب ضخیم‏تر گردد. 25
مادامی كه انسان در حجاب خود هست نمی‏تواند این قرآن را كه نور است و به حسب فرمایش خود قرآن، نور است، نور را كسانی كه در حجاب هستند پشت حجاب‏های زیاد هستند، نمی‏توانند ادراك كنند. گمان می‏كنند كه می‏توانند اما نمی‏توانند. تا انسان از حجاب‏های بسیار ظلمانی خود خارج نشود، تا گرفتار هواهای نفسانی است، تا گرفتار خودبینی‏هاست، تا گرفتار چیزهایی است كه در باطن خود ایجاد كرده است از ظلماتی كه بعضی‏ها فوق بعض است، لیاقت پیدا نمی‏كند انسان كه این نور الهی در قلب او منعكس شود. 26
راه‏های ترویج قرآن (اصول ترویج قرآن)
یكی از وصایای رسول اكرم (ص) وصیت به تلاوت قرآن است. و فضل تلاوت و حفظ و حمل و تمسك و تعلم و مداومت و مزاولت و تدبر در معانی و اسرار آن بیش از آن است كه به فهم قاصر ما درست آید و آنچه از اهل بیت عصمت -علیهم السلام - درخصوص آن وارد شده است در این اوراق نگنجد؛ و ما به بعض آن قناعت می‏كنیم فرموده: قرآن عهد خداوند است به سوی بندگان؛ همانا سزاوار است كه هر فرد مسلمانی در هر روز به آن عهد نظر كند و از آن پنجاه آیه قرائت كند. فرمود حضرت سجاد علیه السلام- كه آیات قرآن خزانه‏هایی است، پس هر وقت گشوده شد خزینه‏ای، سزاوار است كه نظر كنی در آن. و در اخبار رجوع به آن و تدبر در معانی آن بسیار وارد است. و در حدیث است كه: مؤمنی كه قرائت قرآن كند در حال جوانی، داخل شود قرآن به گوشت و خون او، و او را خداوند با سفرای كرام نیكوكار قرار دهد، و قرآن پناه اوست در قیامت و در محضر حق گوید: خداوندا هر عاملی اجر عملش را گرفت غیر از عامل به من، پس بهترین عطایای خود را به او برسان. پس خدای تعالی به او بپوشاند دو حله از حله‏های بهشتی و بر سر او تاج كرامت نهد. پس خطاب شود: آیا راضی شدی؟ قرآن عرض كند: من امید بیشتر داشتم پس امن و امان را به دست راست او دهند و حذر را به چپ. پس داخل بهشت شود و به او گفته شود قرائت كند و بالا بیا درجه‏ای پس به قرآن خطاب شود: آیا او را به مقامات رساندم و تو راضی شدی؟ عرض كند آری فرمود حضرت صادق ـ علیه‏السلام ـ كه كسی كه قرآن را بسیار قرائت كند و با او عهد تازه كند به مشقت كشیدن در حفظ آن، دو اجر به او عطا فرمایند و از این حدیث شریف معلوم می‏شود كه مطلوب در تلاوت قرآن شریف آن است كه در اعماق قلب انسان تأثیر كند. 27
و از آداب لازمه قرائت قرآن، كه در تأثیر در قلوب سمت رُكنیت دارد و بدون آن هیج عملی را قیمتی نیست، بلكه ضایع و باطل و موجب سخط الهی است، اخلاص است كه سرمایه مقامات اخرویه و رأس المال تجارت آخرت است. در این باب نیز در اخبار اهل بیت (ع) سفارش بلیغ شده است از آن جمله آن است كه جناب كلینی، حدیث كند: قاریان قرآن سه گروه‏اند: یكی آنان كه قرائت قرآن را سرمایه معیشت اتخاذ نمودند و به واسطه آن از ملوك حقوق و شهریه گیرند و بر مردم تقدم جویند و دیگر، آنان‏كه حفظ حروف و صورت قرآن كنند و تضییع حدود آن نمایند و او را پشت سر اندازند چنانچه سوار قدح خود را به پشت آویزد، خداوند زیاد نكند این قسم حَمَله قرآن را، و طایفه دیگر آنان هستند كه قرآن را تلاوت كنند و با دوای قرآن دردهای قلب خود را علاج كنند. 28
از آداب قرائت، كه موجب تأثیر در نفس نیز هست و سزاوار است كه شخص قاری مواظبت آن كند، ترتیل در قرائت است و آن، به طوری كه در حدیث است، عبارت است از حد توسط بین سرعت و تعجیل در آن و تأنی و فتور مفرط كه كلمات از هم متفرق و منتشر گردد گوید پرسیدم از حضرت صادق سلام الله علیه از قول خدای تعالی كه می‏فرماید: "و رتّل القرآن ترتیلاً" فرمود یعنی اظهار كن آنرا اظهار كاملی و سرعت مكن در آن چنانچه در شعر سرعت می‏كنی و متفرق مكن اجزای آنرا چون ریگهای متفرق كه اجزایش با هم ملتیم نشود، لیكن قرائت كنید كه تأثیر در قلوب كند و دل‏های سخت شما را به فزع آورد و هّم شما آخر سوره نباشد یعنی مقصود شما آن نباشد كه قرآن را در چند روز ختم كنید و یا این سوره را به زودی ختم نموده و به آخر برسانید پس انسان كه می‏خواهد كلام خدا را قرائت كند و به آیات الهیه قلب قاسی خود را مداوا كند و با كلام جامع الهی شفای امراض قلبیه خود را بگیرد و با نور هدایت این مصباح منیر غیبی و این نور را دریابد، باید اسباب ظاهریه و باطنیه آن را فراهم كند و آداب صوریه و معنویه آن را فراهم كند، نه مثل آن كه اگر گاهگاهی هم تلاوت قرآن كنیم، علاوه بر آن كه از معانی و مقاصد آن و اوامر و نواهی و وعظ و زجر آن به كلی غافلیم، و گویی آیاتی كه در آن ذكر اوصاف جهنم و عذاب الیم آن یا بهشت و كیفیات نعیم آن گردیده به ما ربطی ندارد و نعوذ بالله در خواندن كتاب قصه حضور قلب ما بیشتر و حواس ما جمع‏تر است از كتاب كریم خدایی - از آداب ظاهر آن نیز غفلت كنیم. 29
مطلوب در قرائت قرآن كریم آن است كه درقلب صورت آن نقش بندد و اوامر و نواهی آن تأثیر كند، و دعوت آن جایگزین شود و این مطلوب حاصل نشود مگر آن كه آداب قرائت ملحوظ شود مقصود از آداب آن نیست كه پیش بعضی قراء متداول شده است كه تمام همّ و همت منصرف به مخارج الفاظ و تادیه حروف شود بلكه مقصود آدابی است كه در شریعت مطهره منظور شده است كه اعظم و عمدة آنها تفكر و تدبر و اعتبار به آیات آن است. 30
یكی از آداب مهمه قرائت قرآن، كه عارف و عامی در آن شركت دارند، و از آن نتایج حسنه حاصل شود و موجب نورانیت قلب و حیات باطنی شود، "تعظیم" است/ و آن موقوف به فهم عظمت و بزرگی و جلالت و كبریای آن است. 31
ما همه قرآن شریف را می‏دانیم كه از معدن وحی الهی برای تكمیل بشر و تخلیص انسان از محبس ظلمانی طبیعت و دنیا نازل شده است و وعده و وعید آن همه حق صراح و حقیقت ثابته است و در تمام مندرجات آن شایبه خلاف واقع نیست، با این وصف این كتاب بزرگ الهی در دل سخت ما به اندازة یك كتاب قصه تأثیر ندارد نه دلبستگی به وعده‏های آن داریم تا دل را از این دنیای دنی و نشئه فانیه برگیریم و به آن نشیه باقیه بربندیم و نه خوفی از وعید آن به قلب ما حاصل آید تا از معاصی الهیه و مخالفت با ولی نعمت احتراز كنیم، این نیست جز آنكه حقیقت و حقیقت قرآن به قلب ما نرسیده و دل ما به آن نگرویده. 32
از حضرت رسول، صلی الله علیه و آله، روایت شده كه هر كه فاتحه الكتاب را قرائت كند، ثواب قرائت قرآن به او می‏دهند. و در روایت دیگر است كه مثل آن است كه تمام قرآن را قرائت نموده... از حذیفه بن یمان رضی الله عنه منقول است كه حضرت رسول خدا (ص) فرمود، "خدای تعالی می‏فرستد عذاب حتم مقضی را برای قومی، پس قرائت كند بچه‏ای از بچه‏های آنها در كتاب: "الحمدلله رب العالمین" چون خدای تعالی می‏شنود چهل سال عذاب را از آنها مرتفع كند. و از ابن عباس منقول است كه در حالی كه ما نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم، ناگاه فرشته‏ای آمد و گفت بشارت باد ترا دو نوری كه به تو داده شده و به انبیای قبل از تو داده نشده آن دو نور فاتحه‏الكتاب و خواتیم سورة بقره است. [كسی ] قرائت نكند هرگز حرفی از آن را مگر آنكه حاجت او می‏دهم. 33
آثار انس با قرآن
تلاوت قرآن در واقع زمانی مطلوب است كه در اعماق قلب انسان تأثیر كند و باطن انسان صورت كلام الهی گردد و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد و اشاره به این فرموده آنجا كه می‏فرماید، جوان مؤمن اگر قرائت كند، قرآن در گوشت و خون او وارد شود. و این كنایه از آن است كه صورت قرآن در قلب مستقر و جایگزین گردد به طوری كه خود باطن انسان كلام الله مجید و قرآن حمید گردد به اندازه لیاقت و استعدادش. 34
كسی كه خود را عادت داد به قرائت آیات و اسمای الهیه از كتاب تكوین و تدوین الهی، كم‏كم قلب او صورت ذكری و آیه‏ای به خود گیرد و باطن ذات محقق به ذكر الله و اسم الله و آیت الله شود. 35
فرزندم! با قرآن این بزرگ كتاب معرفت آشنا شو، حتی اگر شده با قرائت آن. و راهی از آن به سوی محبوب باز كن و تصور نكنی كه قرائت بدون معرفت اثری ندارد كه این وسوسه شیطان است. آخر، این كتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه كس و نامه محبوب محبوب است اگرچه عاشق و محب مفاد آنرا نداند و با این انگیزه حب محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد. 36
جناب عارف بزرگوار و شیخ عالی مقدار ما می‏فرمودند كه مواظبت بر آیات شریفه آخر سورة "حشر" از آیه شریفه "یا ایها الذین امنو اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد" تا آخر سورة مباركه با تدبر در معنی آنها در تعقیب نمازها خصوصاً در اواخر شب كه قلب فارغ البال است، خیلی مؤثر است در اصلاح نفس. 37
كسی كه تفكر و تدبر در معانی قرآن كرد، در قلب آن اثر كند و كم كم به مقام متقین رسد و اگر توفیق الهی شامل حالش شود، از آن مقام نیز بگذرد و هر یك از اعضاء و جوارح و قوای آن، آیه‏ای از آیات الهیه شود/ و شاید جزوات و جذبات خطابات الهیه او را از خود بیخود كند و حقیقت "اقرا و اصعد" را در همین عالم دریابد تا آن كه كلام را بی‏واسطه از متكلمش بشنود و آنچه در وهم من و تو ناید آن شود. 39
 منابع:
1.امام خمینی، آداب الصلوه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1370ش.
2.امام خمینی، جلوه‏های رحمانی، معاونت فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1371 ش.
3.امام خمینی، ولایت فقیه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1373 ش.
4.امام خمینی، شرح حدیث عقل و جهل، نسخه خطی موجود در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
5.امام خمینی، كشف الاسرار، انتشارات مصطفوی، قم.
6.امام خمینی، چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1371 ش.
7.امام خمینی، صحیفه نور، (مجموعه 22 جلدی) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول.

 

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 8:49  توسط مجتبی سفره | 
جالب است نگاه كنيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 13:38  توسط مجتبی سفره | 
قالب سازی
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 13:35  توسط مجتبی سفره | 
قالب سازی
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 13:34  توسط مجتبی سفره | 

كاشيكاري

مقدمه

هنگاميكه كلمه كاشي به گوش اكثرمردم مي رسد، بي درنگ واژه كاشي سراميكي درذهن آنها تداعي مي گردد.البته جاي تعجب نيست چراكه كاشي سراميكي بي شك رايج ترين پوشش مورداستفاده درهنرمعماري وتزئين اماكن مسكوني وتجاري محسوب مي شود.كاربردكاشي سراميكي از4000 سال قبل ازميلاد درمصرباستان تا استفاده درسفينه هاي فضايي درعصر حاضر ازتاريخچه اي طولاني برخورداراست. كاشي سراميكي با توجه به ايجاد نمايي زيبا وبه عنوان پوشش رايج، نقش كليدي درمعماري اماكن مسكوني دارد.

كاشي راميتوان درمنازل به عنوان تزئين ديوارها، روي پيشخوان آشپزخانه ورستورانها،محوطه هاي اطراف وان ودوش حمام،فضاي اطراف شومينه وغيره مورداستفاده قرارداد.كاشي سراميكي،فضاي خارج ازمنازل مانندتراس ها،ورودي ها وگذرگاه هاي اطراف منازل،استخرها،فضاهاي اطراف حوضچه هاي آب گرم وسونا،بام ها، ديوارباغ ها، سردرهاي منقوش منازل وحتي نقوش تزئيني روي ديوار خارجي منازل رامزين وباشكوه مي نمايد. طيف بسيار وسيع رنگ، طرح، اندازه ونقش دركاشي ها امكان طراحي وتزئين همه نوع بناهاي سنتي ومدرن را دراختيار نصابان قرارميدهد.

كاشي،به مفهومي وسيع تر،به هرواحد تقريبا كوچك ونازك با شكلي هندسي اطلاق مي شودكه درتعدادزيادجهت پوشش سطوح مورداستفاده قرارمي گيرد.اين بدان معني است كه كاشي لزوما ازجنس سراميك نيست. كاشي هاي انعطاف پذير وينيلي كف و پاركتهاي چوبي دومثال بارز دراين زمينه هستند.بسياري ازسنگهاي طبيعي نظير لوح هاي سنگي، سنگهاي مرمر و مرمر رگه دار نيز مانند كاشي مورداستفاده قرارمي گيرند.نام ديگر اين پوششها،سنگهاي پرداخت شده است.برخلاف سنگ فرش هاي شيارداربااشكال، ابعاد وضخامتهاي گوناگون،سنگهاي پرداخت شده رابا اره هاي مخصوص به ابعادمختلف وبه دوصورت صيقلي يا زبر درمي آورند.كاشي هاي سيماني نيزكه بسيارمشابه مدل سراميكي خودهستند،نوع ديگري ازكاشي ها محسوب مي شوند.

اولين نمونه هاي كاشي سراميكي به دوران ماقبل تاريخ بازمي گردند.اين كاشي هاي زمخت وطبيعي ازخاك رس طبيعي وبه شكل چهارگوش ساخته شده ودرزير نور خورشيد خشك    مي شدند.بيش از6000سال قبل واحتمالا درمصر باستان،مردم پي بردندكه پختن كاشي هاي رسي دريك كوره آنها رامستحكم ترومقاوم تردربرابرجذب آب مي نمايد.درهمان دوره كاشي سازان مخلوطهاي متفاوتي ازخاك رس راموردآزمايش قراردادندوآنها راجهت بادوام ترنمودن بدنه كاشي(بيسكوئيت- Bisque) با موادي نظير سنگ گچ پودرشده، سنگ رست،تالك،ميكا يا ماسه مخلوط مي كردند.

مقاومت دربرابر رطوبت رادربعضي ازكاشي ها با افزودن لعاب، دوچندان مي كردندورنگدانه هايي نيزجهت خلق رنگهايي جديد به بدنه كاشي يا لعابها افزوده مي شد.

گرچه روشهاي سنتي توليدكاشي سراميكي طي قرنها همچنان دست نخورده باقي مانده است،ليكن بكارگيري انواع خاكهاي رسي،لعابها وديگر موادگوناگون،تنوع دماي پخت ونيزدفعات پخت باعث توليدكاشيهاي گوناگوني شده است. بايد اذعان داشت كه تركيبات، اندازه،رنگ، بافت ونقش كاشيها بسيارمتنوع وگوناگون است واين سردرگمي خريداررادوچندان            مي كند.باوجوداين،اگرخريدارآگاهي كافي ازروشهاي طبقه بندي كاشيها وطرق نصب آنها داشته باشد،حوزه جستجو جهت يافتن بهترين كاشي بسيارمحدودترخواهدشد.

گونه هاي كاشي سراميكي

كاشي سراميكي داراي انواع وگونه هاي متفاوت وبسياري است.اعمال يا عدم اعمال لعاب،مهم ترين عامل تمايز انواع كاشي بشمار مي آيد.ميزان تخلخل كاشي نيز دردرجه دوم اهميت قراردارد.

لعاب: رنگ دركاشي هاي لعاب خورده مي تواند دربافت كاشي واردشده باشد.اين رنگ      مي تواند رنگ طبيعي خاك رس يا رنگدانه اي باشدكه قبل ازپخت كاشي به رس اضافه شده باشد.دربرخي موارددركاشي هاي لعاب خورده،رنگ(معمولا مخلوطي ازسيليكات سرب و رنگدانه ها)  پس ازپخت بدنه برلعاب سطح اعمال مي شود. سپس كاشي را جهت ممزوج نمودن لعاب با بدنه، مجددا دركوره پخت قرارمي دهند.انواع كاشي هاي لعاب خورده ازبراق روشن تا مات كامل،داراي رنگها،طرحها وبافتهاي سطحي متنوع تري درمقايسه با نوع بدون لعاب هستند

تخلخل:ميزان تخلخل براساس مقدارآب جذب شده توسط كاشي تعيين مي شود.كاشي هاي غيرزجاجي ميزان جذب آبي حدود7درصد يابيشتر،كاشي هاي نيمه زجاجي بين 2تا7 درصد،نوع زجاجي بين6/0 الي 3درصد وگونه غيرجاذب كمتراز5/0 درصد دارند.عموما هرچه زمان پخت ودماي كوره بيشترباشد،كاشي نيززجاجي تر وميزان تخلخل آن كمتر      مي گردد.موزائيكهاي زجاجي سراميكي،كاشي هاي گرانيتي وكاشي هاي پرسلاني ازجمله كاشي هاي زجاجي باميزان جذب آب ناچيز محسوب مي شوند.كاشي هاي پرسلاني نيز باهمان مواداوليه لازم براي چيني پرسلاني،جهت پوشش ديواروكف بسيارمناسب هستند.

بسياري ازكاشيهاي بدون لعاب وكاشيهاي Quarry نيز جزء گونه با زجاجي هستند.نوع غيرزجاجي شامل بدنه هاي سفيد،كاشيهاي ديواري لعاب خورده،برخي بدنه هاي قرمز،كاشيهاي دماي پخت پائين وسنگفرشهاهستند.

 گرچه لعاب سطح هركاشي مقاوم دربرابرجذب آب است،ليكن كاشيهاي لعاب دارممكن است نسبت به نوع بدون لعاب مقاومت كمتري دربرابرآب ازخودنشان دهند.اين مسئله البته بستگي به ميزان مقاومت تخلخل بيسكوئيت كاشي وضخامت لعاب دارد.بااين وجود،آب ازطريق فاصله بين كاشيها كه با ملات پرمي شود،واردبدنه آنها مي گردد.هنگام انتخاب كاشي مناسب براي مكانهاي مرطوب (نظيراطراف دوش و وان،كف حمام واطراف دستشويي) مسئله تخلخل كاشي اهميت بيشتري پيدا مي كند،چراكه آب جذب شده توسط كاشي هاي متخلخل محل امني براي رشد باكتريها خواهدشدوسرانجام بانفوذبه لايه هاي زيرين باعث شل شدن اتصال بين كاشي وزمينه خواهد گرديد.

كاشي هاي غيرزجاجي يا نيمه زجاجي رانبايددرنماي بيروني مناطق سردسير مورداستفاده قرارداد،چراكه آب جذب شده دربدنه كاشي مرتب يخ زده وآب مي شود ودرنهايت باعث ترك خوردن كاشي مي گردد.گرچه فروشندگان كاشي معمولا كاشيها رابرحسب ميزان تخلخل طبقه بندي نمي كنند،ليكن دراين زمينه داراي اطلاعات كافي هستند.معمولا فروشندگان كاشي،كاشي سراميكي رابه سه دسته كاشي ديواري لعاب خورده،كاشي كف و كاشي موزائيكي طبقه بندي مي نمايند.

درهرطبقه،كاشيهارابراساس درجه مقاومتشان دربرابر شرايط محيطي ومواردي نظيرنفوذ آب،مقاومت دربرابر سايش وضربه گروه بندي مي كنند.اندازه،ضخامت وساختار سطح كاشي ازديگر عوامل مهم وموثردرانتخابي صحيح به شمارمي روند(براي مثال،بدنه هاي مقاوم دربرابر لغزندگي براي كاربردهاي كف مناسب ترهستند).كاشيهاي ديگري كه داراي ويژگيها وكاربردهايي مشابه كاشي هاي سراميكي هستند عبارتنداز:آجروكاشيهاي سيماني.گونه هاي متعددسنگ طبيعي نظيرسنگ مرمر،سنگ لوح،گرانيت و مرمر رگه دار نيز به شكل كاشي يافت مي شوند.اين سنگها وهمچنين كاشي هاي چوبي و وينيل درآينده موردبحث خواهندگرفت.

كاشي ديواري:

كاشي ديواري معمول ترين نوع كاشي سراميكي مورداستفاده عموم است كه دراندازه ها،رنگها وطرحهاي گوناگون يافت مي شود.بيشتركاشيهاي تزئين مرسوم ومنقوش بادست متعلق به اين دسته اند.كاشي هاي ديواري معمولا25/0 الي 375/0 ايچ ضخامت، 3*3 اينچ الي 6*6 اينچ ابعاد ودرشرايطي باابعاد واشكال بزرگتر و متفاوت تري به بازار ارائه مي شوند.ابعادمذكور اسمي والبته دربرگيرنده بندكشي نيزهستند.

معمولا،كاشيهاي ديواري نازك،سبك ومتخلخل بوده وبالايه نازكي ازلعاب(فقط مناسب استفاده روي ديوار)پوشانده شده اند.بااين وجود اين، مي توان آنها را روي پيشخوانها يا كفهايي باميزان ترددكم يارطوبت جزئي ماننداتاق خوابها ياحمامها مورداستفاده قرارداد.

كاشيهاي ديواري رامي توان درمحيطهاي مرطوب نظيراطراف وان ودوش نيز نصب كرد.درچنين شرايطي،معمولا يك لايه بتونه ضدآب راجهت محافظت درزها دربرابرنفوذ آب روي كاشي پخش مي كنند.البته درتعدادي ازكاتالوگها،كاشي هاي ديواري اينچنين طبقه بندي نشده وآنها رابانام طراحشان مي شناسندواغلب، شرايط وسطح مناسب براي نصب كاشي رامشخص ومعرفي مي نمايند.

كاشيهاي ديواري ورقه اي:

كاشي هاي ورقه اي درواقع كاشي هايي هستندكه بانظم وفاصله اي خاص كناريكديگروروي ورق كاغذي خاص،پلاستيك مشبك يايك لايه مشبك پارچه اي قرارمي گيرند.گاهي اوقات نيزبااستفاده ازمقاديركم وينيل،چسب سيليكن يا پلي يوريتاين (Polyurethane) بانام روكش نقطه اي به هم متصل مي گردند.اين صفحات معمولا دراندازه هاي12 اينچ مربع به بالا يافت مي شوند.گرچه كاشيهاي ديواري ورقه اي نيازي به كارپرزحمت درزبندي كاشيهاي تك ندارندودرنتيجه كارنصب رابسيارآسان مي كنند،ليكن به نسبت قيمت،ازكاشيهاي تك باهمان كيفيت گرانترهستند.همچنين ازلحاظ اندازه،رنگ وطرح درمقايسه باكاشيهاي تك محدودترهستند.بعضي ازكاشيها رامي توان روي كفها ياپيشخوانها مورداستفاده قراردادكه البته پس ازنصب، درزها بايدباملات پرشوند.

كاشيهاي داراي ورقه هاي ازپيش چيده:

ازانجاكه اين كاشيها نيازبه پرداخت باملاتهاي ويژه ندارند،لذا يك مرحله جلوترازكاشي هاي ديواري ورقه دارهستند.

ملات درواقع يك لايه انعطاف پذيرپلي يوريتاين،كلريدپلي وينيل يا بتونه سيليكن است كه احتياجي به بتونه وملاتهاي سيماني ندارد.خودورقه ها نيزانعطاف پذيري كافي براي خمش وكشش هنگام كاربرخوردارهستند.اين ويژگي خاص،به نصاب اين امكان رامي دهدتابااستفاده ازقطعات ويژه وكاشيهاي مخصوص لبه كار،عمل نصب رابه خوبي انجام دهد.لوله هاي حاوي بتونه سيليكن براي پوشش فواصل بين صفحات وكاشيهاي حاشيه اي مورداستفاده قرارمي گيرند.معمولا ،دوغاب رابايك ماده شيميايي بازدارنده رشدقارچها وكپكها مخلوط مي كنندتابتوان آن را درمحيط هاي مرطوب نظيرحمامها به كاربرد.

به خاطراستفاده ازاين نوع ماده شيميايي،FDA (انجمن موادغذايي و دارويي) كاربرداين صفحات راروي پيشخوانهاي آشپزخانه ها يا محل طبخ وآماده سازي غذا توصيه نمي نمايد. اين بتونه ها به رنگ سفيد يا ديگر رنگها دربازار موجودند.

كاشي موزائيكي:

هرنوع كاشي به اندازه 2 اينچ (5سانيمتر) مربع يا كوچكتر وتهيه شده ازشيشه يا خاك پرسلاني ريزدانه با مخلوطي ازرنگدانه ها،به عنوان كاشي موزائيكي محسوب مي شود.

اين كاشيهاي زجاجي با دانسيته بالا، ازمقاومت مناسبي درمقابل جذب آب،رنگ پذيري، ضربه،يخ زدگي وسايش برخورداربوده وبه همين دليل مناسب تمامي سطوح هستند.بافت سطوح نيز،داراي تنوع وسيعي متشكل ازصاف وبراق براي ديوارها وسطوح طرح دار(مقاوم دربرابر لغزندگي) براي كفها است.

اين نوع كاشيها به شكلهاي متنوع مربع،مستطيل،شش ضلعي،دايره،اشكي،برگي وگاهي اوقات ساچمه اي يافت مي شوند.بيشترموزائيكهاي سراميكي رابراي نصب راحت تر،برروي صفحه اي ازچسب،پلاستيك،كاغذ مخصوص يا يك شبكه نخي محكم مي چسبانند. به علت اندازه كوچك،مي توان به راحتي آنها را روي سطوح نامسطح وغيرمعمول،استخرها وحوضچه هاي داخل باغها وگلدانهاي مخصوص با شكلهاي موج داروتزئيني مورداستفاده قرارداد.

كاشي كف:

اين نوع كاشي شامل تمامي كاشيهاي مناسب محوطه هاي مسقف وروباز است.اكثركاشيهاي كف لعاب خورده مناسب استفاده برروي پيشخوانها وديگرسطوح افقي تحت فشار،درمعرض سايش ومحلهاي پرترددهستند.معمولا،كاشي هاي كف،سنگين ومناسب نصب روي ديوارنيستند.البته به كمك چسبهاي مناسب ودرشرايطي كه ديوارها براي تحمل وزن اضافي خاصي طراحي شده باشند مي توان ازاين نوع كاشيها روي ديواراستفاده كرد.

كاشيهاي كف معمولا ضخيم ترازكاشيهاي ديوار وبه ضخامت375/0 تا 75/0 اينچ هستند.ابعادكاشيها معمولا 4 الي 24 اينچ مربع است.البته فاصله بندكشي بين كاشيها دراين ابعاد لحاظ شده است.ازميان انواع شكلهاي اين نوع كاشي مي توان به اشكال مستطيلي،شش ضلعي،هشت ضلعي وجناغي اشاره كرد.

انواع رايج كاشي كف عبارتنداز: كاشي هاي بدون لعاب،سنگفرش بدون لعاب وكاشي كف لعاب دار.

كاشي بدون لعاب:

امروزه درصنعت، كاشيهاي كف بدون لعاب به بدنه هاي قرمز پخت وسخت باابعاد ثابت وضخامت حداقل 375/0 اينچ اطلاق مي شود.اين كاشيها با بدنه اي زجاجي يا نيمه زجاجي وسخت براي پوشش محيطهاي داخل وخارج ساختمان بسيارمناسب هستند.

بيسكوئيت نيزمعمولا به رنگ قرمزپررنگ آجري است كه البته بنابه نوع خاك رس دررنگهاي ديگر نيزيافت مي شود.گرچه اكثراين نوع كاشيها به رنگ رس طبيعي هستند،ليكن تعدادي از توليدكنندگان،پيش ازپخت، رنگدانه هايي رابه آن اضافه مي نمايند.سايه رنگهاي به دست آمده عبارتنداز: آبي،سبز،صورتي،كمرنگ،صورتي،ارغواني پررنگ، سفيدخاكستري وخرمايي روشن. كاشيهاي لعاب خورده دررنگهاي روشن ترنيزيافت مي شود.

سنگفرش بدون لعاب:

هرنوع كاشي كف كه درگره كاشي هاي بدون لعاب قرارندارند،بعنوان سنگفرش بدون لعاب شناخته مي شوند.البته عناوين متفرقه ديگري نيز به كارمي روند.سنگفرشهاي بدون لعاب شامل انواع پرسلاني غيرقابل نفوذ تاكاشي هايي بابدنه نرم،مكزيكي دست ساز غيرزجاجي وسنگفرشهاي پاسيو هستند.سايه رنگهاي متنوع وطبيعي سنگفرشها نام ديگري را براي اين كاشيها تحت عنوان سفال بدون لعاب(Terracotta) به ارمغان آورده كه مناسب پوشش كف ومحوطه هاي داخلي وخارجي هستند.امروزه،اكثر كاشيهاي مذكور درايتاليا،اسپانيا،فرانسه ومكزيك توليد مي شوند.

سنگفرشهاي غيردست ساز معمولا داراي بدنه اي سخت،نيمه زجاجي يا زجاجي با ابعادي يكسان وسطوحي تقريبا صاف هستند.ضخامتهاي اسمي آنها بين 25/0  الي  5/0 اينچ است.بيسكوئيت اين كاشيهاي لعابدار يا بدون لعاب ممكن است ازجنس خاك رس طبيعي، سنگ رست،پرسلان يا مخلوطهاي خاك رس وديگر كانيها باشد. سنگفرشهاي مذكور داراي تنوع رنگ و بافت سطحي وتخلخل بالايي هستند.بعضي از آنها بااستحكام بالامناسب گذرگاهها و مناطق پرتردد و برخي نيز زجاجي وبسيار مقاوم دربرابر يخ زدگي وانجماد هستند.

سنگفرشهاي دست ساز با طرحهاي روستايي، كاشيهاي رسي غيرزجاجي با پخت دماي پائين هستند كه با دست شكل داده شده،درقالبهاي چوبي قرارداده شده وسپس تكه هايي ازآنها بريده مي شوند.اكثراين نوع كاشيها اصلا متعلق به مكزيك هستند(وبه همين دليل به سنگفرشهاي مكزيكي معروفند)،ليكن تعدادي نيز از كشورهاي اطراف درياي مديترانه مي آينداين كاشيهاداراي سايه رنگهايي طبيعي واغلب داراي اندازه،ضخامت،شكل و طرح يكساني نيستند.لبه ها معمولا صاف نيستندوممكن است لب پريده يا ترك خورده باشند.طرحهاي سطوح شامل نقش انگشت،ردپاي حيوانات يا ديگر نقشهاي مشابه است.اين ويژگيها درواقع خالق زيبايي چنين سنگفرشهايي هستند،ليكن هنگام چيدن وآرايش كاشيها بايد مراقب بودتا ملات از درز بين كاشيها به بيرون تراوش نكند.از آنجا كه سنگفرشها وكاشيهاي پاسيو آب راجذب مي كنند ودراثر يخ زدن ترك برمي دارند،لذا مناسب محيطهاي خارجي نيستند.سنگفرشها وكاشيهاي كف بدون لعاب را بايد هنگام استفاده درمحيطهاي داخلي با بتونه پوشاند تا از جذب غبار ولكه ممانعت به عمل آيد.بعضي ازبتونه ها همچنين درخششي خاص به كاشيها داده و رنگ طبيعي انها را جلوه اي دوچندان مي بخشند.

معمولا دركارخانجات،به تعدادي ازكاشيهاي كف بدون لعاب بتونه مي زنند تا لايه محافظتي ايجاد شود. دراين شرايط،شما بايد باگذشت زمان لايه بتونه مجددي رابراي محافظت بيشتر كاشي به كارببريد. ازآنجا كه كاشيهاي بدون لعاب به راحتي كثيف مي شوند،معمولا استفاده ازيك لايه بتونه براي كاشيهاي مورداستفاده درسطوح مخصوص مخصوص طبخ و آماده سازي غذا نظير پيشخوانهاي آشپزخانه توصيه نمي گردد.

كاشيهاي كف لعاب خورده:

معمولا دركاتالوگهاي توليدكنندگان،اين نوع كاشي با عنوان كاشي كف لعاب خورده،سنگفرش لعاب خورده يا به سادگي كاشي كف لعابدار شناخته مي شود.اين طبقه بندي به نوع خاك رس استفاده شده بستگي دارد.اكثر كاشيهاي كف از خاك رس قرمز ساخته مي شوند،درحاليكه كاشيهاي ديوار داراي بيسكوئيت سفيدپخت هستند.رنگ دراين نوع كاشي شامل سايه رنگهاي خاكي مات ورنگهاي تيره،روشن، سرد وياطرحدار است.

معمولا،ازكاشي كف لعاب خورده براي پوششهاي داخلي استفاده مي گردد،چراكه بدنه ولعاب اين نوع كاشيها مناب شرايط بيروني نيستند.البته ،لعاب اين نوع كاشيها مناسب شرايط بيروني نيستند.البته،لعاب روي كاشي كف معمولا مقاوم تر از نوع لعاب روي كاشي ديواري است وبه همين دليل مقاومت بالاتري دربرابرسايش دارند.كاشي هاي كف لعب خورده بسيارمناسب پيشخوانهاي آشپزخانه ،ميزها وديگرسطوح افقي پرتردد وتحت فشار هستند.

تعدادي ازكاشيهاي كف لعاب خورده از سطحي مقاوم دربرابر لغزنگي برخوردارند.هنگان نصب اين نوع كاشي درحمام وديگر محيطهاي مرطوب وخيس،دقت كنيد كه كاشيها سطح لغزنده اي به وجود نياورند.بعضي ازاين نوع كاشيها داراي مقداري دانه هاي نرم كاربايد درلعاب هستند كه اين خودلغزنگي سطح كاشي راكاهش مي دهد.

كاشيهاي سيماني

ماده اصلي تشكيل دهنده كاشي سيماني، به جاي خاك رس سيمان است.دونوع عمده اين كاشي عبارتنداز:كاشي مكزيكي سالتيو(saltillo) وكاشي اكسترودشده بابدنه سيماني.

كاشي سالتيو

نام اين كاشي ازنام شهري درشمال مكزيك و محل ساخت آنها گرفته شده است. خاك رس نرم درمعرض خورشيد قرارگرفته واين كاشي ساخته مي شود.جاي انگشت،اثرپاي حيوانات، تركيدن حبابهاي درون آهك،حفرات وسوراخهاي كوچك ناشي ازخروج آهك ازرس همگي به اين نوع كاشي،ظاهري روستايي مي بخشند.

كاشي سالتيو به علت رنگهاي طبيعي،تقريبا لكه داربه نظر مي رسد.به علت داشتن تخلخل بالا،بايد ازبتونه هاي ويژه براي جلوگيري ازكثيف شدن كاشي استفاده كرد.دربعضي مناطق،كاشيهاهنگام تحويل نيز،بتونه اندودشده اند.اين نوع كاشي مناسب محوطه هاي داخلي مرطوب وخيس نيست.

كاشي اكسترود شده با بدنه سيماني

مخلوطي ازسيمان پرتلند،شن وبتون بسيارنرم و ريز دانه،تحت فشارريخته گري شده يااكسترودشده وسپس دركوره اي درمعرض بخار آب داراي با دانسيته بالا ومقاوم دربرابر خوردگي مي شوند.

اين نوع كاشي معمولا داراي ظاهري مشابه كاشي هاي كف بدون لعاب،سنگفرشها وقطعات سنگ وآجر است.رنگهاي مات وكدراين كاشي درسرتاسربدنه پخش شده است.نوع مخصوص كاربردهاي داخلي،دركارخانه با يك لايه بتونه پوشانده شده(به جاي لعاب) تا ظاهري تقريبا براق پيدا نمايد.براي پوشاندن درزهاي بين كاشيها،پس ازنصب مجددا آن محلهارابايك لايه ديگربتونه مي پوشانن. هريك يا دوسال بايداين عمل تكرارشود تا سطح كاشي ازبين نرود.گرچه ميزان تخلخل اين كاشي كمتراز نوع سالتيو است،ليكن اين نوع كاشي مناسب سطوح يا فضاهاي بسيار خيس يا مرطوب نيست.كاشيهاي اكسترودشده كه مناسب استفاده درمحيطهاي خارجي هستند،بايك لايه بتونه نافذ پوشش داده شده اند.اين كاشيها آب راجذب نمي كند،اما درصورت استفاده درمحيطهاي بيروني،بايد ازنوع مقاوم دربرابر يخ زدگي استفاده نمود.هردو مدل سالتيو و اكسترود شده دراندازه هاي استانداردكاشيهاي كف به بازار ارائه مي شوند.البته شكل آنها محدودبه مربع ومستطيل است. وزن آنها نيز مشابه كاشي هاي سراميكي كف با كاشي هاي آجري است.

كاشي آجري:

اين نوع كاشي بانام ديگر آجرهاي كف شامل كاشي هاي سراميكي بدون لعاب است كه از نظر شكل واندازه به آجر واقعي شباهت دارند.بعضي ازكاشيهاي سيماني نيز شبيه اين نوع كاشيهاي آجري هستند.كاشيهاي آجري واقعي وآجرهاي سيماني براي پوشش محوطه هاي اطراف آتشدانها وشومينه ها مورداستفاده قرارمي گيرند.درمحوطه هاي بيروني،ازآنها براي پوشش پاسيوها،اطراف منازل،ماشين روها وغيره استفاده مي شود.آجرهاي كف ازسنگ رست باكيفيت عالي وتحت فشار ساخته مي شوندوبه دليل داستن بدنه اي سخت،مناسب مكانهاي پرتردد نيزهستند.بعضي كاشيهاي سراميكي باظاهرآجر،برخلاف آجرهاي واقعي يا كاشيهاي سيماني درمقابل سايش مقاوم نبوده وبنابراين مناسب پوشش كف نيستند.دراين رابطه بايدازتوليد كننده،اطلاعات لازم رادريافت كرد.به دليل آنكه،اكثرآجرهاي كف(واقعي يامشابه) داراي تخلخل بالايي هستند،لذاپوشش مناسبي براي سطوح مرطوب وخيس به شمارنمي آيند.درصورت استفاده،بايدپيش ازنصب آنهارابالايه اي ازبتونه ضدآب پوشاند.

كاشيهاي ويژه:

اين كاشيهابا ويژگي هاي استانداردكاشي كف وديوار ،براي كاربردهاي خاص تهيه مي شوند.

كاشيهاي تزئيني

كاشيهاي تزئيني كه جلوه هاي از قوه تخيل هنرمنداني متعددهستند،درطرحهاي بسيارمتنوعي به بازارعرضه مي شوند.توليدكنندگان بزرگ كاشي،كاشي هاي وارداتي و داخلي را كه منقوش به دست هستند،درمقاديرانبوه به بازار عرصه مي كنند.طرحهاي متنوع اين نوع كاشيها شامل طرحهاي سنتي دلفت(DelftArt Nouveau وطرحهاي مدرن ومعاصرهنري است.بسياري ازتوليدكنندگان بزرگ،هنرمنداني راجهت خلق كاشيهاي منقوش ودستي استخدام مي نمايند.اين عمل دركارگاههاي كوچك هنري نيز انجام مي گيرد.براي مثال،كاشيها راهمانندظروف چيني نقاشي كرده يااسامي خاندان معروفي رابرروي آنهاطراحي مي كنند.كاشيهاي نقاشي شده با دست ،به عنوان يك اثرهنري منحصربفردتلقي شده و براي تزئين پيشخوان آشپزخانه،محوطه اطراف دوش،آب نما، شومينه يا به عنوان نقاشي ديواري مورداستفاده قرارگيرند.تعدادي ازآنهاداراي سطوحي منقوش به تندسيهاهستندوتعدادي ديگربا برشهاي دستي به شكلهايي خاص وغيرمعمول درمي آيند. درصورت سفارشي ساخته شدن از20 الي 100دلاربه فروش مي رسند.البته،اگربه عنوان يك طرح هنري مورداستفاده قراربگيرند،تعدادمحدودي ازآنها مي توانندطرح بسيارزيبايي را به وجودبياورند.به دليل قيمت بالاي كاشيهاي منقوش به دست،عرصه كنندگان كاشي معمولا كاشيهاي تزئيني چاپي را باقيمتي ارزانتر به مشتريان عرضه مي نمايند.محصولات هنري معمولا درفروشگاههاي مصالح ساختماني عرضه نمي شوند.

كاشيهاي آنتيك

مانندديگر آثار هنري وسنتي،كاشيهاي منقوش به دست و آنتيك به قرنهاومكانهاي متفاوتي تعلق دارند.گرچه تعدادي ازاين كاشيها با قيمتهاي بسيار بالا خريد وفروش مي شوند،ليكن اكثرآنها داراي قيمتهاي مناسبي هستند.تمام اين كاشيها درحال حاضر دركلكسيونها قراردارند.

درايالات متحده آمريكا،هنركاشي سازي دراواسط سال1800 شروع شد.كاشيهاي آنتيك شامل كاشيهاي دوره ويكتوريا،كاشيهاي دستي وانواع تزئيني هستند.

جمع آوري كاشيهاي آنتيك يك موضوع بسيارتخصصي و وراي بحث حاضراست.البته اگرعلاقمند به اين هنرهستيد، مي توانيدكتب راهنماي جامعي دراين زمينه بيابيد.بازارانتيك در واقع مكان مناسبي براي يافتن كاشيهاي آنتيك و بهترين راه يافتن كاشيهاي آنتيك،يافتن معامله گران متخصص دراين زمينه است.اگرموفق به يافتن كاشي مورد نظرتان نشده ايد،مي توانيد به شركتهاي متخصص در واردات كاشيهاي منقوش وتزئيني مراجعه كنيد.اگردرخانه اي قديمي ومفروش به كاشي زندگي مي كنيد،شمادرواقع مجموعه اي از كاشيهاي عتيقه و قديمي را دراختيار داريد.

اشكال مختلف كاشي

كاشيهاي ميزان:

واحداستاندارد كاشي سراميكي براي پوشش يك سطح به كاشي ميزان معروف است.كاشيهاي ميزان با اشكال مختلف به تنهايي يا به صورت مجموعه براي خلق طرحهاي متنوع مورداستفاده قرارمي گيرند.هرچهارگوشه يك كاشي ميزان پرداخت نشده است. استانداردترين اندازه اين نوع كاشي براي پوشش ديوار 4.25*4.25 اينچ است. تلرانس ابعادآنها بسته به توليدكننده حدود125/.(+)(-) اينچ است. ضخامت اين نوع كاشي نيزهمين حالت رادارد.به همين علت،نمي توان از كاشيهاي گوناگون توايد كننده هاي مختلف استفاده كرد، چراكه درز بين كاشيها جفت نخواهد شد.ضخامتهاي متفاوت نيز به شما امكان ايجاد يك سطح صاف نمي دهد.

كاشيهاي حاشيه اي(مخصوص ليه سطوح):

هركاشي كه ميزان نباشد،به عنوان كاشي حاشيه اي شناخته مي شود.ازاين نوع كاشيها براي پرداخت نهايي لبه ها و گوشه هاي ديگر كاشيها استفاده مي شود.توليدكنندگان دركاتالوگهاي كاشي،معمولا اندازه ها واشكال مختلفي ازاين كاشيها را ارائه مي نمايند.

كاشيهاي زاويه دار:چپ باز،راست باز،چپ بسته،راست بسته

اين كاشيها،لبه كاررابه حالتي صاف و زاويه دار درمي آورند.

كاشيهاي پيش بندي

كاشيهاي نيمه به نام پيش بندي براي پوشش سطوح باريك مانند قسمت جلوي پيشخوان مورداستفاده قرارمي گيرند.

كاشيهاي پايه:

كاشيهاي مخصوص گوشه هاي كف وحاشيه ها داراي لبه هاي پرداخت شده هستند.ازآنها درفضاهايي استفاده مي شودكه فقط كف،كاشيكاري شده است.

كاشيهاي محدب:

اين كاشيها كه گاهي به نام ربع گردي شناخته مي شوند،براي پرداخت نهايي لبه ها وگوشه هامورداستفاده قرارمي گيرند.اشكال آنها باريك وزاويه پوشش آنها مدور و 90 درجه است.

كاشيها با زاويه منفرجه:

اين نوع كاشيها،درواقع كاشيهاي ميزاني هستندكه يك لبه آنها پرداخت شده ومحدب است.معمولا براي پوشش يك رديف ودركنارنوع پيش بندي به كارمي روند.لبه و حاشيه كار درنهايت بسيارصاف ودقيق خواهدبود.دونوع بارزاين گونه كاشي عبارتنداز:كاشي منفرجه سطح( براي ملات نازك) وكاشي منفرجه شعاعي (براي ملات ضخيم).

كاشيهاي ويژه لبه پيشخوان وظرفشويي:

اين كاشيها برروي لبه بر روي لبه خارجي پيشخوان قرار مي گيرند.لبه برآمده كاشيهاي گلويي ازريختن آب به پايين جلوگيري مي كند.

كاشيهاي گلويي (مقعر)

اين نوع كاشي براي پوشش گوشه هاي زاويه دار صاف به كارمي رود.پوشش گوشه به سمت درون يا بيرون خواهدبود.كاشي گلويي،درواقع گوشه ها راهم سطح كف مي نمايد وخودنيز گوشه اي دريك زاويه ديگرمي سازد.كاشيهاي گلويي داراي لبه هاي پرداخت شده ومناسب پوشش زواياي آبريزگاهها هستند.بعضي ازاين نوع كاشيها داراي لبه هاي پرداخت شده نيستند.ازآنجاكه سطح داخلي اين نوع كاشي فرورفته و گود است،مي توان ازآنها براي گوشه هايغيرعمودي نيزاستفاده نمود.

كاشيهاي قوس دار:

دوقطعه كاشي قوس دار دركناريكديگر،زاويه اي بازبه شكل يك اتصال فارسي (كاملا جفت ومتصل به يكديگر)به وجودمي آورند.

كاشيهاي مدور:گوشه هاي بيروني و دروني:

اين كاشيها،زوايا وگوشه ها رابه شكل مدوروگرد درمي آورند.

كاشيهاي مخصوص حاشيه ولبه هاي استخر:

اين نوع كاشي براي پوشش حاشيه ها ولبه هاي مدور استخرها طراحي شده و بايد با لايه اي ضخيم ازملات مورداستفاده قرارگيرد.

كاشيهاي ويژه لبه پنجره:

اين نوع كاشي با لبه هاي پرداخت شده دريك سمت ولبه هاي مدور درسمت ديگر،مناسب پوشش لبه پنجره هاواتصال به لبه كاشي روي سطح ديوار است.بدون اين نوع كاشي، شما بايد براي اين عمل از دو كاشي استفاده كنيد: يك كاشي ميزان تخت براي لبه پنجره ويك كاشي محدب براي گردكردن حاشيه. كاشي لبه پنجره در واقع عمل نصب را راحت تر مي سازد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 13:32  توسط مجتبی سفره | 

كاشيكاري

مقدمه

هنگاميكه كلمه كاشي به گوش اكثرمردم مي رسد، بي درنگ واژه كاشي سراميكي درذهن آنها تداعي مي گردد.البته جاي تعجب نيست چراكه كاشي سراميكي بي شك رايج ترين پوشش مورداستفاده درهنرمعماري وتزئين اماكن مسكوني وتجاري محسوب مي شود.كاربردكاشي سراميكي از4000 سال قبل ازميلاد درمصرباستان تا استفاده درسفينه هاي فضايي درعصر حاضر ازتاريخچه اي طولاني برخورداراست. كاشي سراميكي با توجه به ايجاد نمايي زيبا وبه عنوان پوشش رايج، نقش كليدي درمعماري اماكن مسكوني دارد.

كاشي راميتوان درمنازل به عنوان تزئين ديوارها، روي پيشخوان آشپزخانه ورستورانها،محوطه هاي اطراف وان ودوش حمام،فضاي اطراف شومينه وغيره مورداستفاده قرارداد.كاشي سراميكي،فضاي خارج ازمنازل مانندتراس ها،ورودي ها وگذرگاه هاي اطراف منازل،استخرها،فضاهاي اطراف حوضچه هاي آب گرم وسونا،بام ها، ديوارباغ ها، سردرهاي منقوش منازل وحتي نقوش تزئيني روي ديوار خارجي منازل رامزين وباشكوه مي نمايد. طيف بسيار وسيع رنگ، طرح، اندازه ونقش دركاشي ها امكان طراحي وتزئين همه نوع بناهاي سنتي ومدرن را دراختيار نصابان قرارميدهد.

كاشي،به مفهومي وسيع تر،به هرواحد تقريبا كوچك ونازك با شكلي هندسي اطلاق مي شودكه درتعدادزيادجهت پوشش سطوح مورداستفاده قرارمي گيرد.اين بدان معني است كه كاشي لزوما ازجنس سراميك نيست. كاشي هاي انعطاف پذير وينيلي كف و پاركتهاي چوبي دومثال بارز دراين زمينه هستند.بسياري ازسنگهاي طبيعي نظير لوح هاي سنگي، سنگهاي مرمر و مرمر رگه دار نيز مانند كاشي مورداستفاده قرارمي گيرند.نام ديگر اين پوششها،سنگهاي پرداخت شده است.برخلاف سنگ فرش هاي شيارداربااشكال، ابعاد وضخامتهاي گوناگون،سنگهاي پرداخت شده رابا اره هاي مخصوص به ابعادمختلف وبه دوصورت صيقلي يا زبر درمي آورند.كاشي هاي سيماني نيزكه بسيارمشابه مدل سراميكي خودهستند،نوع ديگري ازكاشي ها محسوب مي شوند.

اولين نمونه هاي كاشي سراميكي به دوران ماقبل تاريخ بازمي گردند.اين كاشي هاي زمخت وطبيعي ازخاك رس طبيعي وبه شكل چهارگوش ساخته شده ودرزير نور خورشيد خشك    مي شدند.بيش از6000سال قبل واحتمالا درمصر باستان،مردم پي بردندكه پختن كاشي هاي رسي دريك كوره آنها رامستحكم ترومقاوم تردربرابرجذب آب مي نمايد.درهمان دوره كاشي سازان مخلوطهاي متفاوتي ازخاك رس راموردآزمايش قراردادندوآنها راجهت بادوام ترنمودن بدنه كاشي(بيسكوئيت- Bisque) با موادي نظير سنگ گچ پودرشده، سنگ رست،تالك،ميكا يا ماسه مخلوط مي كردند.

مقاومت دربرابر رطوبت رادربعضي ازكاشي ها با افزودن لعاب، دوچندان مي كردندورنگدانه هايي نيزجهت خلق رنگهايي جديد به بدنه كاشي يا لعابها افزوده مي شد.

گرچه روشهاي سنتي توليدكاشي سراميكي طي قرنها همچنان دست نخورده باقي مانده است،ليكن بكارگيري انواع خاكهاي رسي،لعابها وديگر موادگوناگون،تنوع دماي پخت ونيزدفعات پخت باعث توليدكاشيهاي گوناگوني شده است. بايد اذعان داشت كه تركيبات، اندازه،رنگ، بافت ونقش كاشيها بسيارمتنوع وگوناگون است واين سردرگمي خريداررادوچندان            مي كند.باوجوداين،اگرخريدارآگاهي كافي ازروشهاي طبقه بندي كاشيها وطرق نصب آنها داشته باشد،حوزه جستجو جهت يافتن بهترين كاشي بسيارمحدودترخواهدشد.

گونه هاي كاشي سراميكي

كاشي سراميكي داراي انواع وگونه هاي متفاوت وبسياري است.اعمال يا عدم اعمال لعاب،مهم ترين عامل تمايز انواع كاشي بشمار مي آيد.ميزان تخلخل كاشي نيز دردرجه دوم اهميت قراردارد.

لعاب: رنگ دركاشي هاي لعاب خورده مي تواند دربافت كاشي واردشده باشد.اين رنگ      مي تواند رنگ طبيعي خاك رس يا رنگدانه اي باشدكه قبل ازپخت كاشي به رس اضافه شده باشد.دربرخي موارددركاشي هاي لعاب خورده،رنگ(معمولا مخلوطي ازسيليكات سرب و رنگدانه ها)  پس ازپخت بدنه برلعاب سطح اعمال مي شود. سپس كاشي را جهت ممزوج نمودن لعاب با بدنه، مجددا دركوره پخت قرارمي دهند.انواع كاشي هاي لعاب خورده ازبراق روشن تا مات كامل،داراي رنگها،طرحها وبافتهاي سطحي متنوع تري درمقايسه با نوع بدون لعاب هستند

تخلخل:ميزان تخلخل براساس مقدارآب جذب شده توسط كاشي تعيين مي شود.كاشي هاي غيرزجاجي ميزان جذب آبي حدود7درصد يابيشتر،كاشي هاي نيمه زجاجي بين 2تا7 درصد،نوع زجاجي بين6/0 الي 3درصد وگونه غيرجاذب كمتراز5/0 درصد دارند.عموما هرچه زمان پخت ودماي كوره بيشترباشد،كاشي نيززجاجي تر وميزان تخلخل آن كمتر      مي گردد.موزائيكهاي زجاجي سراميكي،كاشي هاي گرانيتي وكاشي هاي پرسلاني ازجمله كاشي هاي زجاجي باميزان جذب آب ناچيز محسوب مي شوند.كاشي هاي پرسلاني نيز باهمان مواداوليه لازم براي چيني پرسلاني،جهت پوشش ديواروكف بسيارمناسب هستند.

بسياري ازكاشيهاي بدون لعاب وكاشيهاي Quarry نيز جزء گونه با زجاجي هستند.نوع غيرزجاجي شامل بدنه هاي سفيد،كاشيهاي ديواري لعاب خورده،برخي بدنه هاي قرمز،كاشيهاي دماي پخت پائين وسنگفرشهاهستند.

 گرچه لعاب سطح هركاشي مقاوم دربرابرجذب آب است،ليكن كاشيهاي لعاب دارممكن است نسبت به نوع بدون لعاب مقاومت كمتري دربرابرآب ازخودنشان دهند.اين مسئله البته بستگي به ميزان مقاومت تخلخل بيسكوئيت كاشي وضخامت لعاب دارد.بااين وجود،آب ازطريق فاصله بين كاشيها كه با ملات پرمي شود،واردبدنه آنها مي گردد.هنگام انتخاب كاشي مناسب براي مكانهاي مرطوب (نظيراطراف دوش و وان،كف حمام واطراف دستشويي) مسئله تخلخل كاشي اهميت بيشتري پيدا مي كند،چراكه آب جذب شده توسط كاشي هاي متخلخل محل امني براي رشد باكتريها خواهدشدوسرانجام بانفوذبه لايه هاي زيرين باعث شل شدن اتصال بين كاشي وزمينه خواهد گرديد.

كاشي هاي غيرزجاجي يا نيمه زجاجي رانبايددرنماي بيروني مناطق سردسير مورداستفاده قرارداد،چراكه آب جذب شده دربدنه كاشي مرتب يخ زده وآب مي شود ودرنهايت باعث ترك خوردن كاشي مي گردد.گرچه فروشندگان كاشي معمولا كاشيها رابرحسب ميزان تخلخل طبقه بندي نمي كنند،ليكن دراين زمينه داراي اطلاعات كافي هستند.معمولا فروشندگان كاشي،كاشي سراميكي رابه سه دسته كاشي ديواري لعاب خورده،كاشي كف و كاشي موزائيكي طبقه بندي مي نمايند.

درهرطبقه،كاشيهارابراساس درجه مقاومتشان دربرابر شرايط محيطي ومواردي نظيرنفوذ آب،مقاومت دربرابر سايش وضربه گروه بندي مي كنند.اندازه،ضخامت وساختار سطح كاشي ازديگر عوامل مهم وموثردرانتخابي صحيح به شمارمي روند(براي مثال،بدنه هاي مقاوم دربرابر لغزندگي براي كاربردهاي كف مناسب ترهستند).كاشيهاي ديگري كه داراي ويژگيها وكاربردهايي مشابه كاشي هاي سراميكي هستند عبارتنداز:آجروكاشيهاي سيماني.گونه هاي متعددسنگ طبيعي نظيرسنگ مرمر،سنگ لوح،گرانيت و مرمر رگه دار نيز به شكل كاشي يافت مي شوند.اين سنگها وهمچنين كاشي هاي چوبي و وينيل درآينده موردبحث خواهندگرفت.

كاشي ديواري:

كاشي ديواري معمول ترين نوع كاشي سراميكي مورداستفاده عموم است كه دراندازه ها،رنگها وطرحهاي گوناگون يافت مي شود.بيشتركاشيهاي تزئين مرسوم ومنقوش بادست متعلق به اين دسته اند.كاشي هاي ديواري معمولا25/0 الي 375/0 ايچ ضخامت، 3*3 اينچ الي 6*6 اينچ ابعاد ودرشرايطي باابعاد واشكال بزرگتر و متفاوت تري به بازار ارائه مي شوند.ابعادمذكور اسمي والبته دربرگيرنده بندكشي نيزهستند.

معمولا،كاشيهاي ديواري نازك،سبك ومتخلخل بوده وبالايه نازكي ازلعاب(فقط مناسب استفاده روي ديوار)پوشانده شده اند.بااين وجود اين، مي توان آنها را روي پيشخوانها يا كفهايي باميزان ترددكم يارطوبت جزئي ماننداتاق خوابها ياحمامها مورداستفاده قرارداد.

كاشيهاي ديواري رامي توان درمحيطهاي مرطوب نظيراطراف وان ودوش نيز نصب كرد.درچنين شرايطي،معمولا يك لايه بتونه ضدآب راجهت محافظت درزها دربرابرنفوذ آب روي كاشي پخش مي كنند.البته درتعدادي ازكاتالوگها،كاشي هاي ديواري اينچنين طبقه بندي نشده وآنها رابانام طراحشان مي شناسندواغلب، شرايط وسطح مناسب براي نصب كاشي رامشخص ومعرفي مي نمايند.

كاشيهاي ديواري ورقه اي:

كاشي هاي ورقه اي درواقع كاشي هايي هستندكه بانظم وفاصله اي خاص كناريكديگروروي ورق كاغذي خاص،پلاستيك مشبك يايك لايه مشبك پارچه اي قرارمي گيرند.گاهي اوقات نيزبااستفاده ازمقاديركم وينيل،چسب سيليكن يا پلي يوريتاين (Polyurethane) بانام روكش نقطه اي به هم متصل مي گردند.اين صفحات معمولا دراندازه هاي12 اينچ مربع به بالا يافت مي شوند.گرچه كاشيهاي ديواري ورقه اي نيازي به كارپرزحمت درزبندي كاشيهاي تك ندارندودرنتيجه كارنصب رابسيارآسان مي كنند،ليكن به نسبت قيمت،ازكاشيهاي تك باهمان كيفيت گرانترهستند.همچنين ازلحاظ اندازه،رنگ وطرح درمقايسه باكاشيهاي تك محدودترهستند.بعضي ازكاشيها رامي توان روي كفها ياپيشخوانها مورداستفاده قراردادكه البته پس ازنصب، درزها بايدباملات پرشوند.

كاشيهاي داراي ورقه هاي ازپيش چيده:

ازانجاكه اين كاشيها نيازبه پرداخت باملاتهاي ويژه ندارند،لذا يك مرحله جلوترازكاشي هاي ديواري ورقه دارهستند.

ملات درواقع يك لايه انعطاف پذيرپلي يوريتاين،كلريدپلي وينيل يا بتونه سيليكن است كه احتياجي به بتونه وملاتهاي سيماني ندارد.خودورقه ها نيزانعطاف پذيري كافي براي خمش وكشش هنگام كاربرخوردارهستند.اين ويژگي خاص،به نصاب اين امكان رامي دهدتابااستفاده ازقطعات ويژه وكاشيهاي مخصوص لبه كار،عمل نصب رابه خوبي انجام دهد.لوله هاي حاوي بتونه سيليكن براي پوشش فواصل بين صفحات وكاشيهاي حاشيه اي مورداستفاده قرارمي گيرند.معمولا ،دوغاب رابايك ماده شيميايي بازدارنده رشدقارچها وكپكها مخلوط مي كنندتابتوان آن را درمحيط هاي مرطوب نظيرحمامها به كاربرد.

به خاطراستفاده ازاين نوع ماده شيميايي،FDA (انجمن موادغذايي و دارويي) كاربرداين صفحات راروي پيشخوانهاي آشپزخانه ها يا محل طبخ وآماده سازي غذا توصيه نمي نمايد. اين بتونه ها به رنگ سفيد يا ديگر رنگها دربازار موجودند.

كاشي موزائيكي:

هرنوع كاشي به اندازه 2 اينچ (5سانيمتر) مربع يا كوچكتر وتهيه شده ازشيشه يا خاك پرسلاني ريزدانه با مخلوطي ازرنگدانه ها،به عنوان كاشي موزائيكي محسوب مي شود.

اين كاشيهاي زجاجي با دانسيته بالا، ازمقاومت مناسبي درمقابل جذب آب،رنگ پذيري، ضربه،يخ زدگي وسايش برخورداربوده وبه همين دليل مناسب تمامي سطوح هستند.بافت سطوح نيز،داراي تنوع وسيعي متشكل ازصاف وبراق براي ديوارها وسطوح طرح دار(مقاوم دربرابر لغزندگي) براي كفها است.

اين نوع كاشيها به شكلهاي متنوع مربع،مستطيل،شش ضلعي،دايره،اشكي،برگي وگاهي اوقات ساچمه اي يافت مي شوند.بيشترموزائيكهاي سراميكي رابراي نصب راحت تر،برروي صفحه اي ازچسب،پلاستيك،كاغذ مخصوص يا يك شبكه نخي محكم مي چسبانند. به علت اندازه كوچك،مي توان به راحتي آنها را روي سطوح نامسطح وغيرمعمول،استخرها وحوضچه هاي داخل باغها وگلدانهاي مخصوص با شكلهاي موج داروتزئيني مورداستفاده قرارداد.

كاشي كف:

اين نوع كاشي شامل تمامي كاشيهاي مناسب محوطه هاي مسقف وروباز است.اكثركاشيهاي كف لعاب خورده مناسب استفاده برروي پيشخوانها وديگرسطوح افقي تحت فشار،درمعرض سايش ومحلهاي پرترددهستند.معمولا،كاشي هاي كف،سنگين ومناسب نصب روي ديوارنيستند.البته به كمك چسبهاي مناسب ودرشرايطي كه ديوارها براي تحمل وزن اضافي خاصي طراحي شده باشند مي توان ازاين نوع كاشيها روي ديواراستفاده كرد.

كاشيهاي كف معمولا ضخيم ترازكاشيهاي ديوار وبه ضخامت375/0 تا 75/0 اينچ هستند.ابعادكاشيها معمولا 4 الي 24 اينچ مربع است.البته فاصله بندكشي بين كاشيها دراين ابعاد لحاظ شده است.ازميان انواع شكلهاي اين نوع كاشي مي توان به اشكال مستطيلي،شش ضلعي،هشت ضلعي وجناغي اشاره كرد.

انواع رايج كاشي كف عبارتنداز: كاشي هاي بدون لعاب،سنگفرش بدون لعاب وكاشي كف لعاب دار.

كاشي بدون لعاب:

امروزه درصنعت، كاشيهاي كف بدون لعاب به بدنه هاي قرمز پخت وسخت باابعاد ثابت وضخامت حداقل 375/0 اينچ اطلاق مي شود.اين كاشيها با بدنه اي زجاجي يا نيمه زجاجي وسخت براي پوشش محيطهاي داخل وخارج ساختمان بسيارمناسب هستند.

بيسكوئيت نيزمعمولا به رنگ قرمزپررنگ آجري است كه البته بنابه نوع خاك رس دررنگهاي ديگر نيزيافت مي شود.گرچه اكثراين نوع كاشيها به رنگ رس طبيعي هستند،ليكن تعدادي از توليدكنندگان،پيش ازپخت، رنگدانه هايي رابه آن اضافه مي نمايند.سايه رنگهاي به دست آمده عبارتنداز: آبي،سبز،صورتي،كمرنگ،صورتي،ارغواني پررنگ، سفيدخاكستري وخرمايي روشن. كاشيهاي لعاب خورده دررنگهاي روشن ترنيزيافت مي شود.

سنگفرش بدون لعاب:

هرنوع كاشي كف كه درگره كاشي هاي بدون لعاب قرارندارند،بعنوان سنگفرش بدون لعاب شناخته مي شوند.البته عناوين متفرقه ديگري نيز به كارمي روند.سنگفرشهاي بدون لعاب شامل انواع پرسلاني غيرقابل نفوذ تاكاشي هايي بابدنه نرم،مكزيكي دست ساز غيرزجاجي وسنگفرشهاي پاسيو هستند.سايه رنگهاي متنوع وطبيعي سنگفرشها نام ديگري را براي اين كاشيها تحت عنوان سفال بدون لعاب(Terracotta) به ارمغان آورده كه مناسب پوشش كف ومحوطه هاي داخلي وخارجي هستند.امروزه،اكثر كاشيهاي مذكور درايتاليا،اسپانيا،فرانسه ومكزيك توليد مي شوند.

سنگفرشهاي غيردست ساز معمولا داراي بدنه اي سخت،نيمه زجاجي يا زجاجي با ابعادي يكسان وسطوحي تقريبا صاف هستند.ضخامتهاي اسمي آنها بين 25/0  الي  5/0 اينچ است.بيسكوئيت اين كاشيهاي لعابدار يا بدون لعاب ممكن است ازجنس خاك رس طبيعي، سنگ رست،پرسلان يا مخلوطهاي خاك رس وديگر كانيها باشد. سنگفرشهاي مذكور داراي تنوع رنگ و بافت سطحي وتخلخل بالايي هستند.بعضي از آنها بااستحكام بالامناسب گذرگاهها و مناطق پرتردد و برخي نيز زجاجي وبسيار مقاوم دربرابر يخ زدگي وانجماد هستند.

سنگفرشهاي دست ساز با طرحهاي روستايي، كاشيهاي رسي غيرزجاجي با پخت دماي پائين هستند كه با دست شكل داده شده،درقالبهاي چوبي قرارداده شده وسپس تكه هايي ازآنها بريده مي شوند.اكثراين نوع كاشيها اصلا متعلق به مكزيك هستند(وبه همين دليل به سنگفرشهاي مكزيكي معروفند)،ليكن تعدادي نيز از كشورهاي اطراف درياي مديترانه مي آينداين كاشيهاداراي سايه رنگهايي طبيعي واغلب داراي اندازه،ضخامت،شكل و طرح يكساني نيستند.لبه ها معمولا صاف نيستندوممكن است لب پريده يا ترك خورده باشند.طرحهاي سطوح شامل نقش انگشت،ردپاي حيوانات يا ديگر نقشهاي مشابه است.اين ويژگيها درواقع خالق زيبايي چنين سنگفرشهايي هستند،ليكن هنگام چيدن وآرايش كاشيها بايد مراقب بودتا ملات از درز بين كاشيها به بيرون تراوش نكند.از آنجا كه سنگفرشها وكاشيهاي پاسيو آب راجذب مي كنند ودراثر يخ زدن ترك برمي دارند،لذا مناسب محيطهاي خارجي نيستند.سنگفرشها وكاشيهاي كف بدون لعاب را بايد هنگام استفاده درمحيطهاي داخلي با بتونه پوشاند تا از جذب غبار ولكه ممانعت به عمل آيد.بعضي ازبتونه ها همچنين درخششي خاص به كاشيها داده و رنگ طبيعي انها را جلوه اي دوچندان مي بخشند.

معمولا دركارخانجات،به تعدادي ازكاشيهاي كف بدون لعاب بتونه مي زنند تا لايه محافظتي ايجاد شود. دراين شرايط،شما بايد باگذشت زمان لايه بتونه مجددي رابراي محافظت بيشتر كاشي به كارببريد. ازآنجا كه كاشيهاي بدون لعاب به راحتي كثيف مي شوند،معمولا استفاده ازيك لايه بتونه براي كاشيهاي مورداستفاده درسطوح مخصوص مخصوص طبخ و آماده سازي غذا نظير پيشخوانهاي آشپزخانه توصيه نمي گردد.

كاشيهاي كف لعاب خورده:

معمولا دركاتالوگهاي توليدكنندگان،اين نوع كاشي با عنوان كاشي كف لعاب خورده،سنگفرش لعاب خورده يا به سادگي كاشي كف لعابدار شناخته مي شود.اين طبقه بندي به نوع خاك رس استفاده شده بستگي دارد.اكثر كاشيهاي كف از خاك رس قرمز ساخته مي شوند،درحاليكه كاشيهاي ديوار داراي بيسكوئيت سفيدپخت هستند.رنگ دراين نوع كاشي شامل سايه رنگهاي خاكي مات ورنگهاي تيره،روشن، سرد وياطرحدار است.

معمولا،ازكاشي كف لعاب خورده براي پوششهاي داخلي استفاده مي گردد،چراكه بدنه ولعاب اين نوع كاشيها مناب شرايط بيروني نيستند.البته ،لعاب اين نوع كاشيها مناسب شرايط بيروني نيستند.البته،لعاب روي كاشي كف معمولا مقاوم تر از نوع لعاب روي كاشي ديواري است وبه همين دليل مقاومت بالاتري دربرابرسايش دارند.كاشي هاي كف لعب خورده بسيارمناسب پيشخوانهاي آشپزخانه ،ميزها وديگرسطوح افقي پرتردد وتحت فشار هستند.

تعدادي ازكاشيهاي كف لعاب خورده از سطحي مقاوم دربرابر لغزنگي برخوردارند.هنگان نصب اين نوع كاشي درحمام وديگر محيطهاي مرطوب وخيس،دقت كنيد كه كاشيها سطح لغزنده اي به وجود نياورند.بعضي ازاين نوع كاشيها داراي مقداري دانه هاي نرم كاربايد درلعاب هستند كه اين خودلغزنگي سطح كاشي راكاهش مي دهد.

كاشيهاي سيماني

ماده اصلي تشكيل دهنده كاشي سيماني، به جاي خاك رس سيمان است.دونوع عمده اين كاشي عبارتنداز:كاشي مكزيكي سالتيو(saltillo) وكاشي اكسترودشده بابدنه سيماني.

كاشي سالتيو

نام اين كاشي ازنام شهري درشمال مكزيك و محل ساخت آنها گرفته شده است. خاك رس نرم درمعرض خورشيد قرارگرفته واين كاشي ساخته مي شود.جاي انگشت،اثرپاي حيوانات، تركيدن حبابهاي درون آهك،حفرات وسوراخهاي كوچك ناشي ازخروج آهك ازرس همگي به اين نوع كاشي،ظاهري روستايي مي بخشند.

كاشي سالتيو به علت رنگهاي طبيعي،تقريبا لكه داربه نظر مي رسد.به علت داشتن تخلخل بالا،بايد ازبتونه هاي ويژه براي جلوگيري ازكثيف شدن كاشي استفاده كرد.دربعضي مناطق،كاشيهاهنگام تحويل نيز،بتونه اندودشده اند.اين نوع كاشي مناسب محوطه هاي داخلي مرطوب وخيس نيست.

كاشي اكسترود شده با بدنه سيماني

مخلوطي ازسيمان پرتلند،شن وبتون بسيارنرم و ريز دانه،تحت فشارريخته گري شده يااكسترودشده وسپس دركوره اي درمعرض بخار آب داراي با دانسيته بالا ومقاوم دربرابر خوردگي مي شوند.

اين نوع كاشي معمولا داراي ظاهري مشابه كاشي هاي كف بدون لعاب،سنگفرشها وقطعات سنگ وآجر است.رنگهاي مات وكدراين كاشي درسرتاسربدنه پخش شده است.نوع مخصوص كاربردهاي داخلي،دركارخانه با يك لايه بتونه پوشانده شده(به جاي لعاب) تا ظاهري تقريبا براق پيدا نمايد.براي پوشاندن درزهاي بين كاشيها،پس ازنصب مجددا آن محلهارابايك لايه ديگربتونه مي پوشانن. هريك يا دوسال بايداين عمل تكرارشود تا سطح كاشي ازبين نرود.گرچه ميزان تخلخل اين كاشي كمتراز نوع سالتيو است،ليكن اين نوع كاشي مناسب سطوح يا فضاهاي بسيار خيس يا مرطوب نيست.كاشيهاي اكسترودشده كه مناسب استفاده درمحيطهاي خارجي هستند،بايك لايه بتونه نافذ پوشش داده شده اند.اين كاشيها آب راجذب نمي كند،اما درصورت استفاده درمحيطهاي بيروني،بايد ازنوع مقاوم دربرابر يخ زدگي استفاده نمود.هردو مدل سالتيو و اكسترود شده دراندازه هاي استانداردكاشيهاي كف به بازار ارائه مي شوند.البته شكل آنها محدودبه مربع ومستطيل است. وزن آنها نيز مشابه كاشي هاي سراميكي كف با كاشي هاي آجري است.

كاشي آجري:

اين نوع كاشي بانام ديگر آجرهاي كف شامل كاشي هاي سراميكي بدون لعاب است كه از نظر شكل واندازه به آجر واقعي شباهت دارند.بعضي ازكاشيهاي سيماني نيز شبيه اين نوع كاشيهاي آجري هستند.كاشيهاي آجري واقعي وآجرهاي سيماني براي پوشش محوطه هاي اطراف آتشدانها وشومينه ها مورداستفاده قرارمي گيرند.درمحوطه هاي بيروني،ازآنها براي پوشش پاسيوها،اطراف منازل،ماشين روها وغيره استفاده مي شود.آجرهاي كف ازسنگ رست باكيفيت عالي وتحت فشار ساخته مي شوندوبه دليل داستن بدنه اي سخت،مناسب مكانهاي پرتردد نيزهستند.بعضي كاشيهاي سراميكي باظاهرآجر،برخلاف آجرهاي واقعي يا كاشيهاي سيماني درمقابل سايش مقاوم نبوده وبنابراين مناسب پوشش كف نيستند.دراين رابطه بايدازتوليد كننده،اطلاعات لازم رادريافت كرد.به دليل آنكه،اكثرآجرهاي كف(واقعي يامشابه) داراي تخلخل بالايي هستند،لذاپوشش مناسبي براي سطوح مرطوب وخيس به شمارنمي آيند.درصورت استفاده،بايدپيش ازنصب آنهارابالايه اي ازبتونه ضدآب پوشاند.

كاشيهاي ويژه:

اين كاشيهابا ويژگي هاي استانداردكاشي كف وديوار ،براي كاربردهاي خاص تهيه مي شوند.

كاشيهاي تزئيني

كاشيهاي تزئيني كه جلوه هاي از قوه تخيل هنرمنداني متعددهستند،درطرحهاي بسيارمتنوعي به بازارعرضه مي شوند.توليدكنندگان بزرگ كاشي،كاشي هاي وارداتي و داخلي را كه منقوش به دست هستند،درمقاديرانبوه به بازار عرصه مي كنند.طرحهاي متنوع اين نوع كاشيها شامل طرحهاي سنتي دلفت(DelftArt Nouveau وطرحهاي مدرن ومعاصرهنري است.بسياري ازتوليدكنندگان بزرگ،هنرمنداني راجهت خلق كاشيهاي منقوش ودستي استخدام مي نمايند.اين عمل دركارگاههاي كوچك هنري نيز انجام مي گيرد.براي مثال،كاشيها راهمانندظروف چيني نقاشي كرده يااسامي خاندان معروفي رابرروي آنهاطراحي مي كنند.كاشيهاي نقاشي شده با دست ،به عنوان يك اثرهنري منحصربفردتلقي شده و براي تزئين پيشخوان آشپزخانه،محوطه اطراف دوش،آب نما، شومينه يا به عنوان نقاشي ديواري مورداستفاده قرارگيرند.تعدادي ازآنهاداراي سطوحي منقوش به تندسيهاهستندوتعدادي ديگربا برشهاي دستي به شكلهايي خاص وغيرمعمول درمي آيند. درصورت سفارشي ساخته شدن از20 الي 100دلاربه فروش مي رسند.البته،اگربه عنوان يك طرح هنري مورداستفاده قراربگيرند،تعدادمحدودي ازآنها مي توانندطرح بسيارزيبايي را به وجودبياورند.به دليل قيمت بالاي كاشيهاي منقوش به دست،عرصه كنندگان كاشي معمولا كاشيهاي تزئيني چاپي را باقيمتي ارزانتر به مشتريان عرضه مي نمايند.محصولات هنري معمولا درفروشگاههاي مصالح ساختماني عرضه نمي شوند.

كاشيهاي آنتيك

مانندديگر آثار هنري وسنتي،كاشيهاي منقوش به دست و آنتيك به قرنهاومكانهاي متفاوتي تعلق دارند.گرچه تعدادي ازاين كاشيها با قيمتهاي بسيار بالا خريد وفروش مي شوند،ليكن اكثرآنها داراي قيمتهاي مناسبي هستند.تمام اين كاشيها درحال حاضر دركلكسيونها قراردارند.

درايالات متحده آمريكا،هنركاشي سازي دراواسط سال1800 شروع شد.كاشيهاي آنتيك شامل كاشيهاي دوره ويكتوريا،كاشيهاي دستي وانواع تزئيني هستند.

جمع آوري كاشيهاي آنتيك يك موضوع بسيارتخصصي و وراي بحث حاضراست.البته اگرعلاقمند به اين هنرهستيد، مي توانيدكتب راهنماي جامعي دراين زمينه بيابيد.بازارانتيك در واقع مكان مناسبي براي يافتن كاشيهاي آنتيك و بهترين راه يافتن كاشيهاي آنتيك،يافتن معامله گران متخصص دراين زمينه است.اگرموفق به يافتن كاشي مورد نظرتان نشده ايد،مي توانيد به شركتهاي متخصص در واردات كاشيهاي منقوش وتزئيني مراجعه كنيد.اگردرخانه اي قديمي ومفروش به كاشي زندگي مي كنيد،شمادرواقع مجموعه اي از كاشيهاي عتيقه و قديمي را دراختيار داريد.

اشكال مختلف كاشي

كاشيهاي ميزان:

واحداستاندارد كاشي سراميكي براي پوشش يك سطح به كاشي ميزان معروف است.كاشيهاي ميزان با اشكال مختلف به تنهايي يا به صورت مجموعه براي خلق طرحهاي متنوع مورداستفاده قرارمي گيرند.هرچهارگوشه يك كاشي ميزان پرداخت نشده است. استانداردترين اندازه اين نوع كاشي براي پوشش ديوار 4.25*4.25 اينچ است. تلرانس ابعادآنها بسته به توليدكننده حدود125/.(+)(-) اينچ است. ضخامت اين نوع كاشي نيزهمين حالت رادارد.به همين علت،نمي توان از كاشيهاي گوناگون توايد كننده هاي مختلف استفاده كرد، چراكه درز بين كاشيها جفت نخواهد شد.ضخامتهاي متفاوت نيز به شما امكان ايجاد يك سطح صاف نمي دهد.

كاشيهاي حاشيه اي(مخصوص ليه سطوح):

هركاشي كه ميزان نباشد،به عنوان كاشي حاشيه اي شناخته مي شود.ازاين نوع كاشيها براي پرداخت نهايي لبه ها و گوشه هاي ديگر كاشيها استفاده مي شود.توليدكنندگان دركاتالوگهاي كاشي،معمولا اندازه ها واشكال مختلفي ازاين كاشيها را ارائه مي نمايند.

كاشيهاي زاويه دار:چپ باز،راست باز،چپ بسته،راست بسته

اين كاشيها،لبه كاررابه حالتي صاف و زاويه دار درمي آورند.

كاشيهاي پيش بندي

كاشيهاي نيمه به نام پيش بندي براي پوشش سطوح باريك مانند قسمت جلوي پيشخوان مورداستفاده قرارمي گيرند.

كاشيهاي پايه:

كاشيهاي مخصوص گوشه هاي كف وحاشيه ها داراي لبه هاي پرداخت شده هستند.ازآنها درفضاهايي استفاده مي شودكه فقط كف،كاشيكاري شده است.

كاشيهاي محدب:

اين كاشيها كه گاهي به نام ربع گردي شناخته مي شوند،براي پرداخت نهايي لبه ها وگوشه هامورداستفاده قرارمي گيرند.اشكال آنها باريك وزاويه پوشش آنها مدور و 90 درجه است.

كاشيها با زاويه منفرجه:

اين نوع كاشيها،درواقع كاشيهاي ميزاني هستندكه يك لبه آنها پرداخت شده ومحدب است.معمولا براي پوشش يك رديف ودركنارنوع پيش بندي به كارمي روند.لبه و حاشيه كار درنهايت بسيارصاف ودقيق خواهدبود.دونوع بارزاين گونه كاشي عبارتنداز:كاشي منفرجه سطح( براي ملات نازك) وكاشي منفرجه شعاعي (براي ملات ضخيم).

كاشيهاي ويژه لبه پيشخوان وظرفشويي:

اين كاشيها برروي لبه بر روي لبه خارجي پيشخوان قرار مي گيرند.لبه برآمده كاشيهاي گلويي ازريختن آب به پايين جلوگيري مي كند.

كاشيهاي گلويي (مقعر)

اين نوع كاشي براي پوشش گوشه هاي زاويه دار صاف به كارمي رود.پوشش گوشه به سمت درون يا بيرون خواهدبود.كاشي گلويي،درواقع گوشه ها راهم سطح كف مي نمايد وخودنيز گوشه اي دريك زاويه ديگرمي سازد.كاشيهاي گلويي داراي لبه هاي پرداخت شده ومناسب پوشش زواياي آبريزگاهها هستند.بعضي ازاين نوع كاشيها داراي لبه هاي پرداخت شده نيستند.ازآنجاكه سطح داخلي اين نوع كاشي فرورفته و گود است،مي توان ازآنها براي گوشه هايغيرعمودي نيزاستفاده نمود.

كاشيهاي قوس دار:

دوقطعه كاشي قوس دار دركناريكديگر،زاويه اي بازبه شكل يك اتصال فارسي (كاملا جفت ومتصل به يكديگر)به وجودمي آورند.

كاشيهاي مدور:گوشه هاي بيروني و دروني:

اين كاشيها،زوايا وگوشه ها رابه شكل مدوروگرد درمي آورند.

كاشيهاي مخصوص حاشيه ولبه هاي استخر:

اين نوع كاشي براي پوشش حاشيه ها ولبه هاي مدور استخرها طراحي شده و بايد با لايه اي ضخيم ازملات مورداستفاده قرارگيرد.

كاشيهاي ويژه لبه پنجره:

اين نوع كاشي با لبه هاي پرداخت شده دريك سمت ولبه هاي مدور درسمت ديگر،مناسب پوشش لبه پنجره هاواتصال به لبه كاشي روي سطح ديوار است.بدون اين نوع كاشي، شما بايد براي اين عمل از دو كاشي استفاده كنيد: يك كاشي ميزان تخت براي لبه پنجره ويك كاشي محدب براي گردكردن حاشيه. كاشي لبه پنجره در واقع عمل نصب را راحت تر مي سازد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 13:31  توسط مجتبی سفره | 

بحث فلسفى (درباره تاءثير اراده در افعال خارق العاده ، سحر، كهانت و احضار ارواح )
جاى هيچ ترديد نيست كه برخلاف عادت جاريه ، افعالى خارق العاده وجود دارد، حال يا خود ما آنرا بچشم ديده ايم ، و يا آنكه بطور متواتر از ديگران شنيده و يقين پيدا كرده ايم ، و بسيار كم هستند كسانيكه از افعال خارق العاده چيزى يا كم و يا زياد نديده و نشنيده باشند، و بسيارى از اين كارها از كسانى سر مى زند كه بااعتياد و تمرين ، نيروى انجام آنرا يافته اند، مثلا ميتوانند زهر كشنده را بخورند و يا بار سنگين و خارج از طاقت يك انسان عادى را بردارند، و يا روى طنابيكه خود در دو طرف بلندى بسته اند راه مى روند، و يا امثال اينگونه خوارق عادت .
و بسيارى ديگر از آنها اعمالى است كه بر اسباب طبيعى و پنهان از حس و درك مردم متكى است ، و خلاصه صاحب عمل باسبابى دست مى زند كه ديگران آن اسباب را نشناخته اند، مانند كسيكه داخل آتش ميشود و نميسوزد، بخاطر اينكه داروى طلق بخود ماليده ، و يا نامه اى مينويسد كه غير خودش كسى خطوط آنرا نمى بيند، چون با چيزى (از قبيل آب پياز، مترجم ) نوشته ، كه جز در هنگام برخورد آن بآتش خطوطش ظاهر نميشود.


ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 364

بسيارى ديگر از اينگونه كارها بوسيله سرعت حركت انجام مى پذيرد، سرعتى كه بيننده آنرا تشخيص ندهد، و چنين بپندارد كه عمل نامبرده بدون هيچ سبب طبيعى اينطور خارق العاده انجام يافته ، مانند كارهائى كه شعبده بازان انجام مى دهند.
همه اينها افعالى هستند كه مستند باسباب عادى ميباشند، چيزيكه هست ما سببيت آن اسباب را نشناخته ايم ، و بدين جهت پوشيده از حس ما است ، و يا براى ما غير مقدور است .
در اين ميان افعال خارق العاده ديگرى است ، كه مستند به هيچ سبب از اسباب طبيعى و عادى نيست ، مانند خبر دادن از غيب . و مخصوصا آنچه مربوط به آينده است ، و نيز مانند ايجاد محبت و دشمنى و گشودن گره ها، و گره زدن گشوده ها، و بخواب كردن ، و يا بيمار كردن ، و يا خواب بندى و احضار و حركت دادن اشياء با اراده و از اين قبيل كارهائيكه مرتاض ها انجام مى دهند، و بهيچ وجه قابل انكار هم نيست ، يا خودمان بعضى از آنها را ديده ايم ، و يا برايمان آنقدر نقل كرده اند كه ديگر قابل انكار نيست .
و اينك در همين عصر حاضر از اين مرتاضان هندى و ايرانى و غربى جماعتى هستند، كه انواعى از اينگونه كارهاى خارق العاده را مى كنند.
و اينگونه كارها هر چند سبب مادى و طبيعى ندارند، ولكن اگر بطور كامل در طريقه انجام رياضت هائيكه قدرت بر اين خوارق را بآدمى مى دهد، دقت و تامل كنيم ، و نيز تجارب علنى و اراده اينگونه افراد را در نظر بگيريم ، برايمان معلوم ميشود: كه اينگونه كارها با همه اختلافيكه در نوع آنها است ، مستند بقوت اراده ، و شدت ايمان به تاءثير اراده است ، چون اراده تابع علم و ايمان قبلى است ، هر چه ايمان آدمى به تاءثير اراده بيشتر شد! اراده هم مؤ ثرتر ميشود، گاهى اين ايمان و علم بدون هيچ قيد و شرطى پيدا ميشود، و گاهى در صورت وجود شرائطى مخصوص دست ميدهد، مثل ايمان باينكه اگر فلان خط مخصوص را با مدادى مخصوص و در مكانى مخصوص بنويسيم ، باعث فلان نوع محبت و دشمنى ميشود، و يا اگر آينه اى را در برابر طفلى مخصوص قرار دهيم ، روح فلانى احضار مى گردد، و يا اگر فلان افسون مخصوص را بخوانيم ، آن روح حاضر ميشود، و از اين قبيل قيد و شرطها كه در حقيقت شرط پيدا شدن اراده فاعل است ، پس وقتى علم بحد تمام و كمال رسيد، و قطعى گرديد، بحواس ظاهر انسان حس درك و مشاهده آن امر قطعى را ميدهد، تو گوئى چشم آنرا مى بيند، و گوش آنرا مى شنود.
و خود شما خواننده عزيز مى توانى صحت اين گفتار را بيازمائى ، باينكه به نفس خود تلقين كنى : كه فلان چيز و يافلان شخص الان نزد من حاضر است و دارى او را مشاهده مى كنى ، وقتى اين تلقين زياد شد، رفته رفته بدون شك مى پندارى كه او نزدت حاضر است ،

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 365

بطوريكه اصلا باور نمى كنى كه حاضر نباشد، و از اين بالاتر، اصلا متوجه غير او نمى شوى آنوقت است كه او را بهمان طور كه مى خواستى روبروى خودت مى بينى و از همين باب تلقين است كه در تواريخ مى خوانيم : بعضى از اطباء امراض كشنده اى را معالجه كرده اند، يعنى بمريض قبولانده اند كه تو هيچ مرضى ندارى ، و او هم باورش شده ، و بهبود يافته است .
خوب ، وقتى مطلب از اين قرار باشد، و قوت اراده اينقدر اثر داشته باشد.
بنابراين اگر اراده انسان قوى شد، ممكن است كه در غير انسان هم اثر بگذارد، باين معنا كه اراده صاحب اراده در ديگران كه هيچ اراده اى ندارند اثر بگذارد، در اينجا نيز دو جور ممكن است ، يكى بدون هيچ قيد و شرط و يكى در صورت وجود پاره اى شرائط.
پس ، از آنچه تا اينجا گفته شد، چند مطلب روشن گرديد اول اينكه ملاك در اين گونه تاءثيرها بودن علم جازم و قطعى براى آنكسى است كه خارق عادت انجام ميدهد، و اما اينكه اين علم با خارج هم مطابق باشد، لزومى ندارد، (به شهادت اينكه گفتيم اگر خود شما مطلبى را در نفس خود تلقين كنى ، بهمان جور كه تلقين كرده اى آنرا مى بينى ، و در آخر از ترس مرده اى كه تصور كرده اى از گور در آمده ، و تو را تعقيب مى كند، پا بفرار مى گذارى ) و نيز بشهادت اينكه دارندگان قدرت تسخير كواكب ، چون معتقد شدند كه ارواحى وابسته ستارگان است ، و اگر ستاره اى تسخير شود، آن روح هم كه وابسته به آنست مسخر مى گردد، لذا با همين اعتقاد باطل كارهائى خارق العاده انجام مى دهند، با اينكه در خارج چنين روحى وجود ندارد.
و اى بسا كه آن ملائكه و شياطين هم كه دعانويسان و افسون گران نامهائى براى آنها استخراج مى كنند، و بطريقى مخصوص آن نامها را مى خوانند و نتيجه هم مى گيرند، از همين قبيل باشد.
و همچنين آنچه را كه دارندگان قدرت احضار ارواح دارند، چون ايشان دليلى بيش از اين ندارند، كه روح فلان شخص ‍ در قوه خياليه آن و يا بگو در مقابل حواس ظاهرى آنان حاضر شده ، و اما اين ادعا را نمى توانند بكنند، كه براستى و واقعا آن روح در خارج حضور يافته است ، چون اگر اينطور بود، بايد همه حاضران در مجلس روح نامبرده را ببينند، چون همه حضار حس و درك طبيعى وى را دارند، پس اگر آنها نمى بينند، و تنها تسخير كننده آن روح را مى بيند، معلوم مى شود روحى حاضر نشده ، بلكه تلقين و ايمان آن آقا باعث شده كه چنين چيزى را در برابر خود احساس كند.
جواب چهار شبهه كه در ضمن بيان اين مطلب روشن مى شود
با اين بيان ، شبهه ديگرى هم كه در مسئله احضار روح هست حل ميشود، البته اين اشكال در خصوص احضار روح كسى است كه بيدار و مشغول كار خويش است ،

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 366

و هيچ اطلاعى ندارد كه در فلان محل روح او را احضار كرده اند.
اشكال اين است كه مگر آدمى چند تا روح دارد، كه يكى با خودش باشد، و يكى بمجلس احضار ارواح برود.
و نيز با اين بيان شبهه اى ديگر حل مى شود، و آن اين استكه روح جوهرى است مجرد، كه هيچ نسبتى با مكان و زمانى معين ندارد، و باز شبهه سومى كه با بيان ما دفع ميشود اين استكه يك روح كه نزد شخصى حاضر ميشود، چه بسا كه نزد ديگرى حاضر شود، و نيز شبهه چهارمى كه دفع مى گردد اين استكه : روح بسيار شده كه وقتى احضار ميشود و از او چيزى مى پرسند دروغ مى گويد، جملات و يا سخنانش يكديگر را تكذيب مينمايد.
پس جواب همه اين چهار اشكال اين شد كه روح وقتى احضار ميشود چنان نيست كه واقعا در خارج ماده تحقق يافته باشد، بلكه روح شخص مورد نظر در مشاعر احضار كننده حاضر شده و او آنرا از راه تلقين پيش روى خود احساس ‍ مى كند و سخنانى از او مى شنود، نه اينكه واقعا و در خارج مانند ساير موجودات مادى و طبيعى حاضر شود.
كهانت و سحر، معجزه و كراهت و تفاوت آنها از جهت اراده
نكته دوم : اينكه دارنده چنين اراده مؤ ثر، اى بسا در اراده خود بر نيروى نفس و ثبات شخصيت خود اعتماد كند، مانند غالب مرتاضان ، و بنابراين اراده آنان قهرا محدود و اثر آن مفيد خواهد بود، هم براى صاحب اراده ، و هم در خارج .
و چه بسا ميشود كه وى مانند انبياء و اولياء كه داراى مقام عبوديت براى خدا هستند، و نيز مانند مؤ منين كه داراى يقين بخدا هستند، در اراده خود، اعتماد به پروردگار خود كنند، اينچنين صاحبان اراده هيچ چيزى را اراده نمى كنند، مگر براى پروردگارشان ، و نيز بمدد او، و اين قسم اراده ، اراده ايست طاهر، كه نفس صاحبش نه بهيچ وجه استقلالى از خود دارد، و نه بهيچ رنگى از رنگهاى تمايلات نفسانى متلون مى شود، و نه جز بحق بر چيز ديگرى اعتماد مى كند، پس ‍ چنين اراده اى در حقيقت اراده ربانى است كه (مانند اراده خود خدا) محدود و مقيد به چيزى نيست .
قسم دوم از اراده كه گفتيم اراده انبياء و اولياء و صاحبان يقين است ، از نظر مورد، دو قسم است ، يكى اينكه موردش ‍ مورد تحدى باشد، و بخواهد مثلا نبوت خود را اثبات كند، كه در اينصورت آن عمل خارق العاده ايكه باين منظور مى آورد معجزه است و قسم دوم كه موردش مورد تحدى نيست ، كرامت است و اگر دنبال دعائى باشد استجابت دعا است .
و قسم اول اگر از باب خبرگيرى ، و يا طلب يارى از جن ، و يا ارواح و امثال آن باشد، نامش را كهانت مى گذارند، و اگر با دعا و افسون و يا طلسمى باشد سحر مى نامند.
نكته سوم : اينكه خارق العاده هر چه باشد، دائر مدار قوت اراده است ،

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 367

كه خود مراتبى از شدت و ضعف دارد، و چون چنين است ممكن است بعضى از اراده ها اثر بعضى ديگر را خنثى سازد، همانطور كه مى بينيم معجزه موسى سحر ساحران را باطل مى كند و يا آنكه اراده بعضى از نفوس در بعضى از نفوس مؤ ثر نيفتد بخاطر اينكه نفس صاحب اراده ضعيف تر، و آنديگرى قوى تر باشد، و اين اختلافها در فن تنويم مغناطيسى ، و احضار ارواح ، مسلم است ، اين را در اينجا داشته باش ، تا انشاءاللّه در آينده نيز سخنى در اين باره بيايد.
بحث علمى (در علوم عجايب و غرائب )
علوميكه از عجائب و غرائب آثار بحث مى كند، بسيار است ، بطوريكه نميتوان در تقسيم آنها ضابطه اى كلى دست داد، لذا در اين بحث معروفترين آنها را كه در ميان متخصصين آنها شهرت دارد نام مى بريم .
1 يكى از آنها علم سيميا است ، كه موضوع بحثش هماهنگ ساختن و خلط كردن قواى ارادى با قواى مخصوص مادى است براى دست يابى و تحصيل قدرت در تصرفات عجيب و غريب در امور طبيعى كه يكى از اقسام آن تصرف در خيال مردم است ، كه آنرا سحر ديدگان مينامند، و اين فن از تمامى فنون سحر مسلم تر و صادق تر است .
2 دوم علم ليميا است ، كه از كيفيت تاءثيرهاى ارادى ، در صورت اتصالش با ارواح قوى و عالى بحث مى كند، كه مثلا اگر اراده من متصل و مربوط شد با ارواحيكه موكل ستارگان است ، چه حوادثى مى توانم پديد آورم ؟ و يا اگر اراده من متصل شد بارواحى كه موكل بر حوادثند، و بتوانم آن ارواح را مسخر خود كنم و يا اگر اراده ام متصل شد با اجنه ، و توانستم آنان را مسخر خود كنم ، و از آنها كمك بگيرم چه كارهائى ميتوانم انجام دهم ؟ كه اين علم را علم تسخيرات نيز مى گويند.
3 سوم علم هيميا، كه در تركيب قواى عالم بالا، با عناصر عالم پائين ، بحث مى كند، تا از اين راه به تاءثيرهاى عجيبى دست يابد، و آن را علم طلسمات نيز ميگويند، چون كواكب و اوضاع آسمانى با حوادث مادى زمين ارتباط دارند، همانطورى كه عناصر و مركبات و كيفيات طبيعى آنها اينطورند، پس اگر اشكال و يا بگو آن نقشه آسمانى كه مناسب با حادثه اى از حوادث است ، با صورت و شكل مادى آن حادثه تركيب شود، آن حادثه پديد مى آيد، مثلا اگر بتوانيم در اين علم بآن شكل آسمانى كه مناسب با مردن فلان شخص ، يا زنده ماندنش و يا باقى ماندن فلان چيز مناسب است ، با شكل و صورت خود اين نامبرده ها تركيب شود، منظور ما حاصل ميشود يعنى اولى ميميرد،

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 368

و دومى زنده ميماند، و سومى بقاء مى يابد، و اين معناى طلسم است .
4 علم ريميا است و آن علمى است كه از استخدام قواى مادى بحث مى كند تا بآثار عجيب آنها دست يابد، بطوريكه در حس بيننده آثارى خارق العاده در آيد و اين را شعبده هم ميگويند.
علوم خفيّه پنج گانه و ملحقات آنها
و اين چهار فن با فن پنجمى كه نظير آنها است ، و از كيفيت تبديل صورت يك عنصر، بصورت عنصرى ديگر بحث مى كند يعنى علم كيميا همه را علوم خفيه پنجگانه مى نامند كه مرحوم شيخ بهائى درباره آنها فرموده : بهترين كتابيكه در اين فنون نوشته شده ، كتابى است كه من آنرا در هرات ديدم ، و نامش (كله سر: همه اش سر) بود، كه حروف آن از حروف اول اين چند اسم تركيب شده ، يعنى كاف كيميا و لام ليميا، و هاء هيميا، و سين سيميا و راء ريميا، اين بود گفتار مرحوم بهائى . و نيز از جمله كتابهاى معتبر در اين فنون خفيه كتاب (خلاصه كتب بليناس و رساله هاى خسروشاهى ، و ذخيره اسكندريه و سر مكتوم تاءليف رازى و تسخيرات سكاكى ) و اعمال الكواكب السبعه حكيم طمطم هندى است .
باز از جمله علومى كه ملحق بعلوم پنج گانه بالا است ، علم اعداد و اوفاق است كه از ارتباطهائى كه ميانه اعداد و حروف و ميانه مقاصد آدمى است ، بحث مى كند عدد و يا حروفى كه مناسب با مطلوبش ميباشد در جدولهائى بشكل مثلث و يا مربع ، و يا غير آن ترتيب خاصى قرار ميدهد و در آخر آن نتيجه اى كه ميخواهد بدست مى آورد.
و نيز يكى ديگر علم خافيه است ، كه حروف آنچه را ميخواهد، و يا آنچه از اسماء كه مناسب با خواسته اش ميباشد مى شكند، و از شكسته آن حروف اسماء آن فرشتگان و آن شيطانهائيكه موكل بر مطلوب اويند، در مى آورد، و نيز دعائيكه از آن حروف درست ميشود، و خواندن آن دعا براى رسيدن بمطلوبش مؤ ثر است ، استخراج مى كند، كه يكى از كتابهاى معروف اين علم كه در نزد اهلش كتابى است معتبر كتب شيخ ابى العباس تونى و سيد حسين اخلاطى و غير آندو است .
باز از علومى كه ملحق بآن پنج علم است علم تنويم مغناطيسى و علم احضار روح است كه در عصر حاضر نيز متداول است و همانطور كه قبلا هم گفتيم از تاءثير اراده و تصرف در خيال طرف بحث مى كند، و در آن باره كتابها و رساله هاى بسيارى نوشته شده و چون شهرتى بسزا دارد حاجت نيست باينكه ، بيش از اين در اينجا راجع بآن بحث كنيم ، تنها منظور ما از اين حرفها كه زياد هم بطول انجاميد اين بود كه از ميان علوم نامبرده آنچه با سحر و يا كهانت منطبق مى شود روشن كنيم .

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 369

آيات 104 و 105 بقره

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا تَقُولُوا رَعِنَا وَ قُولُوا انظرْنَا وَ اسمَعُوا وَ لِلْكفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ(104)
مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَبِ وَ لا المُْشرِكِينَ أَن يُنزَّلَ عَلَيْكم مِّنْ خَيرٍ مِّن رَّبِّكمْ وَ اللَّهُ يخْتَص ‍ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضلِ الْعَظِيمِ(105)

ترجمه آيات

اى كسانيكه ايمان آورديد (هر گاه خواستيد از پيامبر خواهش كنيد شمرده تر سخن گوئيد تا بهتر حفظ كنيد با تعبير) (راعنا) تعبير نكنيد (چون اين تعبير در اصطلاح يهوديان نوعى ناسزا است و آنان با گفتن آن پيامبر را مسخره مى كنند) بلكه بگوئيد ((انظرنا)) و نيكو گوش دهيد و كافران را عذابى اليم است (104)
نه آنها كه از اهل كتاب كافر شدند و نه مشركين هيچيك دوست ندارد كه از ناحيه پروردگارتان كتابى برايتان نازل شود ولى خداوند رحمت خود را بهر كس بخواهد اختصاص ميدهد و خدا صاحب فضلى عظيم است . (105)


ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 370

مراد از ((الذين آمنوا)) در قرآن و نفاوت آن با ((مؤ منين ))
بيان آيات

يا ايها الذين آمنوا... اين جمله اولين موردى است كه خدايتعالى مؤ منين را با لفظ: ((ايها الذين آمنوا)) الخ خطاب مى كند كه بعد از اين مورد در هشتاد و چهار مورد ديگر تا آخر قرآن اين خطابرا كرده
و در قرآن كريم هر جا مؤ منين باين خطاب و يا با جمله ((الذين آمنوا)) تعبير شده اند، منظور مؤ منين اين امتند، و اما از امت هاى قبل از اسلام بكلمه (قوم ) تعبير مى كند، مثل اينكه فرمود: ((قوم نوح او قوم هود)) و يا فرموده : ((قال يا قوم اءراءيتم ان كنت على بينة )) الخ و يا بلفظ اصحاب تعبير كرده و از آن جمله مى فرمايد: ((واصحاب مدين و اصحاب الرّسّ)) و در خصوص قوم موسى (ع ) تعبير به (بنى اسرائيل ) و (يا بنى اسرائيل ) آورده است .
پس تعبير بلفظ ((الذين آمنوا)) تعبير محترمانه ايست كه اين امت را بدان اختصاص داده ، چيزيكه هست دقت و تدبر در كلام خدايتعالى اين نكته را بدست ميدهد، كه آنچه قرآن كريم از جمله : ((الذين آمنوا)) در نظر دارد غير آن معنائى استكه از كلمه : (مؤ منين ) اراده كرده ، از آن تعبير، افراد و مصاديقى را منظور دارد و از اين تعبير، افراد و مصاديقى ديگر را، مثلا مصاديقى كه در آيه : ((وتوبوا الى اللّه جميعا ايها المؤ منون ))، (اى مؤ منان همگى بسوى خدا توبه بريد)) اراده شده غير آن مصاديقى است كه در آيه : ((الذين يحملون العرش ومن حوله ، يسبحون بحمد ربهم و يؤ منون به و يستغفرون للذين آمنوا ربنا وسعت كل شى ء رحمة و علما فاغفر للذين تابوا، واتبعوا سبيلك ، وقهم عذاب الجحيم ربنا و ادخلهم جنات عدن ، التى وعدتهم و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذرياتهم ، انك انت العزيز الحكيم :))، (آنان كه عرش را حمل مى كنند و هر كه پيرامون آن است ، پروردگار خود را بحمد تسبيح مى كنند و بوى ايمان مى آورند، و براى آنانكه ايمان آوردند، چنين طلب مغفرت مى كنند كه پروردگارا علم و رحمتت همه چيز را فرا گرفته ، پس كسانى را كه توبه كردند و راه تو را پيروى نمودند بيامرز و از عذاب جحيم حفظ كن ، پروردگارا و در بهشت هاى عدنشان كه وعده شان داده اى درآر، هم خودشانرا و هم پدران و فرزندان و همسران ايشان ، كه بصلاح گرائيده اند، كه توئى يگانه عزيز و حكيم ) اراده شده است .
كه استغفار ملائكه و حاملان را نخست براى كسانى دانستند كه ايمان آورده اند، و سپس در نوبت دوم جمله (كسانى كه ايمان آورده اند) را مبدل كرد بجمله : (كسانيكه توبه كردند و راه تو را پيروى نمودند)، و اين را هم ميدانيم كه توبه بمعناى برگشتن است ، پس تا اينجا معلوم شد كه منظور از ((الذين آمنوا))، همان ((الذين تابوا واتبعوا)) است ، آنگاه آباء و ذريات و ازواج را بر آنان عطف كرده اند،

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 371

و از اينجا مى فهميم كه منظو ر از ((الذين آمنوا)) تمامى اهل ايمان برسولخدا (ص ) نيستند، و چنان نيست كه همه را ولو هر جور كه باشند شامل شود، چون اگر اينطور بود، ديگر لازم نبود آباء و ذريات و ازواج را بر آنان عطف كند، زيرا عطف در جائى صحيح است كه تفرقه و دوئيتى در بين باشد، و اما در جائى كه جمعى در يك غرض در عرض هم قرار گرفته و در يك صف واقع هستند، ديگر عطف معنا ندارد.
استفاده تفاوت مذكور از آيه (و الذين آمنوا، و اتبعتهم )
اين تفاوت كه گفتيد در ميان تعبير به ((الذين آمنوا))، و تعبير به (مؤ منين ) هست ، از آيه : ((والذين آمنوا، واتبعتهم ذريتهم بايمان ، الحقنابهم ذريتهم ، وما التناهم من عملهم من شى ء، كل امرء بما كسب رهين ))، (كسانيكه ايمان آوردند، و ذريه شان هم پيرويشان كردند، ما ذريه شانرا بايشان ملحق مى كنيم ، و از اعمالشان چيزى كم نمى كنيم ، هر كسى در گرو كرده هاى خويش است ) نيز استفاده ميشود، چون ذريه مؤ من را ملحق به ((الذين آمنوا)) دانستند، نه در صف آنان ، معلوم ميشود ذريه مصداق ((الذين آمنوا)) نيستند، چون اگر بودند ديگر وجهى نداشت كه آنرا به ايشان ملحق كند، بلكه ((الذين آمنوا)) شامل هر دو طائفه مى شود.
در اينجا ممكن است كسى بگويد: چه عيبى دارد كه جمله : ((واتبعتهم ذريتهم )) را قرينه بگيريم ، بر اينكه مراد از جمله : ((الذين آمنوا)) همه طبقات مؤ منين نيستند، اما نسبت بطبقه بعدى ، و مراد بجمله دوم همه طبقات دوم از مومنينند؟.
در جواب ميگوئيم بنابراين همان جمله : ((الذين آمنوا)) شامل تمامى مؤ منين در همه نسلها ميشود، ديگر حاجتى بذكر جمله دوم نبود، و نيز حاجت و وجهى صحيح نيست براى جمله : (و از اعمالشان چيزى كم نمى كنيم ) الخ ، مگر نسبت بآخرين نسل بشر كه ديگر نسلى از او نمى ماند، كه اين طبقه ملحق به پدران خود مى شوند، و چيزى از اعمالشان كم نميشود ولكن هر چند اين معنا معناى معقولى است اما سياق آيه با آن مساعد نيست .
چون سياق آيه سياق تشريف و برترى دادن طبقه اى بر طبقه ديگر است و بنا باحتمال شما، ديگر تشريفى باقى نمى ماند، و برگشت معناى آيه باين ميشود: كه مؤ منين هر چند بعضى از بعضى ديگر منشعب گشته ، و بآنان ملحق مى شوند، اما همه از نظر رتبه در يك صف قرار دارند، و هيچ طبقه اى بر طبقه ديگر برترى ندارد، و تقدم و تاءخرى ندارند، چون ملاك شرافت ، ايمان است كه در همه هست .
و اين همانطور كه گفتيم با سياق آيه مخالف است ، چون سياق آيه دلالت بر تشريف و كرامت سابقى ها نسبت به لاحقى ها دارد،

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 372

پس جمله : ((واتبعتهم ذريتهم بايمان )) الخ ، قرينه است بر اينكه منظور از جمله ((الذين آمنوا)) اشخاص خاصى است و آن اشخاص عبارتند از سابقون اولون ، يعنى طبقه اول مسلمانان از مهاجر و انصار، كه در عهد رسولخدا (ص ) و در روزگار عسرت اسلام بانجناب ايمان آوردند.
و بنابراين كلمه : ((الذين آمنوا)) كلمه آبرومند و محترمانه ايست ، كه همه جا منظور از آن اين طبقه اند، كه آيه : ((للفقراء المهاجرين ))، تا جمله ((والذين تبووا الدار و الايمان من قبلهم )) تا جمله ((والذين جاوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولا خواننا الذين سبقونا بالايمان ، و لا تجعل فى قلوبنا غلا للذين آمنوا، ربنا انك روف رحيم ))، (و آنانكه بعد از ايشان مى آيند ميگويند: پروردگارا ما را بيامرز، و همچنين برادران ما را، كه از ما بسوى ايمان سبقت گرفتند، و خدايا در دل ما كينه اى از مؤ منين قرار مده ، پروردگارا تو خود رئوف و رحيمى ) نيز باين اشاره دارد.
چون اگر مصداق جمله ((الذين آمنوا))، عين مصداق جمله ((الذين سبقونا بالايمان )) باشد، جا داشت بفرمايد: ((ولا تجعل فى قلوبنا غلا لهم ))، (خدايا در دل ما كينه اى از ايشان قرار مده )، ولى اينطور نفرمود، و بجاى ضمير، اسم ظاهر ((الذين سبقونا)) را آورد، تا به سبقت و شرافت آنان اشاره كند، و گرنه اين تغيير سياق بى وجه بود.
و نيز از جمله آياتيكه بگفتار ما اشاره دارد، آيه : ((محمد رسول اللّه ، و الذين معه اشداء على الكفار، رحماء بينهم ، تريهم ركعا سجدا، يبتغون فضلا من اللّه و رضوانا))، تا جمله ((وعداللّه الذين آمنوا و عملوا الصالحات منهم ، مغفره و اجرا عظيما))، (محمد رسولخدا (ص )، و آنانكه با او هستند، عليه كفار سرسخت ، و در بين خود مهربانند، مى بينى ايشانرا كه همواره در ركوع و سجودند، و در پى تحصيل فضلى و رضوانى از خدا هستند، تا جمله خدا از ميان كسانيكه ايمان آورده اند، آن عده را كه اعمال صالح كرده اند، وعده آمرزش و اجرى عظيم داده است )، ميباشد، چون با آوردن كلمه (معه با او) فهمانده است كه همه اين فضيلت ها خاص مسلمانان دست اول است .
پس از آنچه گذشت اين معنا بدست آمد، كه كلمه ((الذين آمنوا)) كلمه تشريف و مخصوص بسابقين اولين از مؤ منين است ، و بعيد نيست كه نظير اين كلام در جمله ((الذين كفروا)) نيز جريان يابد، يعنى بگوئيم هر جا اين جمله آمده مراد از آن خصوص كفار دست اول است كه برسولخدا (ص ) كفر ورزيدند، چون مشركين مكه ، و امثال آنان ، همچنانكه آيه : ((ان الذين كفروا سواء عليهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لايومنون )) نيز بدان اشعار دارد.

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 373

خطاب به ((الذين آمنوا)) تشريفى است و با عموميت تكليف منافات ندارد
حال اگر بگوئى : بنا بر آنچه گذشت ، خطاب به ((الذين آمنوا)) مختص به عده خاصى شد، يعنى آن عده از مسلمانان كه در زمان رسولخدا (ص ) بودند، و حال آنكه همه علماء و مخصوصا آن عده كه اينگونه خطابها را بنحو قضيه حقيقيه معنا مى كنند، مى گويند: خطابهاى قرآن كريم مخصوص بمردم يك عصر نيست ، و تنها متوجه حاضران در عصر رسولخدا (ص ) نميباشد، بلكه همه را تا روز قيامت به يك جور شامل مى شود.
در جواب مى گوئيم : ما نيز نخواستيم بگوئيم : كه تكاليفى كه در اينگونه خطابها هست ، تنها متوجه معاصرين رسولخدا (ص ) است ، بلكه خواستيم بگوئيم : آن لحن احترام آميزيكه در اينگونه خطابها هست ، مخصوص ايشانست ، و اما تكليفى كه در آنها است ، وسعت و تنگى آن اسباب ديگرى دارد، غير آن اسباب كه سعه و ضيق خطاب را باعث مى شود، همچنانكه آن تكاليفى كه بدون خطاب ((يا ايها الذين آمنوا)) بيان شده ، وسيع است ، و اختصاصى به يك عصر و دو عصر ندارد.
پس بنابراين قرار گرفتن جمله : ((يا ايها الذين آمنوا))، در اول يك آيه ، مانند جمله : ((يا ايها النبى ))، و جمله ((يا ايها الرسول ))، بر اساس تشريف و احترام است ، و منافاتى با عموميت تكليف ، وسعه معنا و مراد آن ندارد، بلكه در عين اينكه بعنوان احترام روى سخن بايشان كرده ، لفظ ((الذين آمنوا)) مطلق است ، و در صورت وجود قرينه عموميت دارند كانّ ايمان را تا روز قيامت شامل ميشود، مانند آيه : ((ان الذين آمنوا، ثم كفروا، ثم آمنوا، ثم كفروا، ثم ازدادوا كفرا، لم يكن اللّه ليغفرلهم ))، (كسانيكه ايمان آورده ، و سپس كفر ورزيدند، و دوباره ايمان آوردند، و باز كفر ورزيدند، و اين بار بر كفر خود افزودند، خدا هرگز ايشانرا نمى آمرزد)، و آيه : ((وما انا بطارد الذين آمنوا، انهم ملاقوا ربهم ))، (من هرگز كسانى را كه ايمان آورده اند از خود نمى رانم ، چون ايشان پروردگار خود را ديدار مى كنند)، كه حكايت كلام نوح (عليه السلام ) است .
معنى كلمه ((راعنا)) نزد يهود
لاتقولوا راعنا و قولوا انظرنا... يعنى بجاى ((راعنا)) بگوئيد: ((انظرنا))، كه اگر چنين نكنيد همين خود كفرى است از شما، و كافران عذابى دردناك دارند، پس در اين آيه نهى شديدى شده از گفتن كلمه ((راعنا))، و اين كلمه را آيه اى ديگر تا حدى معنا كرده ، مى فرمايد: ((من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه ، و يقولون سمعنا و عصينا، و اسمع غير مسمع ، و راعنا، ليا بالسنتهم ، وطعنا فى الدين ))، كه از آن بدست مى آيد: اين كلمه در بين يهوديان يك قسم نفرين و فحش بوده ، و معنايش (بشنو خدا تو را كر كند) بوده است ، اتفاقا مسلمانان وقتى كلام رسولخدا را درست ملتفت نميشدند،

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 374

بخاطر اينكه ايشان گاهى بسرعت صحبت مى كرد، از ايشان خواهش مى كردند: كمى شمرده تر صحبت كنند، كه ايشان متوجه بشوند، و اين خواهش خود را با كلمه ((راعنا)) كه عبارتى كوتاه است اداء مى كردند، چون معناى اين كلمه (مراعات حال ما بكن ) است ، ولى همانطور كه گفتيم : اين كلمه در بين يهود يك رقم ناسزا بود.
و يهوديان از اين فرصت كه مسلمانان هم ميگفتند: ((راعنا راعنا)) استفاده كرده ، وقتى برسولخدا (ص ) مى رسيدند، مى گفتند: ((راعنا))، بظاهر وانمود مى كردند كه منظورشان رعايت ادب است ، ولى منظور واقعيشان ناسزا بود، و لذا خدايتعالى براى بيان منظور واقعى آنان ، اين آيه را فرستاد: ((من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه ، و يقولون سمعنا و عصينا، و اسمع غير مسمع ، و راعنا)) الخ ، و چون منظور واقعى يهود روشن شد، در آيه مورد بحث مسلمانان را نهى كرد از اينكه ديگر كلمه ((راعنا)) را بكار نبرند، و بلكه بجاى آن چيز ديگر بگويند، مثلا بگويند: ((انظرنا))، يعنى كمى ما را مهلت بده .
((وللكافرين عذاب اليم )) الخ ، منظور از كافرين در اينجا كسانى است كه از اين دستور سرپيچى كنند، و اين يكى از مواردى استكه در قرآن كريم كلمه كفر، در ترك وظيفه فرعى استعمال شده است .
مراد از ((اهل الكتاب )) در آيه 105
ما يود الذين كفروا من اهل الكتاب اگر مراد باهل كتاب خصوص يهود باشد همچنانكه ظاهر سياق هم همين است ، چون آيه قبل درباره يهود بود، آنوقت توصيف يهود باهل كتاب ، مى فهماند كه علت اينكه دوست نميدارند كتابى بر شما مسلمانان نازل شود، چيست ؟ و آن اين استكه چون خود آنان اهل كتاب بودند، و دوست نميداشتند كتابى بر مسلمانان نازل شود، چون نازل شدن كتاب بر مسلمانان باعث ميشود، ديگر تنها يهوديان اهليت كتاب نداشته باشند، و اين اختصاص از بين برود، و ديگران نيز اهليت و شايستگى آنرا داشته باشند.
و اين خود بخل بى مزه اى بود از يهود، چون يك وقت انسان نسبت بچيزى كه خودش دارد بخل مى ورزد، ولى يهود بچيزى بخل ورزيدند كه خود مالك آن نبودند، علاوه بر اينكه با اين رفتار خود، در سعه رحمت خدا و عظمت فضل او، با او معارضه كردند.
اين در صورتى بود كه مراد باهل كتاب خصوص يهود باشد، و اما اگر مراد همه اهل كتاب از يهود و نصارى باشد در اينصورت سياق كلام ، سياق تصميم بعد از تخصيص ميشود، يعنى بعد از آ نكه تنها درباره يهود صحبت مى كرد، ناگهان وجهه كلام را عموميت داد، بدين جهت كه هر دو طائفه در پاره اى صفات اشتراك داشتند، هر دو با اسلام دشمنى مى ورزيدند، و اى بسا اين احتمال را آيات بعدى كه مى فرمايد: ((وقالوا لن يدخل الجنة الا من كان هودا او نصارى ))، و گفتند: داخل بهشت نميشود مگر كسيكه يهودى يا نصارى باشد)،

ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 375

و نيز مى فرمايد: ((وقالت اليهود ليست النصارى على شى ء، وقالت النصارى ليست اليهود على شى ء، و هم يتلون الكتاب ))، (يهود گفت : نصارى بر چيزى نيست ، و نصارى گفت يهود دين درستى ندارد، با اينكه هر دو گروه ، كتاب ميخواندند) تاءييد كند.
+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 11:1  توسط مجتبی سفره | 
سرامیک
نقش اجزای سهگانه در سرامیک
سرامیکهای ویژه
لعابها و انواع آنها
انواع چینی

سرامیک:

سرامیک به کلیه جامدات غیر آلی و غیر فلزی گفته میشود. از نظر ساختار شیمیایی کلیه موادی که از مخلوط خاک رس با ماسه و فلدسپار در دمای بالا بدست میآیند و توسط توده شیشه مانندی انسجام یافته و بسیار سخت و غیر قابل حل در حلالها و تقریبا گداز ناپذیر میباشند، سرامیک نامیده میشوند.
فهرست مندرجات
· ۱ نقش اجزای سهگانه در سرامیک
· ۲ سرامیکهای ویژه
· ۳ لعابها و انواع آنها
· ۴ انواع چینی
نقش اجزای سه گانه در سرامیک:
خاک رس: موجب نرمی و انعطاف و تشکیل ذرات بلوری سرامیک میشود.
ماسه: قابلیت چین خوردن ، پس از خشک و گرم شدن و تشکیل ذرات بلوری سرامیک را کاهش میدهد.
فلدسپار: در کاهش دادن دمای پخت و تشکیل توده شیشهاى و چسباننده ذرات بلوری سرامیک موثر است. خواص سرامیکها خواص سرامیکها بسته به نوع و درجه خلوص هر یک از اجزای اصلی ، مواد افزودنی ، لعاب ، زمان حرارت دادن ، مواد اکسنده و کاهندههاى موجود در محیط ، تغییر میکند. در سده کنونی صنعت سرامیک سازی توسعه و تنوع شگرفی یافته و اهمیت و کاربردهای آن نیز وسعت پیدا کرده است.
سرامیکهای ویژه:
مقرههای برق: که عایقهای خوبی برای گرما و برق هستند و در آنها از Al2O3 ، Zr2O3 استفاده میشود.

سرامیکهای مغناطیسی: در در این نوع سرامیک از اکسیدهای آهن استفاده میشود. مهمترین کاربرد آنها در تهیه عنصرهای حافظه در کامپیوتر است.

سرامیکهای شیشهاى: وقتی شیشه معمولی پس از تهیه در دمای بالایی قرار گیرد، تعداد قابل توجهی از ذرات بلور در آن تشکیل میشود و خاصیت شکنندگی آن کم میگردد و بر خلاف شیشههای معمولی دیگر ، ایجاد یا پیدایش شکاف کوچک در آنها ساری نمیباشد،یعنی این شکافها خود به خود پیشرفت نمیکنند. از این نوع سرامیکها برای تهیه ظروف آشپزخانه یا ظروفی که برای حرارت دادن لازم باشند، استفاده میشود که آن را اصطلاحا پیروسرام مینامند.
لعابها و انواع آنها:
لعابها طیف وسیعی از ترکیبات آلی و معدنی را در بر میگیرند. لعاب مربوط به سرامیک معمولا مخلوط شیشه مانندی متشکل از کوارتز ، فلدسپار و اکسید سرب (PbO) است. این اجزا را پس از آسیاب شدن و نرم کردن به صورت خمیری رقیق درمیآورند. آنگاه وسیله سرامیکی مورد نظر را در این خمیر غوطهور کرده و پس از سرد و خشک شدن ، آن را در کوره تا دمای معین حرارت میدهند. پس از لعاب دادن روی چینی ، روی آن مطالب مورد نظر را مینویسند و یا طرح مورد نظر را نقاشی میکنند و دوباره روی آن را لعاب داده و یک بار دیگر حرارت میدهند. در این صورت وسیله مورد نظر پرارزشتر و نوشته و طرح روی آن بادوامتر میشود.
لعابها در انواع زیر وجود دارند:
لعاب بیرنگ: این نوع لعاب که برای پوشش سطح چینیهای بدلی ظریف بکار میرود، بی رنگ و شفاف است و از مخلوط کلسیم و سیلیس و خاک چینی سفید تهیه میشود.
لعاب رنگی: برای رنگ آبی از اکسید مس (Cu2O) ، برای رنگ زرد از اکسید آهن (FeO) و برای رنگ سبز از اکسید کروم (Cr2O3) ، برای رنگ زرد از کرومات سرب و برای رنگ ارغوانی از ارغوانی کاسیوس استفاده میشود.
لعاب کدر: این نوع لعاب که برای پوشش چپنیهای بدلی معمولی بکار میرود و از مخاـوط SnO2 , PbO , SiO2 , Pb3O4 ، نمک و کربنات سدیم تهیه میشود که آن را پس از ذوب کردن ، سرد کردن و پودر کردن ، در آب به صورت حمام شیر در میآورند و شئی لعاب دادنی را در آن غوطهور میکنند.
ظروف لعابی ظروف لعابی درواقع ، نوعی ظروف آهنی هستند که سطح آنها را به منظور جلوگیری از زنگ زدن ، از لعاب میپوشانند. البته این نوع ظروف را نباید زیاد گرم یا سرد و یا پرتاب کرد و یا اینکه تحت ضربه قرارداد، زیرا لعاب سطح آنها ترک برداشته و میریزد.
انواع چینی
چینیها در واقع از انواع سرامیک محسوب میشوند و به دو دسته چینیهای اصل یا سخت و چینیهای بدلی تقسیم میشوند.
چینیهای اصل:
چینی ظرف: که میتوان آن را نوعی شیشه کدر دانست، مانند ظرف چینی معروف به سور. از ویژگیهای این نوع چینی آن است که لعاب رنگی را به خود میگیرد.
چینی سیلیسی: این نوع چینی که به چینی لیموژ معروف است، درکشورهای فرانسه ، ژاپن و چین تهیه میشود. مواد اولیه آن خاک چینی سفید ، شن سفید و فلدسپار است.
چینی آلومینیومدار: این نوع چینی به نام چینی ساکس و بایو در فرانسه تهیه میشود و دارای Al2O3 , SiO2 , CaO است.
چینی بدل
خمیر این نوع چینیها ترکیبی حد واسط از خمیر سفال و خمیر چینیهای ظریف است. در نتیجه سختی آنها از چینیهای اصل کمتر است. از این رو ، حتما باید آنها را با لعاب بپوشانند. این نوع چینیها خود به دو دسته تقسیم میشوند:
بدل چینیهای معمولی که خمیر آنها رنگی است و از این رو ، با لعاب کدر پوشانیده میشود.
بدل چینی ظریف که خمیر آنها مانند خمیر چینی بیرنگ است اما بر خلاف چینی در مقابل نور شفاف نیست. معمولا سطح این نوع چینیها را از لعاب بیرنگ ورنی مانند و شفاف میپوشانند تا ظاهری مانند چینی اصل پیدا کنند.
تهیه کننده: مجتبی سفره تاریخ:12/7/1384


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 15:32  توسط مجتبی سفره | 
سرامیک
نقش اجزای سهگانه در سرامیک
سرامیکهای ویژه
لعابها و انواع آنها
انواع چینی

سرامیک:

سرامیک به کلیه جامدات غیر آلی و غیر فلزی گفته میشود. از نظر ساختار شیمیایی کلیه موادی که از مخلوط خاک رس با ماسه و فلدسپار در دمای بالا بدست میآیند و توسط توده شیشه مانندی انسجام یافته و بسیار سخت و غیر قابل حل در حلالها و تقریبا گداز ناپذیر میباشند، سرامیک نامیده میشوند.
فهرست مندرجات
· ۱ نقش اجزای سهگانه در سرامیک
· ۲ سرامیکهای ویژه
· ۳ لعابها و انواع آنها
· ۴ انواع چینی
نقش اجزای سه گانه در سرامیک:
خاک رس: موجب نرمی و انعطاف و تشکیل ذرات بلوری سرامیک میشود.
ماسه: قابلیت چین خوردن ، پس از خشک و گرم شدن و تشکیل ذرات بلوری سرامیک را کاهش میدهد.
فلدسپار: در کاهش دادن دمای پخت و تشکیل توده شیشهاى و چسباننده ذرات بلوری سرامیک موثر است. خواص سرامیکها خواص سرامیکها بسته به نوع و درجه خلوص هر یک از اجزای اصلی ، مواد افزودنی ، لعاب ، زمان حرارت دادن ، مواد اکسنده و کاهندههاى موجود در محیط ، تغییر میکند. در سده کنونی صنعت سرامیک سازی توسعه و تنوع شگرفی یافته و اهمیت و کاربردهای آن نیز وسعت پیدا کرده است.
سرامیکهای ویژه:
مقرههای برق: که عایقهای خوبی برای گرما و برق هستند و در آنها از Al2O3 ، Zr2O3 استفاده میشود.

سرامیکهای مغناطیسی: در در این نوع سرامیک از اکسیدهای آهن استفاده میشود. مهمترین کاربرد آنها در تهیه عنصرهای حافظه در کامپیوتر است.

سرامیکهای شیشهاى: وقتی شیشه معمولی پس از تهیه در دمای بالایی قرار گیرد، تعداد قابل توجهی از ذرات بلور در آن تشکیل میشود و خاصیت شکنندگی آن کم میگردد و بر خلاف شیشههای معمولی دیگر ، ایجاد یا پیدایش شکاف کوچک در آنها ساری نمیباشد،یعنی این شکافها خود به خود پیشرفت نمیکنند. از این نوع سرامیکها برای تهیه ظروف آشپزخانه یا ظروفی که برای حرارت دادن لازم باشند، استفاده میشود که آن را اصطلاحا پیروسرام مینامند.
لعابها و انواع آنها:
لعابها طیف وسیعی از ترکیبات آلی و معدنی را در بر میگیرند. لعاب مربوط به سرامیک معمولا مخلوط شیشه مانندی متشکل از کوارتز ، فلدسپار و اکسید سرب (PbO) است. این اجزا را پس از آسیاب شدن و نرم کردن به صورت خمیری رقیق درمیآورند. آنگاه وسیله سرامیکی مورد نظر را در این خمیر غوطهور کرده و پس از سرد و خشک شدن ، آن را در کوره تا دمای معین حرارت میدهند. پس از لعاب دادن روی چینی ، روی آن مطالب مورد نظر را مینویسند و یا طرح مورد نظر را نقاشی میکنند و دوباره روی آن را لعاب داده و یک بار دیگر حرارت میدهند. در این صورت وسیله مورد نظر پرارزشتر و نوشته و طرح روی آن بادوامتر میشود.
لعابها در انواع زیر وجود دارند:
لعاب بیرنگ: این نوع لعاب که برای پوشش سطح چینیهای بدلی ظریف بکار میرود، بی رنگ و شفاف است و از مخلوط کلسیم و سیلیس و خاک چینی سفید تهیه میشود.
لعاب رنگی: برای رنگ آبی از اکسید مس (Cu2O) ، برای رنگ زرد از اکسید آهن (FeO) و برای رنگ سبز از اکسید کروم (Cr2O3) ، برای رنگ زرد از کرومات سرب و برای رنگ ارغوانی از ارغوانی کاسیوس استفاده میشود.
لعاب کدر: این نوع لعاب که برای پوشش چپنیهای بدلی معمولی بکار میرود و از مخاـوط SnO2 , PbO , SiO2 , Pb3O4 ، نمک و کربنات سدیم تهیه میشود که آن را پس از ذوب کردن ، سرد کردن و پودر کردن ، در آب به صورت حمام شیر در میآورند و شئی لعاب دادنی را در آن غوطهور میکنند.
ظروف لعابی ظروف لعابی درواقع ، نوعی ظروف آهنی هستند که سطح آنها را به منظور جلوگیری از زنگ زدن ، از لعاب میپوشانند. البته این نوع ظروف را نباید زیاد گرم یا سرد و یا پرتاب کرد و یا اینکه تحت ضربه قرارداد، زیرا لعاب سطح آنها ترک برداشته و میریزد.
انواع چینی
چینیها در واقع از انواع سرامیک محسوب میشوند و به دو دسته چینیهای اصل یا سخت و چینیهای بدلی تقسیم میشوند.
چینیهای اصل:
چینی ظرف: که میتوان آن را نوعی شیشه کدر دانست، مانند ظرف چینی معروف به سور. از ویژگیهای این نوع چینی آن است که لعاب رنگی را به خود میگیرد.
چینی سیلیسی: این نوع چینی که به چینی لیموژ معروف است، درکشورهای فرانسه ، ژاپن و چین تهیه میشود. مواد اولیه آن خاک چینی سفید ، شن سفید و فلدسپار است.
چینی آلومینیومدار: این نوع چینی به نام چینی ساکس و بایو در فرانسه تهیه میشود و دارای Al2O3 , SiO2 , CaO است.
چینی بدل
خمیر این نوع چینیها ترکیبی حد واسط از خمیر سفال و خمیر چینیهای ظریف است. در نتیجه سختی آنها از چینیهای اصل کمتر است. از این رو ، حتما باید آنها را با لعاب بپوشانند. این نوع چینیها خود به دو دسته تقسیم میشوند:
بدل چینیهای معمولی که خمیر آنها رنگی است و از این رو ، با لعاب کدر پوشانیده میشود.
بدل چینی ظریف که خمیر آنها مانند خمیر چینی بیرنگ است اما بر خلاف چینی در مقابل نور شفاف نیست. معمولا سطح این نوع چینیها را از لعاب بیرنگ ورنی مانند و شفاف میپوشانند تا ظاهری مانند چینی اصل پیدا کنند.
تهیه کننده: مجتبی سفره تاریخ:12/7/1384


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 15:31  توسط مجتبی سفره | 
مراحل مختلف کانه آرائی
آیا می دانید مراحل مختلف کانه آرائی چیست ؟
مراحل مختلف خرد کردن و اصطلاحات رایج برای آنها


آیا می دانید مراحل مختلف کانه آرائی چیست ؟

بسته به نوع کانه و مشخصات مورد نظر در محصول آراسته ، عملیات کانه آرائی ممکن است شامل مراحلی ساده یا بسیار پیچیده باشد .
نخستین مرحله این عملیات ( آزاد کردن است ) ( liberation ) کانی های با ارزش موجود در کانه از کانی های گانگ است . برای نیل به این هدف با ید کانه را طی یک یا چند مرحله توسط انواع سنگ شکن ها و آسیا خرد کرد . برای خرد کردن یک جسم جامد به قطعات کوچکتر ، اصطلاحات خاصی وجود دارد که هر یک از آنها برای ابعاد مشخصی مورد استفاده قرار می گیرد .
مراحل مختلف خرد کردن و اصطلاحات رایج برای آنها :

 
وسیله خرد کردن حداکثر ابعاد محصول ( mm ) حداکثرابعاد بار اولیه ( mm ) طبقه بندی   
انفجار ، ضربه و ... 500> تا 1500 > 500< تا 1500 < قطعه قطعه کردن   
سنگ شکن فکی ، ژیراتوری ، ضریه ای 160 تا 625 500 تا 1500 سنگ شکنی اولیه   
سنگ شکن مخروطی استاندارد ، استوانه ای دندانه دار 19 تا 100 58 تا 625 سنگ شکنی ثانویه   
سنگ شکن مخروطی سر کوتاه ، استوانه ای 10 تا 25 19 تا 152 سنگ شکنی مرحله سوم   
آسیای میله ای ، گلوله ای ، چکشی 2 10 تا 50 آسیا کردن اولیه   
آسیای گلوله ای ، ارتعاشی 04/0 تا 2/0 5/0 تا 5 آسیا کردن ثانویه 

عملیات خرد کردن معمولا همراه با عملیات طبقه بندی از نظر ابعاد است که به منظور بدست آوردن محصولی با دانه بندی مشخص و یا برای خارج کردن دانه هائی که به میزان لازم خرد شده اند انجام می شود . بدین ترتیب از خرد شدن بیش از حد دانه ها جلوگیری می شود . مرحله دوم شامل عملیات ( پر عیار کردن ) ( concentration ) یا ( جدا کردن ) ( separation ) کانی های با ارزش کانی های گانگ است. این عملیات بر مبنای مشخصات کانی ها پایه گذاری شده اند و با استفاده از اختلاف خواص فیزیکی ، شیمیایی یا شیمی فیزیک کانی ها با یکدیگر می توان آنها را جدا کرد . این عملیات که به طور جامع تر روش های آرایش نامیده می شوند شامل روشهای سنگجوری ، ثقلی ، الکتریکی ، مغناطیسی ، فلوتاسیون ، هیدرومتالورژی و غیره می شوند .
با توجه به اینکه بیشتر روش های آرایش به طریقه تر انجام می شوند ، بنابراین مرحله سوم عملیت را می توان شامل جداکردن فازهای جامد و مایع از یکدیگر یا به عبارت دیگر ( آبکش کردن ) و ( خشک کردن ) محصولات آراسته دانست که توسط ( تیکنر ) ( thickener ) ، ( فیلتر ) (filter ) و( خشک کن ) (dryer) انجام می شود . مرحله نهائی نیز شامل عملیت تخلیه کانی های گانگ ( باطله ) و در بیشتر حالات بازیابی آب موجود در این بخش از مواد است . این کار در ( سد باطله ) ( tailing dam ) انجام می شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 15:27  توسط مجتبی سفره | 
http://parsgap.blogfa.com/
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 14:12  توسط مجتبی سفره | 
نشریه سرامیک
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 13:32  توسط مجتبی سفره | 
مقاله شیشه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 13:22  توسط مجتبی سفره | 
جانشنی دولومیت
دولومیت اولیه
تقسیم بندی سنگهای کربناته بر اساس مقدار دولومیت
بافت‌های دولومیت
فابریک مخرب در دولومیت
دولومیت بی‌تناسب یا زین اسبی
پراکندگی دولومیت‌ها در ادوار زمین شناسی


جانشنی دولومیت:
جانشینی کانیهای کربنات کلسیم توسط دولومیت و ته نشست سیمان دولومیتی ممکن است بلافاصله بعد از اینکه رسوبات ته نشین شدند، یعنی همزمان با رسوبگذاری و در طی دیاژنز اولیه (قبلا دولومیت شدن سین ژنتیک نامیده می شد)، یا مدتی طولانی بعد از رسوبگذاری (معمولا بعد از سیمانی شدن ، و در طی دفن) انجام می‌گیرد (دولومیتی شدن اپی ژنتیک).
دولومیت اولیه:
خیلی اوقات واژه اولیه Primary برای دولومیتی بکار می‌رود که بر ته نشست مستقیم از آب دریا یا دریاچه دلالت دارد. در حقیقت اکثر دولومیت‌ها توسط جانشینی در کانیهای کربناته‌ای که قبلا تشکیل شده‌اند، به وجود می‌آیند، هر چند سیمانهای دولومیتی نیز فراوان است.
تقسیم بندی سنگهای کربناته بر اساس مقدار دولومیت:
سنگ آهک : سنگی است که حاوی 0 تا 10 درصد دولومیت باشد.
سنگ آهک دولومیتی : سنگی است که حاوی 10 تا 50 درصد دولومیت باشد.
دولومیت کلسیتی : سنگی است که حاوی 50 تا 90 درصد دولومیت باشد.
دولومیت (ِDolostone) : سنگی است که حاوی 90 تا 100 درصد دولومیت باشد.
بافت‌های دولومیت:
اگزونوتوپیک Xenotopic : در این بافت دولومیت دارای بلورهای بدون شکل با مرزهای بلوری منحنی تا دندانه‌ای و نامنظم است.
اییوتوپیک Idiotopic : در این بافت دولومیت دارای بلورهای شکل‌دار لوزوجهی می‌باشد

فابریک مخرب در دولومیت:

حفظ بافت اولیه سنگ آهک در دولومیت از فابریک کاملا تخریب شده و بدون باقی ماندن آثار مشخصی از رسوب اولیه ، تا فابریک حفظ شده ، با ساختمان اولیه خوب تا کاملا حفظ شده در تغییراست. دانه‌های کلسیت با منیزیم کم ممکن است در مقابل دولومیتی شدن مقاوم بوده یا بطور مخرب دولومیتی شوند. زمان دولومیتی شدن نیز یک فاکتور است، چون اگر تاخیری و در طی دفن باشد، احتمال زیاد دارد که رسوب اولیه با کانی شناسی مخلوط قبلا به کلسیت پایدار با منیزیم که تبدیل شده باشد. بنابراین دولومیت دارای یک فابریک مخرب خواهد بود.
دولومیت بی‌تناسب یا زین اسبی:
نوعی دولومیت ، که ممکن است جانشینی یا به صورت یک سیمان باشد، دولومیت بی‌تناسب Barague یا زین اسبی Saddle است. همچنین تحت عنوان اسپار مرواریدی Peal Spar شناخته می‌شود. بطور کلی بلورها بزرگند (چند میلیمتر) و سطوح بلوری منحنی شکل و واضح دارند. در مقطع نازک ، آنها رخ منحنی و خاموشی موجی دارند. معمولا حاوی انیکلوزیون‌ها بوده که بیشتر آنها از آهن می‌باشند.

دولومیت بی‌تناسب معمولا با کانی سازی سولفیدی، فعالیت هیدروترمالی و همچنین هیدروکربن‌ها همراه است، خیلی اوقات این دولومیت به عنوان دولومیتی شدن تیپیک دفنی بررسی می‌شود و اختصاصات تغییر شکل شبکه به تغییرات غلظت یونهای Ca جذب شده بر روی سطوح بلوری در حال رشد نسبت داده می‌شود.
پراکندگی دولومیت‌ها در ادوار زمین شناسی:
پراکندگی دولومیت‌ها در ادوار زمین شناسی یکسان نیست و اغلب گفته شده است که با بازگشت زمان به عقب فراوانی دولومیت ها افزایش می‌یابد. به نظر می‌رسد، دولومیت‌ها در پرکامبرین فراوان تر از سنگهای آهکی باشند و این موضوع منجر به این پیشنهاد شده است که آب دریا ترکیب متفاوتی داشته است، بطوری که دولومیت می‌توانسته است مستقیما ته نشین شود یا می‌توانسته خیلی به سادگی جانشین CaCO3 شود.

عقاید دیگر این است که محیط ها دولومیتی شدن Dolomitization در سرتاسر جغرافیایی قدیم و آب و هوای قدیم مختلف متداول تر بوده است یا اینکه به راحتی در اثر گذشت زمان ، سنگهای آهکی زمان زیادی داشته‌اند تا دولومیتی شوند. ش شده است. تولید جهانی تالک در سال 1995 به 8.087727 تن افزایش یافته است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 10:1  توسط مجتبی سفره | 
علم سراميک:
رشته مهندسي مواد - سراميک:

 

علم سراميک:
به طور کلي علم سراميک را ميتوان به دو شاخه سراميک فيزيکي و سراميک صنعتي تقسيم کرد.
سراميک فيزيکي درباره ساختمان مواد سراميکي و خواص آنها بحث مي کند. در اين شاخه ساختمان اتم، اتصالات بين اتمها، ساختمانهاي بلوري، ساختمان شيشه، معايب ساختماني، استحاله هاي فازي، رشد دانه ها، تبلور مجدد و مباحثي نظير آنها مورد بحث قرار ميگيرد. علاوه بر اين خواص الکتريکي، مغناطيسي، نوري، حرارتي و مکانيکي سراميکها هم مورد بحث قرار مي گيرند.
در سراميک صنعتي از تکنولوژي ساخت سراميکها صحبت ميشود.
اصولاً مراحل ساخت هر جسم سراميکي به صورت زير است:

رشته مهندسي مواد - سراميک:
رشته سراميک يکي از زير مجموعههاي رشته مهندسي مواد است. وظيفه اصلي يک مهندس مواد در ابتدا شناخت ساختمان مواد و خواص آن و شناخت ارتباط بين اين ساختار و خواص است و در نهايت يافتن کاربرد مناسب براي آن مواد ميباشد. و در مواردي ديگر با توجه به نياز کاربردي که وجود دارد مواد جديد و ترکيبات جديد را طراحي نمايد.
اما رشته سراميک به عنوان يک زيرشاخه رشته مواد چيست؟
در ابتدا با شنيدن نام سراميک هر انساني به ياد ظروف سفالين ميافتد و بسياري فکر ميکنند که رشته مهندسي سراميک يک رشته هنري است و گروهي ديگر اين تصور را دارند که اين رشته محدود به ساخت محصولاتي چون ظروف سفالين، کاشي، چيني ميباشد. اما نکته قابل توجه در رابطه با اين شاخه از مواد اين است که با شناخت آن و معرفي آن به دنياي صنعت يک مرحله جديد و يک تحول بزرگ پديد آمد. اين شاخه از علم مواد که بسيار هم جوان است، سبب شد تا تحولي بزرگ در صنايع فضا، الکترونيک، اپتيک، پزشکي و بسياري از علوم ديگر پديد آيد.
بطور کلي اگر تعريفي از سراميک به شکلي ساده و ابتدايي بدهيم، بايد بگوئيم که مواد سراميک از جمله کانيهاي معدني غيرفلزي ميباشند، کافي است که به اطراف خود نگاه کنيد هر آنچه که جزء مواد آلي، فلزي، پلاستيکي، سلولزي (چوب و کاغذ) نباشد سراميک است. پس ميبينيم که در دنياي کنوني سراميکها ما را محاصره نمودهاند. شيشهها از جمله شيشههاي ساختماني، اپتيک، فليترهاي بسيار دقيق اپتيکي، مصالح ساختماني از جمله سيمان، کاشي، چيني بهداشتي، سنگها، نسوزها و کلاهک و پوشش بيروني موشکهاي فضاپيما و قطعات اصلي کامپيوترها، اجزاي دروني قطعات الکترونيک از جمله ICها، مقاومتها، ايمپلانتها و بسياري از قطعاتي که جايگزين اعضاي بدن انسان ميشوند، فروالکتريکها، فرومغناطيسيها و فوقهاديها و بسياري کاربردها و مواد ديگر که همه و همه مديون شناخت و بوجود آمدن رشته سراميک است.
صنعت سراميک متمرکز بر توليد سراميکهاي سنتي است از جمله صنايع شيشه، چيني، کاشي، سيمان نسوز، و غيره بوده و تا بحال تمرکز صنعت در سراميکهاي مدرن بوده است. امکان ادامه تحصيل در اين رشته تا مقطع دکتري در داخل کشور وجود دارد، وضعيت ادامه تحصيل در دانشگاههاي خارج از کشور در اين رشته بسيار مطلوب ميباشد و اين رشته بسيار مورد توجه جوامع صنعتي و دانشگاهي جهان است.
از ديدگاه وضعيت بازار کار براي اين رشته با توجه به رشد قابل توجهي که اين صنعت در ايران به دليل مزيت نسبي آن داشته و دارد، بازار کار مناسبي را ميتوان براي آن متصور شد. هر چند که با ظرفيت قابل توجهي که سالانه در اين رشته جذب دانشگاهها ميشوند. اندکي از قطعيت سخن پيش کاسته ميشود. نزديکي اين شاخه از علم مهندسي با رشته فيزيک و شيمي بيش از تمامي رشتههاست که بسته به شاخههاي خاص به هر يک از دو رشته فيزيک کاربردي و شيمي کاربردي نزديک ميشود در بسياري از صنايع سراميک و کارخانجات مهندسي شيمي مشغول به کار ميباشند.
در مقايسه با رشتههايي چون مکانيک، الکترونيک و برق که ميتوان براي آن بازار کاري براي کليه صنايع کشور متصور شد، رشته سراميک اين چنين فراگير نميباشد. اما آن رشتهها هم به نسبت تعداد فارغالتحصيلانش بازار کاري در حد و اندازه مهندسي سراميک دارند. صنعت سراميک ايران، صنعت بسيار بکر و دست نخوردهاي براي محصولات و شاخههاي جديد و نوين سراميکي است. که با اندکي جديت، اعتماد به نفس و همت هر متخصص سراميکي ميتواند بازار کاري براي خود پديد آورد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 9:59  توسط مجتبی سفره | 
کانی
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 13:16  توسط مجتبی سفره | 
سیمان شدن سیلیسی
 سیمانی شدن کربناته
سیمانی شدن و رنگیزه شدن هماتیتی

 

 

سیمان شدن سیلیسی :
یکی از متداولترین انواع سیمانی شدن سیلیسی ، رشد ثانویه کوارتز است. سیمان سیلیسی در اطراف دانه کوارتز ته نشین شده و دارای پیوستگی نوری میباشد. بنابراین دانه و سیمان در زیر نور پلاریزه باهم خام میشوند.در بیشتر موارد ، شکل اصلی دانه به توسط پوشش نازکی از اکسید آهن یا رس در بین دانه و رشد ثانویه مشخص میگردد. هرچند یک حاشیه رسی ضخیمتر در اطراف دانه کوارتز از ته نشینی یک رشد ثانویه با پیوستگی نوری جلوگیری میکند. منشا سیلس برای این نوع سیمانی شدن اغلب به انحلال فشاری نسبت داده میشود.

محلولهای درون حفرهای از نظر سیلیس غنی میشود، هنگامی که بصورت فوق اشباع در آیند سپس به فرم رشد ثانویه مجددا تهنشین میکنند. رشد ثانویه کوارتز در ماسه سنگهای فاقد آثار ، انحلال فشاری ، ممکن است منعکس کننده مهاجرت قابل توجهی محلول غنی از سیلیس ، از مسافت دورتر از محل انحلال فشاری به طرف بالا باشد یا نشان دهنده منشا دیگری از سیلیس است. منابع احتمالی شامل انحلال ذرات ریز سیلیسی ، سیلیکاتهای دیگر و سیلیس بیوژنتیکی و آبهای زیرزمینی میباشد.

ذرات ریز سیلیسی میتوانند از سایش دانهها بویژه اگر یک ماسه سنگ بادی باشد، سرچشمه گرفته باشند. انحلال فلدسپاتها ، آمفیبولها و پیروکسنها و همچنین تبدیل مونتموریونیت به ایلیت و فلدسپات به کائولینیت نیز میتواند سیلیس تولید کند. یکی از خواص مهمی که از سیمانی شدن ماسه سنگها به توسط کوارتز ناشی میشود این است که خواهند توانست بعد او در طی بعدی در مقابل اثرات فشردگی و انحلال فشاری مقاومت و پایداری نمایند.
سیمانی شدن کربناته :
کلسیت یکی از متداولترین سیمانهای موجود در ماسه سنگهاست و لیکن سایر سیمانهای کربناتهای که بیشتر بطور موضعی اهمیت دارند، دولومیت و سیدریت است. سیمان ممکن است به صورتهای توزیع یکنواخت تا لکهای ، تا تفکیک موضعی و کنکرسیون در تغییر باشد. دو نوع سیمان کلسیتی اصلی شامل بلورهای تویکیلوتوپیک و کلسیت اسپاری دروزی میباشد. بلورهای تویکیلوتوپیک به صورت بلورهای منفرد بزرگ ، تاچندین سانتیمتر عرض هستند، که بسیاری از دانههای ماسهای را دربر میگیرند. موزائیکهای کلسیت دروزی از بلورهای یک اندازهای تشکیل شدهاند که حفرات بین دانهها را پر میکنند و بطور تیپیک افزایشی در اندازه بلورها به طرف مرکز حفره اصلی را نشان میدهند.

بر اثر ته نشینی کلسیت ، معمولا یک جابجایی در دانهها صورت میگیرد بطوری که به نظر میرسد آنها در سیمان شناورند. همچنین ممکن است کلسیت در ترکهای درون دانهها ته نشین شود و بنابراین باعث جدا شدن آنها میگردد. سیمانهای کلسیتی در ماسه سنگهایی که دارای مقدار زیادی دانه هستند، نظیر کوارتز آرنایتها ، آرکوزها ولیت آرنیتها فراوان است. سیمانهای دولومیتی از بلورهای ریز رومبوئدری پر کننده حفرات تا موزائیکهای درشت بیشکل و بلورهای پویکیلوتوپیک بزگ در تغییر است.
سیمانی شدن و رنگیزه شدن هماتیتی :
بشتر رسوبات تخریبی آواری به علت وجود هماتیت دارای رنگ قرمز هستند و در بیشتر موارد این سنگها در محیطهای قارهای رسوب کردهاند. هماتیت بطور تیپیک به فرم یک پوشش خیلی نازکی در اطراف دانهها وجود دارد و لیکن کانیهای رسی نفوذی یا درجازا و کوارتز درجازا و فلدسپات را نیز به رنگ قرمز آغشته میکند. سایر کانیهای دیاژنتیکی که بصورت موضعی در ماسه سنگها اهمیت دارند، سولفاتها و سولفیدها هستند. ژیپس و انیدریت در جایی که در توالی طبقات تبخیری وجود داشته باشد، به فرم سیمان یافت میشوند، وگر نه این حالت به ندرت وجود دارد. سیمانهای سولفاته معمولا در بیرون زدگیهای ماسه سنگی باقی نمی ماند
نویسنده : مجتبی سفره ای

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 10:14  توسط مجتبی سفره | 
آرش دوستت دارم ادرس وبلاگ خودت را براي من در مكان نظر خواهي بنويس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 19:3  توسط مجتبی سفره | 
Hosted by Tinypic.comدوستان دارم مجتبی سفره۵/۹/۱۳۸۴

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 10:28  توسط مجتبی سفره | 
Hosted by Tinypic.com حامد چطوری حالت خوب است به بچه های دانشگاه میبد سلام بر سان
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 10:27  توسط مجتبی سفره | 
Hosted by Tinypic.com
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 10:26  توسط مجتبی سفره | 
Hosted by Tinypic.com
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 10:26  توسط مجتبی سفره | 
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 9:52  توسط مجتبی سفره | 
سرامیک سرامیک به کلیه جامدات غیر آلی و غیر فلزی گفته میشود. از نظر ساختار شیمیایی کلیه موادی که از مخلوط خاک رس با ماسه و فلدسپار در دمای بالا بدست میآیند و توسط توده شیشه مانندی انسجام یافته و بسیار سخت و غیر قابل حل در حلالها و تقریبا گداز ناپذیر میباشند، سرامیک نامیده میشوند. فهرست مندرجات · ۱ نقش اجزای سهگانه در سرامیک · ۲ سرامیکهای ویژه · ۳ لعابها و انواع آنها · ۴ انواع چینی نقش اجزای سهگانه در سرامیک خاک رس: موجب نرمی و انعطاف و تشکیل ذرات بلوری سرامیک میشود. ماسه: قابلیت چین خوردن ، پس از خشک و گرم شدن و تشکیل ذرات بلوری سرامیک را کاهش میدهد. فلدسپار: در کاهش دادن دمای پخت و تشکیل توده شیشهاى و چسباننده ذرات بلوری سرامیک موثر است. خواص سرامیکها خواص سرامیکها بسته به نوع و درجه خلوص هر یک از اجزای اصلی ، مواد افزودنی ، لعاب ، زمان حرارت دادن ، مواد اکسنده و کاهندههاى موجود در محیط ، تغییر میکند. در سده کنونی صنعت سرامیک سازی توسعه و تنوع شگرفی یافته و اهمیت و کاربردهای آن نیز وسعت پیدا کرده است. سرامیکهای ویژه مقرههای برق: که عایقهای خوبی برای گرما و برق هستند و در آنها از Al2O3 ، Zr2O3 استفاده میشود. سرامیکهای مغناطیسی: در در این نوع سرامیک از اکسیدهای آهن استفاده میشود. مهمترین کاربرد آنها در تهیه عنصرهای حافظه در کامپیوتر است. سرامیکهای شیشهاى: وقتی شیشه معمولی پس از تهیه در دمای بالایی قرار گیرد، تعداد قابل توجهی از ذرات بلور در آن تشکیل میشود و خاصیت شکنندگی آن کم میگردد و بر خلاف شیشههای معمولی دیگر ، ایجاد یا پیدایش شکاف کوچک در آنها ساری نمیباشد،یعنی این شکافها خود به خود پیشرفت نمیکنند. از این نوع سرامیکها برای تهیه ظروف آشپزخانه یا ظروفی که برای حرارت دادن لازم باشند، استفاده میشود که آن را اصطلاحا پیروسرام مینامند. لعابها و انواع آنها لعابها طیف وسیعی از ترکیبات آلی و معدنی را در بر میگیرند. لعاب مربوط به سرامیک معمولا مخلوط شیشه مانندی متشکل از کوارتز ، فلدسپار و اکسید سرب (PbO) است. این اجزا را پس از آسیاب شدن و نرم کردن به صورت خمیری رقیق درمیآورند. آنگاه وسیله سرامیکی مورد نظر را در این خمیر غوطهور کرده و پس از سرد و خشک شدن ، آن را در کوره تا دمای معین حرارت میدهند. پس از لعاب دادن روی چینی ، روی آن مطالب مورد نظر را مینویسند و یا طرح مورد نظر را نقاشی میکنند و دوباره روی آن را لعاب داده و یک بار دیگر حرارت میدهند. در این صورت وسیله مورد نظر پرارزشتر و نوشته و طرح روی آن بادوامتر میشود. لعابها در انواع زیر وجود دارند: لعاب بیرنگ: این نوع لعاب که برای پوشش سطح چینیهای بدلی ظریف بکار میرود، بی رنگ و شفاف است و از مخلوط کلسیم و سیلیس و خاک چینی سفید تهیه میشود. لعاب رنگی: برای رنگ آبی از اکسید مس (Cu2O) ، برای رنگ زرد از اکسید آهن (FeO) و برای رنگ سبز از اکسید کروم (Cr2O3) ، برای رنگ زرد از کرومات سرب و برای رنگ ارغوانی از ارغوانی کاسیوس استفاده میشود. لعاب کدر: این نوع لعاب که برای پوشش چپنیهای بدلی معمولی بکار میرود و از مخاـوط SnO2 , PbO , SiO2 , Pb3O4 ، نمک و کربنات سدیم تهیه میشود که آن را پس از ذوب کردن ، سرد کردن و پودر کردن ، در آب به صورت حمام شیر در میآورند و شئی لعاب دادنی را در آن غوطهور میکنند. ظروف لعابی ظروف لعابی درواقع ، نوعی ظروف آهنی هستند که سطح آنها را به منظور جلوگیری از زنگ زدن ، از لعاب میپوشانند. البته این نوع ظروف را نباید زیاد گرم یا سرد و یا پرتاب کرد و یا اینکه تحت ضربه قرارداد، زیرا لعاب سطح آنها ترک برداشته و میریزد. انواع چینی چینیها در واقع از انواع سرامیک محسوب میشوند و به دو دسته چینیهای اصل یا سخت و چینیهای بدلی تقسیم میشوند. چینیهای اصل: چینی ظرف: که میتوان آن را نوعی شیشه کدر دانست، مانند ظرف چینی معروف به سور. از ویژگیهای این نوع چینی آن است که لعاب رنگی را به خود میگیرد. چینی سیلیسی: این نوع چینی که به چینی لیموژ معروف است، درکشورهای فرانسه ، ژاپن و چین تهیه میشود. مواد اولیه آن خاک چینی سفید ، شن سفید و فلدسپار است. چینی آلومینیومدار: این نوع چینی به نام چینی ساکس و بایو در فرانسه تهیه میشود و دارای Al2O3 , SiO2 , CaO است. چینی بدل خمیر این نوع چینیها ترکیبی حد واسط از خمیر سفال و خمیر چینیهای ظریف است. در نتیجه سختی آنها از چینیهای اصل کمتر است. از این رو ، حتما باید آنها را با لعاب بپوشانند. این نوع چینیها خود به دو دسته تقسیم میشوند: بدل چینیهای معمولی که خمیر آنها رنگی است و از این رو ، با لعاب کدر پوشانیده میشود. بدل چینی ظریف که خمیر آنها مانند خمیر چینی بیرنگ است اما بر خلاف چینی در مقابل نور شفاف نیست. معمولا سطح این نوع چینیها را از لعاب بیرنگ ورنی مانند و شفاف میپوشانند تا ظاهری مانند چینی اصل پیدا کنند. تهیه کننده: مجتبی سفره تاریخ:12/7/1384 گرانيتها گرانيتها به دليل سختي زياد, شفافيت, زيبايي خيره كننده, تنوع طرحها و رنگها و تباين زيبايي رنگها اخيرا" در بازار جهاني بعنوان يك سنگ تزئيني لوكس و گران قيمت بسيار مطرح گرديده اند. در صنعت سنگهاي نما و تزئيني, فقط آن دسته از گرانيتها كه فاقد آثار آلتراسيون بوده و پديده هاي تكتونيكي و بويژه ميكروتكتونيك را تحمل نكرده باشند, بعلاوه از نظر رنگ باب بازار باشند, مطرح هستند. گرچه برش و سايش گرانيتها بسيار مشكل و پرهزينه تر از سنگهاي آهكي است, و فقط ديسكها و سنگ سابهاي ويژه اي قادر به برش و سايش اينگونه سنگها مي باشند. گرانيتهاي روشن و قرمز و صورتي (گرانيتهاي آلكالن Q + F.Alc.G) بدليل رنگ صورتي يا قرمز خود بسيار ارزنده هستند و در بازار جهاني جايگاه ويژه اي دارند. گرانيتهاي قرمز ناحيه خوي در آذربايجان غربي, از اين نظر منحصر به فرد هستند. گرانيتهاي خاكستري رنگ (كرانيتهاي كالكو آلكالن Q+F.Calc-Alc.G) بر حسب درجه تيرگي و روشني و اندازه دانه ها ( كاني ها ) داراي مرغوبيت متغيري هستند. گرانيتهاي شيركوه در يزد و الوند در همدان و ... داراي طيف وسيعي از انواع گرانيتها با رنگ ها و بافتهاي مختلف هستند. منبع : راهنماي سنگ (شركت تبليغاتي روشان روز) دوستدار شما سراميک مشتق از کلمه يونانی keramosاست که به معني سفالينه يا شئي پخته شده است. در واقع منشا پيدايش اين علم همان سفالينه ساخته شده توسط انسانهاي اوليه هستند. در واقع قبل از کشف و استفاده فلزات، بشر از گلهاي رس به علت وفور و فراواني آنها و همچنين شکل گيري بسيار خوب آنها در در صورت مخلوط شدن با آب و درجه حرارت نسبتاً پايين پخت آنها استفاده ميکرد. آلومينوسيليکاتها که خاکهاي رسي خود آنها به حساب مي آيند، از عناصر آلومينيوم، سيليسم و اکسيژن ساخته مي شوند که اين سه عنصر بر روي هم حدود 85 درصد پوسته جامد کرة زمين را تشکيل ميدهند. اين سه عنصر فراوانترين عناصر پوسته زمين هستند. صنعت ساخت سفالينه ها در 4000 سال قبل از ميلاد مسيح پيشرفت زيادي کرده بود. اکنون، سراميک را به طور کلي به عنوان هنر و علم ساختن و به کار بردن اشياء جامدي که اجزاء تشکيلدهنده اصلي و عمدة آنها مواد غيرآلي و غيرفلزي ميباشند، تعريف ميکنيم و بررسي ساختمان و خواص اينگونه مواد نيز جزء اين علم است. فرآورده هاي سراميکي: اين فرآورده ها را مي توان به دو گروه عمده تقسيم کرد: سراميکهاي سنتي -1 سراميکهاي نوين-2 سراميکهاي سنتي: اساساً مواد تشکيلدهنده صنايع سيليکاتي يعني محصولات رسي، سيمان و شيشه هاي سيليکاتي و چينيها هستند. فرآورده هاي شيشه اي بزرگترين بخش صنعت سراميک محسوب مي شوند. ساير بخشها به ترتيب اولويت عبارتند از: محصولات سيماني داخلي ( مانند سيمانهاي هيدورليکي که در صنايع ساختماني به مصرف ميرسند.) سفيدآلات، ( Whiteware): شامل سفالينه ها، چيني ها و ترکيبات چيني مانند هستند. لعابهاي چيني محصولات رسي ساختماني: که به طور عمده از آجرها و کاشيها تشکيل مي شوند. صنعت سازنده مواد ساينده: عمدتاً ساينده هاي سيلسيم کاربيدي و آلومينائي سراميکهاي نوين: اين دسته براي جواب گوئي به نيازهاي مخصوص مانند مقاومت حرارتي بيشتر، خواص مکانيکي بهتر و خواص الکتريکي ويژه و مقاومت شيميايي افزون تر به وجود آورده اند. گروهي از انواع اين نوع سراميکها عبارتنداز: سراميکهاي اکسيدي خالص با ساختماني يکنواخت: به عنوان اجزاء الکتريکي با ديرگداز بکار مي روند. اکسيدهايي مانند آلومينا (Al2O3)، زيرکونيا (ZrO2)، توريا (ThO2)، بريليا (BeO) و منيزيا (MgO) بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرند. سراميکهاي الکترواپتيکي (الکترونيکي– نوري): مانند نايوبيت ليتيم ( LiNbO3) و تيتانات که اينها محيطي را فراهم مي آورند که بوسيله آن علائم الکتريکي به نوري تبديل ميشوند. سراميکهاي مغناطيسي: اين مواد اساس واحدهاي حافظه مغناطيسي را در کامپيوترهاي بزرگ تشکيل ميدهند. تک بلورها سراميکهاي نيتريدي: مانند نيتريد آلومينيوم، نيتريد سيلسيم و نيتريد بور که بسيار ديرگداز و استحکام خوبي در درجه حرارتهاي بالا دارند. لعاب هاي سراميکي: به عنوان پوشش فلز آلومينيوم توليد ميشوند. مواد مرکب کامپوزيت (فلزي – سراميکي): هر دو فاز فلزي و سراميکي در اين مواد وجود دارد. کاربيدهاي سراميکي: به عنوان ساينده مورد استفاده قرار ميگيرند. بوريدهاي سراميکي: از نظر استحکام و مقاومت اکسيده شدن در درجه حرارتهاي بالا حائز اهميت هستند. سراميکهاي فروالکتريکي: داراي ثابت ديالکتريک بسيار بالائي بوده و به عنوان اجزاء الکترونيکي در خازنها کاربرد دارد. شيشه سراميکها3 علم سراميک: به طور کلي علم سراميک را ميتوان به دو شاخه سراميک فيزيکي و سراميک صنعتي تقسيم کرد. سراميک فيزيکي درباره ساختمان مواد سراميکي و خواص آنها بحث مي کند. در اين شاخه ساختمان اتم، اتصالات بين اتمها، ساختمانهاي بلوري، ساختمان شيشه، معايب ساختماني، استحاله هاي فازي، رشد دانه ها، تبلور مجدد و مباحثي نظير آنها مورد بحث قرار ميگيرد. علاوه بر اين خواص الکتريکي، مغناطيسي، نوري، حرارتي و مکانيکي سراميکها هم مورد بحث قرار مي گيرند. در سراميک صنعتي از تکنولوژي ساخت سراميکها صحبت ميشود. اصولاً مراحل ساخت هر جسم سراميکي به صورت زير است: رشته مهندسي مواد - سراميک رشته سراميک يکي از زير مجموعههاي رشته مهندسي مواد است. وظيفه اصلي يک مهندس مواد در ابتدا شناخت ساختمان مواد و خواص آن و شناخت ارتباط بين اين ساختار و خواص است و در نهايت يافتن کاربرد مناسب براي آن مواد ميباشد. و در مواردي ديگر با توجه به نياز کاربردي که وجود دارد مواد جديد و ترکيبات جديد را طراحي نمايد. اما رشته سراميک به عنوان يک زيرشاخه رشته مواد چيست؟ در ابتدا با شنيدن نام سراميک هر انساني به ياد ظروف سفالين ميافتد و بسياري فکر ميکنند که رشته مهندسي سراميک يک رشته هنري است و گروهي ديگر اين تصور را دارند که اين رشته محدود به ساخت محصولاتي چون ظروف سفالين، کاشي، چيني ميباشد. اما نکته قابل توجه در رابطه با اين شاخه از مواد اين است که با شناخت آن و معرفي آن به دنياي صنعت يک مرحله جديد و يک تحول بزرگ پديد آمد. اين شاخه از علم مواد که بسيار هم جوان است، سبب شد تا تحولي بزرگ در صنايع فضا، الکترونيک، اپتيک، پزشکي و بسياري از علوم ديگر پديد آيد. بطور کلي اگر تعريفي از سراميک به شکلي ساده و ابتدايي بدهيم، بايد بگوئيم که مواد سراميک از جمله کانيهاي معدني غيرفلزي ميباشند، کافي است که به اطراف خود نگاه کنيد هر آنچه که جزء مواد آلي، فلزي، پلاستيکي، سلولزي (چوب و کاغذ) نباشد سراميک است. پس ميبينيم که در دنياي کنوني سراميکها ما را محاصره نمودهاند. شيشهها از جمله شيشههاي ساختماني، اپتيک، فليترهاي بسيار دقيق اپتيکي، مصالح ساختماني از جمله سيمان، کاشي، چيني بهداشتي، سنگها، نسوزها و کلاهک و پوشش بيروني موشکهاي فضاپيما و قطعات اصلي کامپيوترها، اجزاي دروني قطعات الکترونيک از جمله ICها، مقاومتها، ايمپلانتها و بسياري از قطعاتي که جايگزين اعضاي بدن انسان ميشوند، فروالکتريکها، فرومغناطيسيها و فوقهاديها و بسياري کاربردها و مواد ديگر که همه و همه مديون شناخت و بوجود آمدن رشته سراميک است. صنعت سراميک متمرکز بر توليد سراميکهاي سنتي است از جمله صنايع شيشه، چيني، کاشي، سيمان نسوز، و غيره بوده و تا بحال تمرکز صنعت در سراميکهاي مدرن بوده است. امکان ادامه تحصيل در اين رشته تا مقطع دکتري در داخل کشور وجود دارد، وضعيت ادامه تحصيل در دانشگاههاي خارج از کشور در اين رشته بسيار مطلوب ميباشد و اين رشته بسيار مورد توجه جوامع صنعتي و دانشگاهي جهان است. از ديدگاه وضعيت بازار کار براي اين رشته با توجه به رشد قابل توجهي که اين صنعت در ايران به دليل مزيت نسبي آن داشته و دارد، بازار کار مناسبي را ميتوان براي آن متصور شد. هر چند که با ظرفيت قابل توجهي که سالانه در اين رشته جذب دانشگاهها ميشوند. اندکي از قطعيت سخن پيش کاسته ميشود. نزديکي اين شاخه از علم مهندسي با رشته فيزيک و شيمي بيش از تمامي رشتههاست که بسته به شاخههاي خاص به هر يک از دو رشته فيزيک کاربردي و شيمي کاربردي نزديک ميشود در بسياري از صنايع سراميک و کارخانجات مهندسي شيمي مشغول به کار ميباشند. در مقايسه با رشتههايي چون مکانيک، الکترونيک و برق که ميتوان براي آن بازار کاري براي کليه صنايع کشور متصور شد، رشته سراميک اين چنين فراگير نميباشد. اما آن رشتهها هم به نسبت تعداد فارغالتحصيلانش بازار کاري در حد و اندازه مهندسي سراميک دارند. صنعت سراميک ايران، صنعت بسيار بکر و دست نخوردهاي براي محصولات و شاخههاي جديد و نوين سراميکي است. که با اندکي جديت، اعتماد به نفس و همت هر متخصص سراميکي ميتواند بازار کاري براي خود پديد آورد. نگاه اجمالی در دگرگونی همبری یا مجاورتی تودههای نفوذی غنی از محلولهای ماگمایی ضمن نفوذ در سنگهای کربناته غنی از منیزیم (دولومیت) موجب تشکیل اسکار منیزیمدار میشوند. تالک از کانیهای مهم اسکارنهای منیزیمدار است. و در دگرگونی ناحیهای سنگهای مافیکی ، اولترامافیکی و دولومیتها در دگرگونی ناحیهای حرارتی پایین تا متوسط موجب تشکیل تالک شیست میشود که مهمترین منبع تالک بشمار میروند. بیشتر تالک دنیا از تالک شیست و سنگهای سرپانتینی شده بدست میآید. مصارف مهم تالک مهمترین مصارف تالک بدین صورت میباشد که کاغذ سازی 42 درصد، پلاستیک 9.2 درصد ، سرامیک 21 درصد ، رنگ سازی 8.5 درصد ، پوشش بام 5.4 درصد ، دارویی 2 درصد ، لوازم آرایشی 2 درصد و لاستیک ، خوراک دام ، کنترل آلودگی ، پولیش و کشاورزی کاربرد دارد. کاغذ سازی از تالک در سه مرحله در ساخت کاغذی میتوان استفاده کرد پرکننده ، کنترل ناهمواری و روکش. 42 درصد تالک تولیدی جهان در کاغذ سازی به مصرف میرسد. بخش اعظم تالک در کاغذ سازی به عنوان ماده پرکننده استفاده میشود. میزان تالک مصرفی در صنعت کاغذ سازی در سال 1994 بالغ بر 2.7 میلیون تن گزارش شده است. در آمریکا به دلیل فراوانی کائولین مورد نیاز برای صنعت کاغذ سازی مصرف کائولین در این صنعت بیشتر از تالک بوده و در اروپا مصرف تالک بیشتر است. مزایای استفاده از تالک به جای کائولین به عنوان پرکننده عبارتند از بهبود حالت نرمی ، تخلخل ، ماتی، سایش و اندیس زردی. از تالک به دلیل شکل صفحهای و شفافیت بسیار خوب به عنوان روکش کاغذ استفاده میشود. استفاده از تالک به عنوان روکش موجب ویژگیهایی در کاغذ میشود که عبارتند از گلاسه ، نرمی ، کاهش اصطکاک و افزایش کیفیت چاپ استفاده از تالک و یا کائولین به عنوان روکش بستگی به قیمت این دو نوع ماده معدنی دارد. بیش از 90 درصد تالک استفاده شده در آمریکای شمالی در کاغذ سازی به منظور کنترل ناهمواری و کاهش چسبندگی است. سرامیک 21 درصد تالک تولیدی جهان در ساخت انواع سرامیکها به مصرف میسرد. از تالک به دلیل دارا بودن ضریب انبساط و انقباض مناسب ، ضریب پخش خوب و ارزانی قیمت در انواع سرامیکها استفاده میشود. در بدنه (بیسکویت) سرامیکهای سنتی از تالک به میزان 30 تا 60 درصد استفاده میشود. در سرامیکهای پیشرفته از تالک نیز استفاده ویژه میشود. سرامیکهای استاتیت که به عنوان عایقهای الکتریکی استفاده میشوند، از تالک 10 درصد کائولین و 10 درصد کربنات باریم در دمای 1349 - 1355 درجه سانتیگراد (12-13 ساعت) ساخته میشود. سرامیکهای کوردیریت به دو روش ساخته میشوند. مخلوط 44 درصد تالک خالص ، 41 درصد کائولین و 15 درصد اکسید آلومینیوم و یا 50 درصد کائولین و 50 درصد کلریت غنی از منیزیم. پلاستیک 2.9 درصد تالک تولیدی جهان در پلاستیک به عنوان ماده پرکننده استفاده میشود. در صنعت پلاستیک سازی به دلیل شکل ، اندازه ، مقاومت حرارتی و شکل پذیری تالک از آن به عنوان ماده پرکننده استفاده میشود. تالک به منظور افزایش مقاومت مکانیکی و بالا بردن کیفیت سطح (کاهش خراشیدگی) ، به پلی پروپیلن (pp) افزوده میشود. در اتومبیل از پلاستیکهای مخصوص با عنوان پلاستیکهای حرارتی مهندسی (ETP) استفاده میشود. کاربرد دیگر تالک در پلاستیک به منظور جلوگیری از گرفتکی و چسبندگی در پلاستیک است. رنگ سازی امروزه تالک با اکسید تیتان رقابت می نماید. حدود 8.5 درصد تالک تولیدی جهان به عنوان ماده پرکننده و رنگی در صنعت رنگ سازی استفاده میشود. خواص مهم تالک در رنگ عبارت است از نرمی ، ضریب پخش خوب ، خنثی بودن در مقابل محلولها و وزن مخصوص کم. مصارف دیگر مصارف دیگر تالک عبارت است از مواد آرایشی ، پودر بچه ، به عنوان ماده پایین آورنده ضریب اصطکاک ، جوهر ، مهار کردن آتش سوزی ، مصارف دارویی و پارچه بافی. میزان تولید میزان تولیدی تالک دنیا در سال 1994 بالغ بر 6.41 میلیون تن گزارنگاه اجمالی بطور ایده آل ، دولومیت از تعداد برابری یون Ca2+ و Mg2+ تشکیل شده است که توسط صفحاتی از آیفون CO+ بطور منظم جدا شدهاند. حالت خوب مرتب شده شبکه دولومیت باعث یکسری انعکاسهای فوق ساختمانی در دیفراکتومتر اشعه ایکس (XRD) میشود که از نظر ساختمانی با کلسیت متفاوت است. بیشتر دولومیتهای عهد حاضر در مقایسه با دولومیتهای قدیمتر دارای درجه نظم پایینتری هستند، واژه پروتودولومیت Protodolomite برای کربناتهای Ca - Mg ساخته شده در آزمایشگاه با نظم انعکاسی خیلی ضعیف یا بدون نظم انعکاسی معرفی شده است. جانشینی آهن در دولومیتها فراوان است و دولومیت آهندار با چند درصد مول FeCO3 تشکیل میشود. که ممکن است آنکریت Ankite همراه داشته باشد. جانشنی دولومیت جانشینی کانیهای کربنات کلسیم توسط دولومیت و ته نشست سیمان دولومیتی ممکن است بلافاصله بعد از اینکه رسوبات ته نشین شدند، یعنی همزمان با رسوبگذاری و در طی دیاژنز اولیه (قبلا دولومیت شدن سین ژنتیک نامیده می شد)، یا مدتی طولانی بعد از رسوبگذاری (معمولا بعد از سیمانی شدن ، و در طی دفن) انجام میگیرد (دولومیتی شدن اپی ژنتیک). دولومیت اولیه خیلی اوقات واژه اولیه Primary برای دولومیتی بکار میرود که بر ته نشست مستقیم از آب دریا یا دریاچه دلالت دارد. در حقیقت اکثر دولومیتها توسط جانشینی در کانیهای کربناتهای که قبلا تشکیل شدهاند، به وجود میآیند، هر چند سیمانهای دولومیتی نیز فراوان است. تقسیم بندی سنگهای کربناته بر اساس مقدار دولومیت · سنگ آهک : سنگی است که حاوی 0 تا 10 درصد دولومیت باشد. · سنگ آهک دولومیتی : سنگی است که حاوی 10 تا 50 درصد دولومیت باشد. · دولومیت کلسیتی : سنگی است که حاوی 50 تا 90 درصد دولومیت باشد. · دولومیت (ِDolostone) : سنگی است که حاوی 90 تا 100 درصد دولومیت باشد. بافتهای دولومیت · اگزونوتوپیک Xenotopic : در این بافت دولومیت دارای بلورهای بدون شکل با مرزهای بلوری منحنی تا دندانهای و نامنظم است. · اییوتوپیک Idiotopic : در این بافت دولومیت دارای بلورهای شکلدار لوزوجهی میباشد. فابریک مخرب در دولومیت حفظ بافت اولیه سنگ آهک در دولومیت از فابریک کاملا تخریب شده و بدون باقی ماندن آثار مشخصی از رسوب اولیه ، تا فابریک حفظ شده ، با ساختمان اولیه خوب تا کاملا حفظ شده در تغییراست. دانههای کلسیت با منیزیم کم ممکن است در مقابل دولومیتی شدن مقاوم بوده یا بطور مخرب دولومیتی شوند. زمان دولومیتی شدن نیز یک فاکتور است، چون اگر تاخیری و در طی دفن باشد، احتمال زیاد دارد که رسوب اولیه با کانی شناسی مخلوط قبلا به کلسیت پایدار با منیزیم که تبدیل شده باشد. بنابراین دولومیت دارای یک فابریک مخرب خواهد بود. دولومیت بیتناسب یا زین اسبی نوعی دولومیت ، که ممکن است جانشینی یا به صورت یک سیمان باشد، دولومیت بیتناسب Barague یا زین اسبی Saddle است. همچنین تحت عنوان اسپار مرواریدی Peal Spar شناخته میشود. بطور کلی بلورها بزرگند (چند میلیمتر) و سطوح بلوری منحنی شکل و واضح دارند. در مقطع نازک ، آنها رخ منحنی و خاموشی موجی دارند. معمولا حاوی انیکلوزیونها بوده که بیشتر آنها از آهن میباشند. دولومیت بیتناسب معمولا با کانی سازی سولفیدی، فعالیت هیدروترمالی و همچنین هیدروکربنها همراه است، خیلی اوقات این دولومیت به عنوان دولومیتی شدن تیپیک دفنی بررسی میشود و اختصاصات تغییر شکل شبکه به تغییرات غلظت یونهای Ca جذب شده بر روی سطوح بلوری در حال رشد نسبت داده میشود. پراکندگی دولومیتها در ادوار زمین شناسی پراکندگی دولومیتها در ادوار زمین شناسی یکسان نیست و اغلب گفته شده است که با بازگشت زمان به عقب فراوانی دولومیت ها افزایش مییابد. به نظر میرسد، دولومیتها در پرکامبرین فراوان تر از سنگهای آهکی باشند و این موضوع منجر به این پیشنهاد شده است که آب دریا ترکیب متفاوتی داشته است، بطوری که دولومیت میتوانسته است مستقیما ته نشین شود یا میتوانسته خیلی به سادگی جانشین CaCO3 شود. عقاید دیگر این است که محیط ها دولومیتی شدن Dolomitization در سرتاسر جغرافیایی قدیم و آب و هوای قدیم مختلف متداول تر بوده است یا اینکه به راحتی در اثر گذشت زمان ، سنگهای آهکی زمان زیادی داشتهاند تا دولومیتی شوند. ش شده است. تولید جهانی تالک در سال 1995 به 8.087727 تن افزایش یافته است سیمان شدن سیلیسی یکی از متداولترین انواع سیمانی شدن سیلیسی ، رشد ثانویه کوارتز است. سیمان سیلیسی در اطراف دانه کوارتز ته نشین شده و دارای پیوستگی نوری میباشد. بنابراین دانه و سیمان در زیر نور پلاریزه باهم خام میشوند.در بیشتر موارد ، شکل اصلی دانه به توسط پوشش نازکی از اکسید آهن یا رس در بین دانه و رشد ثانویه مشخص میگردد. هرچند یک حاشیه رسی ضخیمتر در اطراف دانه کوارتز از ته نشینی یک رشد ثانویه با پیوستگی نوری جلوگیری میکند. منشا سیلس برای این نوع سیمانی شدن اغلب به انحلال فشاری نسبت داده میشود. محلولهای درون حفرهای از نظر سیلیس غنی میشود، هنگامی که بصورت فوق اشباع در آیند سپس به فرم رشد ثانویه مجددا تهنشین میکنند. رشد ثانویه کوارتز در ماسه سنگهای فاقد آثار ، انحلال فشاری ، ممکن است منعکس کننده مهاجرت قابل توجهی محلول غنی از سیلیس ، از مسافت دورتر از محل انحلال فشاری به طرف بالا باشد یا نشان دهنده منشا دیگری از سیلیس است. منابع احتمالی شامل انحلال ذرات ریز سیلیسی ، سیلیکاتهای دیگر و سیلیس بیوژنتیکی و آبهای زیرزمینی میباشد. ذرات ریز سیلیسی میتوانند از سایش دانهها بویژه اگر یک ماسه سنگ بادی باشد، سرچشمه گرفته باشند. انحلال فلدسپاتها ، آمفیبولها و پیروکسنها و همچنین تبدیل مونتموریونیت به ایلیت و فلدسپات به کائولینیت نیز میتواند سیلیس تولید کند. یکی از خواص مهمی که از سیمانی شدن ماسه سنگها به توسط کوارتز ناشی میشود این است که خواهند توانست بعد او در طی بعدی در مقابل اثرات فشردگی و انحلال فشاری مقاومت و پایداری نمایند. سیمانی شدن کربناته کلسیت یکی از متداولترین سیمانهای موجود در ماسه سنگهاست و لیکن سایر سیمانهای کربناتهای که بیشتر بطور موضعی اهمیت دارند، دولومیت و سیدریت است. سیمان ممکن است به صورتهای توزیع یکنواخت تا لکهای ، تا تفکیک موضعی و کنکرسیون در تغییر باشد. دو نوع سیمان کلسیتی اصلی شامل بلورهای تویکیلوتوپیک و کلسیت اسپاری دروزی میباشد. بلورهای تویکیلوتوپیک به صورت بلورهای منفرد بزرگ ، تاچندین سانتیمتر عرض هستند، که بسیاری از دانههای ماسهای را دربر میگیرند. موزائیکهای کلسیت دروزی از بلورهای یک اندازهای تشکیل شدهاند که حفرات بین دانهها را پر میکنند و بطور تیپیک افزایشی در اندازه بلورها به طرف مرکز حفره اصلی را نشان میدهند. بر اثر ته نشینی کلسیت ، معمولا یک جابجایی در دانهها صورت میگیرد بطوری که به نظر میرسد آنها در سیمان شناورند. همچنین ممکن است کلسیت در ترکهای درون دانهها ته نشین شود و بنابراین باعث جدا شدن آنها میگردد. سیمانهای کلسیتی در ماسه سنگهایی که دارای مقدار زیادی دانه هستند، نظیر کوارتز آرنایتها ، آرکوزها ولیت آرنیتها فراوان است. سیمانهای دولومیتی از بلورهای ریز رومبوئدری پر کننده حفرات تا موزائیکهای درشت بیشکل و بلورهای پویکیلوتوپیک بزگ در تغییر است. سیمانی شدن و رنگیزه شدن هماتیتی بشتر رسوبات تخریبی آواری به علت وجود هماتیت دارای رنگ قرمز هستند و در بیشتر موارد این سنگها در محیطهای قارهای رسوب کردهاند. هماتیت بطور تیپیک به فرم یک پوشش خیلی نازکی در اطراف دانهها وجود دارد و لیکن کانیهای رسی نفوذی یا درجازا و کوارتز درجازا و فلدسپات را نیز به رنگ قرمز آغشته میکند. سایر کانیهای دیاژنتیکی که بصورت موضعی در ماسه سنگها اهمیت دارند، سولفاتها و سولفیدها هستند. ژیپس و انیدریت در جایی که در توالی طبقات تبخیری وجود داشته باشد، به فرم سیمان یافت میشوند، وگر نه این حالت به ندرت وجود دارد. سیمانهای سولفاته معمولا در بیرون زدگیهای ماسه سنگی باقی نمیماند
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 13:31  توسط مجتبی سفره | 
دسته‌بندي هاي‌ كاربردي فناوري نانو با نگاه بيوتکنولوژي
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 12:10  توسط مجتبی سفره | 
سایت کاشی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:51  توسط مجتبی سفره | 
متفرقه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:45  توسط مجتبی سفره | 
متفرقه
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 9:47  توسط مجتبی سفره | 

شاهنشاهي پارس تحت فرمانروايي سلسله هخامنشي، ايران، بين النهرين، سوريه، مصر، آسياي صغير با شهرها و پاره اي از جزاير يوناني اش و تراس و قسمت هايي از هند را در بر مي گرفت. بنيانگذار اين پهناورترين شاهنشاهي دنياي باستان، كوروش بود كه غالباًً كوروش بزرگ ناميده شده است. دوران هخامنشيان با پادشاهي كوروش از 559 تا 530 پيش از ميلاد آغاز مي شود و تا حمله اسكندر در سال 330 پيش از ميلاد ادامه مي يابد.

    طبق نوشته هاي هردوت، هخامنشيان از طايفه پاسارگاديان بوده اند كه در پارس اقامت داشته اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده است. پس از انقراض دولت ايلام به دست آشور باني پال، چون مملكت ايلام ناتوان شده بود پارسي ها از اختلاف آشوري ها و مادي ها استفاده كرده و انزان يا انشان را تصرف كردند.

    به گفته گيرشمن، هنر ايران در دوران هخامنشي هنر شاهي بود و در پايتخت، شاهنشاهان همراه با سرنوشت شاهنشاهي كوروش و داريوش به اوج ترقي مي رسد و سپس پيشرفت آن متوقف مي گردد و فقط در زمان خشايارشا و اردشير مختصر جنبشي از خود نشان مي دهد.

    شاه به هر شكل هنري كه در شهرهاي آشور و مصر و بخش يوناني آسياي صغير برخورد كرده بود، در يك وحدت علمي و قدرتمند جمع كرده و در راستاي علايق شخصــــي خود، با ابتكار خاصي كوشش در ايجاد يك هنر مافوق همه آنها مي نمود. در حقيقت هنر اين عصر زاييده بلهوسي و دوستدار آثار هنري باشكوه و پر زرق و برق و جلال بود.

    استفاده از هنر كشورهاي مختلف در آثار موجود از دوره هخامنشي روشن است، اما اينكه اين مجموعـــه را شاه در يك وحدت ساخته باشد، چندان صحيح به نظر نمي رسد و قطعاًً تمايل شاه به يك هنر شكوهمند در مقابل كشورهايي كه زير سلطه قرار گرفته اند و خود از فرهنگ و هنر بالايي برخوردارند. باعث گرديد كه معماران و هنرمندان ايراني چنين وحدتي را به وجود آوردند و هنري را به معرض نمايش در آوردند كه در عين حال ويژگي خاصي را داراست.

    از دوران هخامنشي آثار معماري بسياري به جاي مانده است. اين آثار مشتمل اند بر كاخها و آرامگاهها و عبادتگاهي در خوزستان و فارس كه دو مركز اصلي اين سلسله پادشاهي محسوب مي شوند.

    به عقيده ويل دورانت، پارسيان تنها در هنر معماري بود كه شيوه خاصي براي خود داشتنــــــد. در روزگار كوروش، داريوش اول و خشايارشاي اول، گورها و كاخ هايي ساخته اند كه باستان شناسان مقدار كمي از آن ها را از خاك بيرون آوردند اما پس از اين دو مورخ خستگي ناپذير بيل و كلنگ، چيزهايي را براي ما اكتشاف خواهند كرد كه مايه زياد شدن حس قدرشناسي ما نسبت به هنر پارسي خواهد بود.

    از نظر هنري، هنر هخامنشي به دو دوره تقسيم مي شود كه دوره آغازين در ويرانه هاي پاسارگاد نمود مي يابد و دوره متاخر كه در ويرانه هاي تخت جمشيد تجلي پيدا مي كند.

    بررسي ديوارنگاري در دوره هخامنشي، در مقايسه با دوره هاي قبل با توجه به گسترش اين شاهنشاهي و استفاده از هنر اقوام مختلف از تنوع و گستردگي بيشتري برخوردار است. ديواره كاخ ها و آرامگاه ها با نقوش فراواني مزين شدند كه با بكارگيري شيوه هاي گوناگون ديوارنگاري، چون نقش برجسته، كاشي لعاب دار و نقاشي بر ديوار تزيين يافته و ما را با هنر ديوارنگاري در اين دوران آشنا مي سازد.

 

    نقش برجسته هاي پاسارگاد

    پاسارگاد به عنوان يكي از مهمترين آثار دوره هخامنشي و محلي كه در آن اقامتگاه و سپس آرامگاه كوروش در آن ساخته شده، در فاصله 48 كيلومتري تخت جمشيد قرار دارد. مورخان يوناني اين شهر را به نام پازارگاد ذكر كرده اند كه به همين شكل در اروپا شهرت يافته است.

    در ميان آثار و بقاياي مختلف باقي مانده از پاسارگاد كه به صورت پراكنده در دشت و ارتفاعات به دست آمده اند، آرامگاه كوروش، نقش برجسته ها، بناي كاخ و برج سنگي از همه شاخص تر و معروف ترند.

    اين مجموعه مشتمل بر سه بخش است: 1- دروازه اصلي، 2- تالار بارعام، 3- كاخ مسكوني.

    اين مجموعه در حصاري به طول 5/2 كيلومتر قرار داشته و از آن دژ مستحكمي حفاظت مي كرد.

    در پاسارگاد، ساختمان كاخ هاي اصلي كه با سنگ هاي تراشيده و نقوش برجسته ساخته شده اند، از زماني شروع مي شود كه كوروش بزرگ، سرزمين هاي ماد و پارس را به تصرف خود در آورد.

    درگاههاي چهاردر ورودي و خروجي تالار كاخ بار در پاسارگاد را سنگ هاي سياه صيقلي شده كه روي آنها نقش هاي متنوعي حجاري شده، تشكيل مي داده كه مقدار كمي از آنها باقي مانده است. دو جرزطرفين درگاه شرقي داراي نقشي شبيه به ""اِآ"" (خداي آب و درياي بابلي هاي قديم) مي باشد. ""اِآ"" موجودي كه تنه و سر و پايش به شكل انسان، ولي يك ماهي از سر تا پاي او كشيده شده است و مظهر ديگري كه سم و پايش مانند گاو مي باشد در پشت سر او نقش شده است. اين نقش با اين طرح منحصر به فرد در هيچ يك از آثار دوران هخامنشي ديده نشده است و در نوع خود درخور اهميت مي باشد.



كاخ شرقي پاسارگاد در 300 متري شرق تالار پذيرايي قرار گرفته است. دو درگاه ورودي شرقي و غربي اين كاخ از ساير كاخ هاي پاسارگاد پهن تر بوده و نظير پهناي كاخ آپاداناي تخت جمشيد مي باشد. تالار، دو در به سمت شمال و جنوب داشته كه جرزهاي آنها از سنگ مرمر نما بوده كه فقط يك جرز آن باقي است كه همان نقش انسان بالدار روي آن حجاري شده و ظن قوي مي رود كه به روي جرزهاي ديگر دو درگاه نيز نقوشي در همين زمينه و طرح حجاري شده باشد. ستون هاي اين كاخ احتمالاًً قطورتر و مرتفع تر و نظير ستون هاي كاخ آپاداناي تخت جمشيد بوده است. در پيرامون اين بنا ايوان و اتاق هايي بوده كه آثار آن محو شده است. به طور كلي اين تالار را مي توان قديمي ترين كاخ ساخته شده در كنار باغ پادشاهي كوروش دانست كه بـراي پذيرايي ها و انجام امور مذهبي و مراسم ملي مورد استفاده قرار مي گرفته است.

    نقش برجسته انسان بالدار در كاخ شرقي: جرز سنگي درگاه شمالي داراي نقش برجسته اي است كه به نقش كوروش معروف است و مي توان آن را در رديف كهن ترين آثار حجاري و نقوش برجسته عهد هخامنشي دانست و شكل لباس و تاج و هيئت و تزئينات اين سنگ نگاره، با هيچ يك از نقش برجسته هاي پاسارگاد يا تخت جمشيد شباهت ندارد و خود، نقش و طرحي منحصر به فرد و ممتاز است.

    بر اثر مرور زمان و تاثير عوامل طبيعي، ظرافت، برجستگي و ريزه كاري ها و نقوش ظريف خود را از دست داده است.

    طرح لباس، شبيه جامه نقش هاي ايلامي است كه تا بالاي قوزك پا كشيده شده و حواشي آن با گل هاي كوچك هشت پرتزيين گرديده است. دست هاي نقش به حال دعا و نياز بلند است و چوبي كه شايد برسم باشد، در دست دارد. موهاي سر حلقه حلقه و شبيه موهاي نقوش تخت جمشيد است. بر تارك نقش دو چيز شبيه به شاخ ديده مي شود كه روي آن سه گل مخروطي شكل شبيه به تاج نمايان است و همين علامت يكي از دلايل محقق و دانشمند فقيه معاصر، مولانا ابوالكلام آزاد وزير فرهنگ پيشين هنر گرديده تا آن را با گفته هاي تاريخ نويسان قديمي و روايات پيشوايان يهود تطبيق دهد و نتيجه بگيرد كه كوروش بزرگ همان ذوالقرنين (صاحب دوشاخ) مذكور در قرآن كريم مي باشد. قسمت جالب ديگر اين نقش، بال هايي است كه دو تا به طرف بالا و دوتا به سمت پايين نقش گرديده و چون در ساير نقش هاي هخامنشي بال ديده نشده وجود اين بال ها موجب گرديده كه بعضي آن را يكي از مظاهر خير و پاره اي، فروهر كوروش بدانند كه نماياندن علو روح و مقام بلند معنوي كوروش بوده است. نقوش پادشاهان آشور اكثراًً داراي بال هايي به همين طرح مي باشد. دو چيز كه به شكل شاخ روي سر كوروش گذارده شده و در وسط آن سه شيئي مخروط مانند شبيـــــه به تاج نقش گرديده، تقليدي از نقوش خدايان مصري يعني هوروس مي باشد. هوروس خداوند دلتاي غربي و به خداي شاهين معروف بود. قرص خورشيد بر سر او قرار داشت و هوروس كودك كه به يوناني هارپوكرات مي ناميدند و گيسوان بافته او به رسم شاهزادگان بر روي گوش هايش آويخته و انگشت خود را براي مكيدن در دهان گذاشته بود. اين رب النوع كه حامي حكومت فراعنه محسوب مي شد با اشكال و صورت هاي مختلفي ظاهر مي گرديد. اين رب النوع خورشيد به اعتقاد پيروانش با نيروي ظلمت پيكار مي نمود.

    در موزه واتيكان در ميان اشياء مربوط به مصر باستان چند جا پيكره هاي سنگي و فلزي و هم چنين نقاشي هايي در درون تابوت ها ديده مي شود كه نظير همين تاج را دارد.

    از بين خاورشناسان نخستين بار جيمز موريه كه بين سالهاي 1803 تا 1812 اين نقش را ديده در كتاب خود از آن نام برده است، سپس سرروبرت كرپورتر مي باشد كه از روي آن نقاشي كرده است و جهانگردان ديگري كه در قرن 19 به ايران آمدند به آن اشاره داشته اند.

    بلندي نقش انسان بالدار 90/2 متر ولي بلندي سنگ جرز در ابتدا 5/3 متر بوده است. پهنا و قطر جرز به ترتيب 58/1 و 1 متر است. به طوري كه از نوشته ها و نقاشي هاي سركوپورتر و فلاندن حاكي است چهار سطر خط ميخي بالا سر نقش بوده كه نظير خط هايي كه اينك بر بالاي جرزهاي سنگي كاخ بار و كاخ اختصاصي نقر گرديده مي باشد كه در آنها اين جمله كه من كوروش شاه هخامنشي ""اين را ساخته ام"" شكسته و از بين رفته است.

    كاخ اختصاصي: كاخ اختصاصي كوروش حدود 1350 متر از آرامگاه وي فاصله داشته و در 230 متري شمال غربي كاخ پذيرايي قرار گرفته است. وسعت زيربناي اين كاخ 3410 مترمربع مي باشد و تشكيلات داخلي آن عبارت از يك تالار مركزي، چهار ايوان در چهار سمت، دو اتاق در گوشه هاي شمال غربي و جنوب غربي بوده است. تالار مركزي 700 مترمربع وسعت داشته و از سبك معماري بديع و جالبي برخوردار است، بدين معني كه در دو قسمت شمالي و جنوبي پنج جرز سنگي درون تالار، تشكيل شش اتاق به شكل شاه نشين در هر طرف مي داده است. نظير چنين تالاري، يعني اتاقي كه در يك طرف آن شاه نشين هايي وجود داشته باشد در تخت جمشيد در عمارت معروف به خزانه داريوش نيز ديده مي شود. در اين مكان نيز بقايايي از نقوش برجسته ديده شده است. كاخ پاسارگاد هم مانند تخت جمشيد با چوب هاي قطوري كه روي ستون گذارده مي شد. پوشش يافته اند.

    در اين كاخ با توجه به قطعات گل و گچ نازك روي آنها كه سفيدكاري شده است و سپس با رنگ هاي قرمز و آبي رنگ آميزي شده و به شكل گل و بوته منقوش بوده است، مي توان حدس زد كه بدنه اتاق ها را پس از سنگ كاري ازاره، سفيدكاري نموده و با گل و بوته و اشكال حيوانات رنگ آميزي شده است.

    آرامگاه كوروش: برج سنگي پاسارگاد بناي سنگي چهارگوش ويران شده در شمال كاخ اختصاصي كوروش را باستان شناسان به آرامگاه كمبوجه، آتشگاه، پرستشگاه و تاريخ نويسان قديم ""زندان سليمان"" ناميده اند. اين برج از سنگ مرمرنما ساخته شده است. ارتفاع آن 5/12 متر و پهناي اضلاعش از هر طرف 35/3 متر است. در قسمت غربي يعني همان ديوار كه اكنون به جاي مانده، آثار پلكاني از سنگ وجود دارد كه منتهي به در ورودي اتاق بالاي برج مي شده است، اين صفحه پلكاني يادآور زيگوراتهاي بين النهرين است با اين حال نمي توان به قطعيت گفت كه با الهام از آن بناها ساخته شده است. آرامگاه كوروش با ساختمان و بام دو شيب و سنتوري سر آن برجسته ترين بناي به جاي مانده در پاسارگاد است.

 

     آپادانا شوش

    چنان كه معلوم است، شاهان هخامنشي زمستان را در شوش بسر مي بردند. شاهان ارگ اين شهر را محكم كرده بنايي در آن جا ساخته بودند. اين بنا از داريوش اول و اردشير دوم بوده.

    بنا به لوح سنگي كشف شده اي كه نوشتار آن را به داريوش نسبت مي دهند، ساخت كاخ شوش با استفاده از هنرمندان و صنعتگران و معماران مختلف از مصر، يونان، بين النهرين انجام يافته است. مهمترين اثر بارز و روشني كه از دوران هخامنشيان در اين منطقه باستاني به يادگار باقي مانده، كاخ معروف ""آپادانا"" كه به دست داريوش بزرگ بر فراز تپه اي به همين نام بنياد گرديده و تپه مزبور را به سبب شكوه و عظمت و ظرافت خاص خود بر ساير تپه هاي مجاور برتري بخشيده است.

    چيزي كه در اين كاخ بيش از آثار باقي مانده در تخت جمشيد ديده مي شود، كاشي هايي است كه با آن روي ديوارها را مي پوشانيده اند. عده اي از اين كاشي ها مجالسي را نشان مي دهند كه به تيراندازان معروف است و هم اكنون در موزه لوور نگهداري مي شود.

    تمام تزئينات آپادانا به وسيلــه آجر لعابدار صورت گرفته و فقط ستون ها و پاشنه هاي دروازه ها از سنگ ساخته شده است. در شوش نيز مانند پاسارگاد، تالار آپادانا زير حمايت فرشتگان نيكوكار قرار گرفته و بعضي از آن ها در ميان برگ هاي خــــرما و گل هاي پنج پر قرار گرفته و به اين موضوع ها كه طبق سنن قديم نقش مي شد نقش سربازان جاويد نيز اضافه مي گرديد.

    از نظر هنر، مهمترين چيزي كه از عصر هخامنشي در شوش يافت شده است دو حاشيه مي باشد كه از آجر لعابدار براق ساخته شده و معروف به حاشيه شيران و حاشيه تيراندازان است. در حاشيه دوم يعني تيراندازان، يك عده از سربازان جاويد نشان داده شده است. تصاوير سربازان جاويدان از آجرهاي رنگارنگ براق ساخته شده و از نظر شيوه هنري بسيار جالب توجه مي باشد. البته اين نوع آجرها را از گچ ساختــه و در حرارت زياد مي پختند و در عمل آوردن آن ها اصول فني را رعايت مي كردند كه در بابل و آشور سال ها پيش از آن معمول و مرسوم بوده است.

    سرتاسر يكي از حياط هاي كاخ با يك رديف از آجرهاي لعاب دار از تابلوهاي گريفين بالدار تزيين شده بود. اين جانور خيالي (گريفين) تركيبي از عناصر گوناگون است. ولي با يكديگر مرتبط هستند و يك نقش از زندگي و قدرت را نشان مي دهد و يادبودي است از خصوصيات 23 استان از تشكيلات پهناور امپراطوري هخامنشي كه براي داريوش كار مي كردند. سر و پاهاي جلويي اين حيوان از يك شير تشكيل شده، گردن با پرهايي كه به سه رنگ است پوشيده شده، شاخها شاخ هاي بز هستند و گوش ها از يك كفتار (گرگ) مي باشد.

    بدن و دم آن از يك شير و پاهاي عقبي چنگال هاي عقاب هستند.

    دو جفت از گريفين ها با اختلافاتي در وضعيت و لعاب ها بازسازي شده بودند و هر تابلو كمي بيشتر از 7 پا (30/2 متر) طول و تقريباًً 5 پا (1 متر) بلندي داشتند و چهار لعاب آبي، سفيد، زرد و سبز مورد استفاده در اين تابلوها مي باشند.

    يكي ديگر از نقوش بكار رفته در آجر لعابدار، نقش اسفنكس است. اين حيوان عجيب با بدن شير و سر انسان ريش دار با تاج زرتشتي و موي پف كرده روي گردن و بال هاي برافراشته كه خميدگي زيبايي دارد و صورت ها طوري است كه چشم برآمده آن ها را نشان مي دهد و آماده دور راندن نيروهاي اهريمني هستند. در بالاي اين شكال، حلقه بالدار كه مظهر و سمبل اهورا مزدا مي باشد، مشاهده مي گردد. اين اشكال روي متن آبي از مينا ساخته شده و به رنگ هاي زيبا رنگ آميزي گرديده است.

    نقش گاو بالدار متاثر از دروازه ايشتار بابل نيز بدست آمده است، و كمي دورتر در جنوب آپادانا، طرف شرق اين حياط ها در يك محوطه نسبتاًً بزرگ ديولافوا در 24 مارس 1886-1884 افريز1 شيرها را كه اكنون در موزه لوور است، كشف كرده است.

    بدن اين شير به رنگ سفيد، منخرين آن با رنگ سبز و شكمش با موهاي آبي رنگ شـــــده است، موهاي سبيل به رنگ آبي و زرد در آمده و عضلات كتف با برجستگي هاي آبي رنگ مشخص شده اند. عضلات ران را لكه هاي زرد رنگي نشان مي دهند كه خطوط آبي به دور آن ها كشيده شده است. مفصل ها زرد، آبي، يا سبز و پنجه ها به طور يكنواخت زرد است.

    ديولافوا در سفرنامه خود اين نقش برجسته را اينگونه توصيف كرده است: حيوان درنده آرام راه مي رود و روي پنجه هاي بزرگش تكيه دارد و به خوبي مي توان نرمي پنجه گربه سانان را از اين نقش احساس كرد، و دهان شير، فراخ باز شده و زبان و دندان هايش پيداست. دمش به منگوله زرد رنگي منتهي مي شود و با غرور روي كمر خم شده است. خط پشت نمايانگر قدرت حيوان است. حالت شگفت انگيز حيوان چنان طبيعي است كه احساس مي شود هميشه آماده حمله است. اين تصوير در ميان حاشيه گل مينا با خط زنجيره اي قرار گرفته است. قلوه سنگ هاي ساختگي سرخ و خاكستري در زير حاشيه پايين ديده مي شود و موزاييك كم رنگي را تشكيل مي دهد. ملايمت رنگ اين موزاييك، رنگ هاي لعابي نقش را زنده تر نشان مي دهد.

    بنا به عقيده اشميت، نقوش شير و كمانداران را نمي توان متعلق به آپادانا دانست زيرا آثار فوق به مسافت زيادي از ساختمان مزبور پيدا شده است و شايد نقوش شير متعلق به ديوار كوتاهي كه آپادانا را از كاخ داريوش جدا مي كرده بوده است.

    در شوش كتيبه مهمي كشف گرديده كه حكايت از اين مي كند كه چگونه داريوش كار ساختماني شوش را انجام داده است. همانطور كه گفته شد از هنرمندان مليت هاي گوناگون بهره جسته شده و اين كتيبه صحت اين مطلب را بيان مي كند. داريوش ابتدا خداوند بزرگ ""اهورا مزدا"" را نام برده، سپس به ذكر نقاطي كه از آن جا مصالح ساختماني براي بالا بردن كاخ هاي شوش آورده شده مي پردازد و مليت صنعتگران را كه در اين كار خدمت كرده اند تعيين مي نمايد. ""چوب سدر از لبنان حمل شده، طلا از سارد و باكتريان و سنگ لاجورد و عقيق از سغد، فيروزه از خوارزم، نقره و چوب براي منبت كاري از مصر آورده شده. تزيينات ديواري به وسيله كارگران يوناني آسياي كوچك به عمل آمده، عاج از حبشه و رخج و چوب ياكا از كرمان و گنداره و سنگ براي ستون ها از يكي از نواحي ايلام آورده شده. سنگ تراشان از ايوني و از سارد آمده اند و جواهرسازان زرگر اهل ماد يا مصر بودند. مــــردم سارد و مصري ها نجاري مي كردند و بابلي ها آجر بدون لعاب و آجر لعاب دار مي ساختند و آنهايي كه ديوارها را زينت مي دادند اهل ماد و مصر بودند.""

    نكته اساسي در اين كتيبه، گردآوري هنرمندان كشورهاي گوناگون جهت برپايي كاخي عظيم و زيباست و همان گونه كه پيداست تزيينات ديوارها يا بوسيله يونانيان و يا بابلي ها و مصري ها صورت گرفته و بيش از همه تاثير شيوه آجرهاي لعاب دار بابلي در تزيينات كاخ پيداست و اينكه احتمالاًً اين مادي ها بودند كه هماهنگي نهايي را انجام داده اند. و ديوارها را زينت بخشيدند.

 

    تخت جمشيد

    كار ساختماني كاخ شوش تازه به پايان رسيده بود و پاسارگاد نيز هم چنان محل سكونت و حكمراني پادشاهان هخامنشي به شمار مي رفت كه داريوش تصميم گرفت در تخت جمشيد كه موطن اصلي او بود، پايتخت ديگري بسازد. از اين رو در دامنه كوه رحمت مشرف بر جلگه وسيع و پهناور مرودشت كه در مركز خاك پارس واقع شده و از حدود هفت هزار سال پيش داراي پيشينه تاريخي و تمدن قديمي مي باشد، شروع به ساختمان يك بناي عظيم و باشكوهي كه تا آن تاريخ در قاره آسيا نظير آن شناخته نشده بود نمودند.

    منطقه كاخ تخت جمشيد به سه بخش تقسيم شده است، سطح صفه تخت جمشيد كه ساختمانهاي اصلي روي آن قرار گرفته اند، ساختمانهاي واقع در دشت به طرف جنوب و غرب صفه، و سرانجام سراشيبي تپه بلند به طرف شرق صفه، در حدود دوازده ساختمان بر روي صفه ساخته شده بود و بيشتر آنها بوسيله نقوش برجسته آرايش شده بودند، نقوشي كه روي سردرها، پلكان و چهارچوب درها و پنجره ها كنده شده بودند. زمينه اصلي اين نقوش نشانگر تجليل پادشاهان ايراني است كه در صحنه ها شاخص است.

    مهمترين بناها و كاخهاي تخت جمشيد عبارتند از: تالار آپادانا، كاخ خشايار، حرم سراي خشايار، تالار شورا، خزانه و تالار تختگاه.

    در معماري هخامنشي آنچه بسيار حائز اهميت است نقشي است كه عنصر ستون در ساختار معماري ايفا مي كند. اهميتي كه ستون در معماري هخامنشي دارد وجه تمايز آن از معماري آشوري محسوب مي شود. برخي ريشه اين نوع كاربرد از ستونها را تقليدي از معماري تالار بزرگ معبد تب در مصر باستان مي دانند تزيينات كاخهاي شاهي نيــــــز به تقليد از معابد مصر بود. اما آنچه كه در اين بين شگفت مي نمايد، سرستونهاي معماري هخامنشي است كه نمونه و سابقه مشخصي براي آن وجود ندارد. اين ســرستونهــــا در مجموع به چهار نوع مشخص مشاهده شده اند: 1- ســـــــرستونهـــــــايي به شكل دو نيم تنــه گاو نر كه پشت به هم قرار دارند، 2- سرستونهايي به شكل دو نيم تنه شير، 3- سرستونهايي به شكل حيوان افسانه اي عقاب با تن شير، 4- سرستونهايي به شكل لاماسو (سر انسان با هيكل گاو بالدار). در همه آنها دو نيم تنه پيكرها پشت به هم قرار دارند و تيرهاي چوبي سقف بر روي كمر آنها و بين حدفاصل دو سر آنها قرار مي گيرد. ستونهاي تخت جمشيد بر خلاف ستونهاي پاسارگاد ولي مشابه به كاخ شوش به صورت شياردار هستند و تعداد شيارها نيز زياد است.

    آپاداناي تخت جمشيد، قرينه آپاداناي شوش است و الواح دارالاسناد تخت جمشيد دليل آنرا براي ما ذكر مي كنند: هنرمندان و مباشران كه كار خود را در شوش به انجام رسانيده بودند، به تخت جمشيد انتقال داده شدند، تا در آنجا نيز كار خويش را ادامه دهند.

    نقوش برجسته كاخ آپادانا به دعوت شدگان در جشن نوروز، آنچه را كه در اين روز مي بايستي مي ديدند نشان مي داد، زيرا تمامي دعوت شدگان نمي توانستند بالاي سكوي آپادانا بروند. بنابراين، اين منظره براي تماشاي مدعوين بود و به همين دليل نمي توان ارزش نقلي و حكايتي آن را منكر شد، با اين كه جنبه تزييني آن قوي است.

    هنر هخامنشي كم تر به صحنه هاي مربوط به زندگاني حقيقي توجه دارد. تصوير صفوف طويل خراجگزاران در پلكان تخت جمشيد، تا حدي كوششي به سوي واقع پردازي (رئاليسم) مي باشد، زيرا هدف عمده آنها از يك سوي، تجسم قدرت شاه بود و از سوي ديگر، نشان دادن تنوع شاهنشاهي را تشكيل مي دادند. هنر مزبور هنري است در خدمت قدرت، و مافوق همه هنري تزييني به شمار مي رود، در تعقيب اين هدف، هنرمندان عصر در نقاشي حيوانات تفوق يافتند. سبك تزييناتي كه در عهد داريوش به كار رفته داراي صراحت، تعادل، قدرت، استحكام است.

    سالم ترين نقوش برجسته آنهايي هستند كه در جبهه شرقي آپادانا و بر روي پلكان هاي ساختمان مركزي قرار گرفته اند، هر دو قسمت زير آوار ديوارهاي خشتي فرو ريخته محفوظ مانده اند. نقوش برجسته آپادانا عموماًً شاه را نشسته بر تخت نشان مي دهند، در حالي كه در جلوي او بيست و سه هيئت از مردم تحت حكومت مشغول تقديم هداياي ارزشمند و فوق العاده هستند، و پشت سر شاه رديف هاي نگهبانان، اسبان، ارابه ها و بزرگان دربار مستقر شده اند. بر روي پلكان ها و كنار دست اندازها تعداد زيادي سرباز پارسي صف كشيده اند. در مجموع 800 نقش بر روي جبهه شرقي آپادانا كنده شده است. همين صحنه، كه به صورت معكوس تراشيده شده است، بر روي جبهه شمالي به چشم مي خورد. ليكن از آن جا كه اين جبهه در طول قرون در معرض عوارض جوي قرار داشته، به صورت بدي فرسوده شده است. براي تماشاي نقوش برجسته پلكان شرقي بايد نخست دقيقاًً روبه روي ايوان قرار گرفت، صفحه بزرگ سنگي مستطيل شكلي در وسط و دو صفحه بزرگ مثلثي شكل در دو طرف آن مشاهده مي شود. صفحه مستطيل شكل وسطي با نقش برجسته هشت افسر پوشانده شده است كه چهار افسر يك سمت و چهار افسر سمت ديگر، صورت خود را به طرف پانل سنگي گردانده اند. همان طور كه از لباس آنان مي توان دريافت متناوباًً پارسي و مادي هستند. اين افراد مسلح بوده و از طرز ايستادنشان معلوم است كه از كتيبه مهمي پايداري مي كنند. اما پانل وسطي كاملاًً صاف و خالي از هر گونه نقش يا نوشته است. در بالاي صف افسران نقش يك حلقه بالدار و نقش انساني كه برخي آن را نشانه اهورامزدا مي دانند، ديده مي شود.


 

    نقش برجسته ها روي سطح ذوزنقه اي شكل ديوار به دو صورت است: در سمت راست صف هاي افسران و بزرگان ارتشي و در سمت چپ، صف هاي نمايندگان كشورهاي تابعه با ارمغان هايشان ديده مي شود. اين تصاوير سنگي مجموعه اي از 23 گروه مختلف هستند كه هر يك با علامت يك درخت از يكديگر جدا شده اند. هر گروه از سه الي نه نماينده در لباس هاي محلي خود تشكيل شده است. راهنماي هر گروه را يك راهنماي پارسي يا مادي به عهده گرفته تا براي بار عام و تقديم هدايا آنان را پيش شاه برد.

    توجه هنرمندان به جزئيات لباس، سرپوش و پاپوش نمايندگان، و حتي پابرهنه بودن برخي از آنان و از آن مهمتر، توجه به نوع و تركيب هدايا، حاكي است كه ثبت وقايع بايد درست و دقيق صورت گرفته باشد. مادها، پارس ها، خوزي ها، هراتيان، رخجي ها، مصريان، پارتي ها، ساگارتيان، ارمني ها، بابلي ها، آشوري ها، سكاييان، گنداريان، سكاها، لوادي ها، كاپادوكي، ايونيه ها، پارتوي ها، هندوها، سكاهاي اروپايي، تازيان، زرنگيان، ليبي ها، حبشيان، از جمله اقوامي هستند كه در حال حمل هدايا هستند. روي سردر پلكان هاي شمالي ساختمان مركزي نگهبانان در اندازه معمولي قد انسان ديده مي شوند، در همين حال اشراف درباري در لباس هاي پارسي يا ماري در حال بالا رفتن از پله ها هستند، و در آن دست اندازها صفوف سربازان پارسي مستقر شده اند. در اينجا حدود 400 نقش برجسته وجود دارد.

                                            در بخش بيروني، مستخدمين در پوشش پارسي و ماري ديده مي شوند، پلكان هاي كاخ هاي خشايارشاه، داريوش و اردشير سوم نيز با نقوش برجسته سربازان پارسي و مستخدمين آرايش شده است. در حالي كه پلكان هاي غربي كاخ داريوش و كاخ اردشير اول با نقوش هيات هاي ملل تابعه و مستخدمين آرايش يافته است. به هر حال، اين نقش برجسته ها در اثر عوارض انساني و جوي آسيب ديده است.

    بر روي چهارچوب درهاي كاخ داريوش، كاخ خشايارشاه، حرم و ساختمان مركزي، شاه در زير سايباني ديده مي شود كه مستخدمين درباري او را همراهي مي كنند. بر روي ديگر آستانه هاي درها يك قهرمان شاهي با نوعي حيوان افسانه اي در حال جنگ تن به تن است، و يا پادشاه بر تخت خويش جلوس كرده و تخت بر روي سكويي است.

     نقوش اگرچه بسيارند، ليكن به طرز خارق العاده اي همسان مي باشند. پيكره هاي منفرد، نه يك بار و دوبار، بلكه در حالي كه سربازان روي پلكان ها و كنار نرده ها صف كشيده اند، چندين صدبار با حالتي يكسان تكرار شده است. گوناگوني صحنه كم است، و بسياري از آن ها با شيوه هاي يكسان تكرار مي شوند. طرح چهره يكساني براي پارسيان، مادها، بيشتر بيگانگان نشان داده شده است. سرها و پاهاي نقش ها هميشه به صورت نيم رخ است، در حالي كه بدن ها گاهي از جلو نشان داده شـده است. پارس ها بلا استثناء جامه هاي بلند (ردا) چين دار پوشيده اند، و اين جامه ها در چند نقش محدود نشان داده مي شوند، در صورتي كه مادها همگي ملبس به لبــــاس هاي بدون آستين هستند كه بلنداي آن تا روي زانوانشان مي رسد. اين هم ساني ها ظاهراًً كار حكاكي نقوش را بسيار ساده تر و مكانيكي تر مي سازد و مقدار شكل هاي مختلف و حالات استفاده شده در تخت جمشيد در مقايسه با تعداد كل نقوش ناچيز است.

    بيش از 3000 نقش بر روي ساختمان ها و مقبره هاي تخت جمشيد ايجاد شده است. در ساير بناهاي هخامنشي نقوش كمي وجود دارد. 32 نقش در پاسارگاد، 14 نقش در بيستون، 8 نقش در كانال ستون سنگي مصر كه بوسيله داريوش اول ساخته شده و تعداد كمي در شوش، بابل و تل حكوان موجود است.

    به عقيده مايكل رف، حتي اگر اين امكان درنظر گرفته شود كه تعداد بيشتري از اين نقوش از بين رفته باشند، نمي توان تصور كرد كه قبل از ساختن تخت جمشيد صنعت پيكرتراشي و حجاري قابل ملاحظه اي در پارس وجود داشته است.

    اما شواهد گواه مطلبي ديگر است كه هنر حجاري و نقش برجسته سازي پيش از آن نيز وجود داشته. اما تاثير هنر اقوام ديگر نيز ديده مي شود كه در يك تركيب منــاسب اجرا گرديده است. تاثير هنر مصر در چشم هاي از رو به رو در صورت نيم رخ و چرخش بدن به گونه اي كه از رو به رو ديده مي شود و پاها از پهلو هستند و يا نقش برجسته هاي آشوري و ماري، با توجه به اينكه در چين و چروك لباس ها نيز اثر ايوني ديده مي شود.

    نكته جالب توجه كه در حجاري هاي پلكان هاي آپادانا به چشم مي خورد، نمايش حركت انسان هاست كه مانند عبارتي منظوم و موزون مي باشد. واحد اين وزن، فضايي است كه توسط يك نفر اشغال شده و در هر تصوير، اين واحد مراعات شده و تناسب از دست نرفته است. اشياء و تصاوير بزرگ تقريباًً سه يا پنج واحد را اشغال مي كنند و بدين طريـــق تناسب، حفظ شده و كليه حجاري با شيوه خاصي روي سنگ ها در حركت مي باشند.

    وقتي هرتسفلد نقوش برجسته آپادانا و ساختمان مركزي را از زير خاك بيرون آورد اثرات بسياري را از رنگ هايي كه به آن ها چسبيده بود يافت، ولي متاسفانه جزييات زيادي از آن را ثبت نكرد. امروز آثاري از آن رنگ ها هنوز باقي مانده است، به ويژه روي نقــش برجسته هاي تالار صد ستون، جايي كه نقش اهورامزدا و سكوب هاي نشيمنگاه مربوط به تخت سلطنتي رنگ اصلي خود را حفظ كرده اند. در محل هاي ديگر رنگ قرمز بر روي بعضي از لب ها، پره هاي بيني و چشمان نگهبانان پارسي در ايوان سرپوشيده ساختمان مركزي، در دهان و پره هاي بيني نقوش سرستون ها، در پره هاي بيني قهرمانان در نقوش برجسته آپادانا و روي نقش شاه در روي درهاي ساختمان مركزي وجود دارد. عناصر مختلفي در سايه يكنواخت از قرمز، سبز، آبي و احتمالاًً زرد رنگ قرار گرفته اند و رنگ هاي ديگر مثل سياه ساخته شده از دود ممكن است به مصرف رسيده باشد ولي اثري از آن باقي نمانده است. براي كمك به نقاش در كار رنگ زدن گاهي اوقات انگاره هايي روي سطح سنگ بوسيله خراشيدن بوجود مي آورده اند. شيرها، علائم روي بازو و طرح هاي گل و بوته اي، روي لباس ها در كاخ داريوش، كاخ خشايارشاه، ساختمان مركزي و اندروني ديده شده است.

    نازك كاري سراسر بناهاي تخت جمشيد، با دقت وسواس، درست در خور يك بناي شاهانه و مقدس انجام گرفته است. برخي ديوارها را مثل آيينه صيقل داده اند و جزييات مجسمه ها، گاه گويي با ابزار جواهرسازي تراش خورده اند. اين جزييات اغلب چنان دقيق اند كه گويي از فلز تراشيده شده اند. مفهوم مجسمه هاي هم رديف، مانند تركيبشان، خصلت موقر و انساني تمام مجموعه را تاييد مي كند. در آنجا از خشونت و كشمكش مجسمه هاي آشوري نشاني نيست. در عوض سادگي روشن و ملايم، خودداري و آرامش متناسب با بنايي بزرگ و زنده و با آگاهي از حضور شخصيتي متعالي احساس مي شود. گرچه مجسمه هاي تخت جمشيد تا حدود زيادي از سرمشقهاي آشوري و در برخي جنبه ها، از نقش برجسته هاي اقوام ديگر اقتباس شـــده اند ولي در آنها، رفتار و حالت متفاوت خويشاوند و عبرت آموزي به چشم مي خورد. بنابراين، نقشهاي تزييني تخت جمشيد مانند آثار آشوري، مطابق هم و از نقشهاي برجسته كم عمق تشكيل شده اند، ولي داراي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 9:38  توسط مجتبی سفره | 

پيروزي اسكندر در تحول هنر ايراني كه مدتي در حدود هفت قرن دوام داشت، دوران متحولي را پيش آورد. كمال مطلوب اسكندر كه مي خواست تمدني آميخته از تمدن يونان و ايران به وجود آورد. بسيار زود از ميان رفت. پس از مرگ اسكندر در سال 323 پيش از ميلاد، جنگ هاي خونيني در مدت چهل سال جانشينان وي را از يكديگر جدا ساخت و امپراطوريي كه در شرق بنيان نهاده شده بود فروپاشيد و تجزيه شد.

    پس از جنگ ايپسوس در سال 301 پيش از ميلاد با روي كار آمدت سه دولت، تشكيلات سياسي دنيا استقرار يافت. يكي از آنها حكومت سلطنتي مقدونيه در اروپا بود، ديگري حكومت يوناني در مصر و سومي حكومت سلوكيها در آسيا بود.

    سلوكيان كه يكي از سه جانشينان اسكندر بودند بر قسمت عظيمي از متصرفات امپراطوري هخامنشي حكمراني كردند. در زمان سلوكيها در اوايل قرن دوم پيش از ميلاد وقتي امپراطوري دوم ضربت مهلكي به پادشاهان سلوكي در غرب وارد ساختند و عامل اصلي انحطاط يونانيان گرديد، در شرق نيز پارت ها عليه قدرت سلوكي ها كه داراي ريشه يوناني بودند، قد علم كردند و در حدود 250 پيش از ميلاد، اشك رهبر قبيله پارت ها، با تصرف پارتادا سلسله پارتي _ اشكانيان را بنا نهاد. اين سلسله متصرفات خود را به جانب غرب تاتيگريز گسترش داد و در سال 150 پيش از ميلاد، مقر خود را تيسفون مقابل سلوكيه در سمت راست رودخانه قرار داد. بدين ترتيب فرهنگ يوناني و ايراني در مواجه با هم قرار گرفتند و فرهنگ و هنر تلفيقي يوناني _ ايراني را پديد آوردند و حتي با انقراض سلوكيان و ورود روميان اين مواجه تغييري نيافت و اين وضعيت تا حدود سال 226 پس از ميلاد كه اردشير اول قيام كرد و سلسله پارتيان را برچيد و سلسله ساساني را بنيان نهاد، ادامه يافت.

    در تشكيل شاهنشاهي پادشاه مهرداد اول نقش كوروش را ايفا كرد و مهرداد دوم نقش داريوش را و در واقع اشك نياي فرضي پادشاهاني اشكاني شد. پادشاه نخستين (مهرداد اول)، شاهنشاهي مزبور را از نظر متصرفات ارضي تشكيل داد و مهرداد دوم آن را تثبيت كرد و انتظام بخشيد. وي ايران را به صورت قدرتي جهاني در آورده و تماس هاي او با روم در مغرب و با چين در مشرق اهميت كشور و عظمت نقش او را در حيات سياسي و اقتصادي دنياي آن روز نشان مي دهد.

    هنر در زمان پارت ها واجد اهميت شايان بوده است. ولي تعداد آثار مكشوفه بسيار اندك و اكثراًً از حدود مرز غربي و يا شرقي امپراطوري پارت بوده است و آثـار بدست آمده از مجد ايران را بيشتر متعلق به دوره سلوكي ها دانسته اند، تا پارت ها. متاسفانه بدليل دسترس نبودن معيارهاي معتبر تاريخگذاري هنوز موضوعاتي راهگشا مطرح نشده است. با وجود اين آثار هنر اشكاني را مي توان به سه دوره مشخص تقسيم كرد.

1.      آثار دوره يوناني و تقليد از آثار شرقي پيشين.

2.      دوره اي كه در پايان قرن اول پيش از ميلاد مسيح آغاز مي شود و اشكانيان با تلفيق عناصر اقتباسي، هنر خاص خود را پديد مي آورند.

3.      دوره اي كه از نيمه دوم قرن دوم ميلادي تا پايان عهد اشكاني را فرا مي گيرد و در آن هنر اشكاني روي به انحطاط مي نهد و تباهي در آن راه مي يابد و تنها آثار هنري اين دوره را مي توان در ميان بناهاي حكام محلي و اقوام برون مرزي جستجو كرد.

ترسيم خطوطي كه گردش آزاد و نرم دارند، تخيلي بودن نقش ها و ايجاد فضاهاي تصويري، نشانه اي از تاثير عميق هنر يوناني بر هنر دوره نخست اشكاني است. تصوير كردن رديف هايي از مردم، مركب از نيمي از صورت و همه بخش پيشين تن، به حالتي خشك و بي روح و با برجستگي كمي، نسبت به سطوح مكان ها حجاري، و علاقه به ريزه كاري و ترسيم غيرمنطقي نقش جامه ها در طي هزاره قبل از اشكانيان از مختصات هنر آسياي غربي بوده است. اشكانيان نخستين كساني بودند كه با وارد كردن هنر يوناني، اين سابقه را تغيير دادند. تا قرن اول پيش از ميلاد مسيح هنرمندان اشكاني يا اين هنر كهن را به كار مي بستند و يا هنر يوناني را تقليد مي كردند. طبعاًً آثار يوناني در اين دوره بدست يونانيان مقيم ايران انجام مي پذيرفت و هنرمند ايراني نقش هاي سنتي به كار مي بست.

    گرچه به طور مطمئن نقاشي هنر عمده دوران پارت ها بوده است، اما در اثر گذشت دوران هاي متمادي تنها مقدار كمي از نقاشي هاي ديواري از اين زمان باقي مانده اند.  اگر منطقه كوه خواجه واقعاًً پارتي است نه ساساني، و اگر به طرح هاي هرتسفلد از قطعات نقاشي محل فوق توجه گردد. آن ها يك سبك محلي يوناني _ رومي را ظاهر مي سازند. سبكي بدون احساس و ساده شده اما، با يك شايستگي قطعي در طرح نقوش انسان و تنظيم گروهي آن ها. با اين حال، ويژگي هاي معيني مانند كشيدن چشم ها از رو به رو و نيز احتمالاًً رنگ هاي تند اشاره اي است به ميراث شرق.

    اين نقاشي با گچبري در مي آميزد و قواعد خاص خود را بدان تحميل مي كند. قلم گچبر هنر پيكرسازي را تضعيف مــي كند و نقوشي كه پديد مي آورد به شكـــل قلاب دوزي در مي آيد و شكل هاي هندسي پيوسته تكرار مي شود. يكي از نقوش كاخ كوه خواجه كه نمودار اين روش نقاشي است، نقش هاي كليدي شكل يوناني و دايره هاي مماس و نقوش دندانه دار شرقي را در يك زمينه تاريك پديدار مي سازد.

    در همين كاخ كه منتسب به قرن اول ميلادي است و بر فراز جزيره اي در ميان درياچه هامون واقع شده است، پيشرفت تدريجي تزيينات رنگين به چشم مي خورد. نفوذ غرب در آن محسوس است و تنظيم نقوش در ميان خانه هاي مستطيل شكل جدا از هم، نمودار يك مرحله نسبتاًً پيشرفته است. در آنجا نقوش برگ كنگري بر روي نقوش تزييني برگ خرمايي به سبك شرقي پيوند شده است. اين امتزاج دورگه منشا ابتدايي نقوشي است كه در تزيينات گچبري دوران ساساني رواج خواهد يافت. ""اروس"" بالداري كه بر روي مركب خود بلند شده و داراي حركتي بازداشته است از الهامي كاملاًً هلنيستي برخوردار است. بدين نحو نيروي سنت هاي هنري آسيا در معروف ترين نمونه هاي ""يوناني و رومي"" احساس مي شود.

    نقــش ""مه ايزد"" به وسيله معناي مذهبي و ارزش هنري خود، هنر را از تجربه تازه اي برخوردار مي سازد. در اينجا براي نخستين بار در يك طرح چند نفري مشاهده مي كنيم كه براي پديد آوردن عمق در نقش يعني براي قرار دادن شكلي در پشت شكل ديگر، كوششي شده است.

    به عقيده گيرشمن، هنرمندي كه نقاشي ديواري كوه خواجه را ساخته حتي در مورد فنون كار نيز به روش هاي آشوري باز مي گردد.

    موضوع نقاشي بر پهنه گسترده مي شود و خطوطي به رنگ هاي تيره كه حد كناره ها را مشخص مي كند و رنگ آميزي سياه، برخي از جزييات را مانند ريش و گيسو برجسته مي نماياند. به خاطر ناپختگي هنرمند تحرك نقوش متوقف مي شود، زيرا هنرمند با وجود تمايل به پذيرفتن نمونه هاي خارجي در شبيه ساختن آن ها با نمونه اصلي ناتوان است.

    البته اين نكته را بايد يادآور شد كه خصوصيات هنر ايران كاملاًً متفاوت با هنر يوناني است و در اين تفاوت برداشت از هنر يوناني نيز تنها به برخي خصوصيات آن پرداخته اند و هر چه را اخذ كرده اند با توجه به خواسته هاي خود دگرگــــــــون مي نمايند و اين گونه است كه در هنر پاري تلفيقي ناهمگون مشاهده مي شود، چرا كه نقطه ديد هر يك متفاوت است و اين به خاطر ناتواني نبوده است. اصولاًً ريشه و پايه هنر اشكاني در هنر مشرق زمين نهفته است نه در آنچه از يونان گرفته است. طرح و مايه هاي روحاني و علاقه به ريزه كاري بسيار و پرداختن به جزييات در تزيين از اين منبع شرقي و هخامنشي سرچشمه مي گيرد و تنها آنچه را از هنر يونان كه دوست داشته اند، بر گرفته اند.

    در ""دورااوروپوس"" در كنار فرات، هنر پارتي با وجود جريان هاي خارجي كه آن را متاثر مي سازد، با قدرت بيشتري نمايان مي شود. در معبدي كه در سال 70 ميلادي براي خدايان پالميري ساخته شده است، نقاشي هاي مذهبي از دوران مختلف كشف شده است كه پيدايش مجدد هنر قديم شرقي را تاييد مي كند.

    نقاشي ديواري معروف به ""كونون"" دو روحاني كه لباس سفيد در بر و تاج بر سر دارند را نمايش مي دهد. در اينجا هيچ چيز عمل يك موجود انساني را آن چنان كه يك هنرمند غربي درك مي كند به خاطر نمي آورد. نشان دادن اشخاص از رو به رو مخصوص هنر هخامنشي نيست، بلكه مشتق از هنر لرستان است كه در سر حدات ايران اعمال مي گشت.

    انديشه نقش كردن تصوير شخصي معين نيز همان طور كه در هنر هخامنشي منتفي بود، در اينجا هم منتفي است. ولي تمايلي كاملاًً روحاني كه از يك تاثير سامي بيـن النهرين سرچشمه مي گيرد. نگاه عميق اشخاص را به سوي لايتناهي معطوف مي دارد.

          فن نقاشي آب رنگ با مواد چسب دار، به صورت ترسيم طرح مقدماتي نقش ها در مي آيند. اين نقاشي از بعد سوم و قابليت انعطاف بدن انساني كه حاكم بر پيچ و خم لباس است اطلاعي ندارد. در اين نقاشي شكل ها بوسيله خطوط ساده نشان داده شده اند. هنر ""دورا"" علي رغم برخورد جريان هاي يوناني و سامي بين النهريني، كاملاًً به سامان و روش ايراني وابسته مي ماند.

غايت نقشي معبد ميتراي ""دورا"" تجليل فضايل نخجيرگري خداست در اينجا همه چيز ايــــراني است. وضع قرار گرفتن شكارچي به طور تمام رخ بر روي يك اسب نيم رخ، لباس قلاب دوزي مركب از يك نيم تنه كوتاه بر روي شلواري كه در قوزك پا تنگ و بسته مي شود، پاي شلوار كه نوكش به سوي زمين است، زين و يراق اسب با آويزهايي به صورت صفحات فلز گرد و منظره اي كه بوسيله چند گياه منفرد ايجاد گشته است همه ايراني است.

    كهن ترين نقش برجسته پارتي كه تاكنون شناخته شده است، از آن مهرداد دوم است كه در حدود 80 سال پيش از ميلاد در بيستون حجاري گرديده و در آن صلابت، فقدان حيات، عدم آشنايي به كالبد انساني مشخص تكنيك كودكانه هنر نو ايراني است. در جنب بناي اخير، بنايي ديگر توسط گودرز دوم به يادگار غلبه وي بر رقيبش مهرداد، در حدود 50 ميلادي حجاري شده، و در آن هنوز اثر يونانيت در مظهر پيروزي بالدار كه تاج بر سر شاه مي گذارديده مي شود. اين نقش با وجود تركيب مكانيكي عاري از حركت و جنبش نيست.

    در بيستون بر روي تخته سنگي كه از صخره جدا شده تصوير يك شاهزاده پارتي ديده مي شود كه در برابر آتشدان مشغول انجام مراسم مذهبي است. اين نقش داراي برجستگي اندك و نماي تمام رخ است و در آن خصوصيات پوشاك شاهزاده به خوبي نشان داده شده است و در حالت او كه بر سنگ منجمد گشته است، حالت همان شخصي كه در نقاشي ""كونون"" در ""دورا"" مشغول انجام مراسم مذهبي است، باز شناخته مي شود.

    نقوش برجسته تنگ سروك تشكيل مجموعه اي مي دهند كه كاملاًً مشخصه هنر مزبور است و با وجود پستي تكنيك تمايل به عظمت دارد، چنان كه اين خصيصه در صحنه اي كه پادشاه قرباني مي كند و عده بسياري دنبال اويند، و همه از رو به رو نقش شده اند، و هم چنين در تصوير سوار سنگين اسلحه كه حامل نيزه است ديده مي شود.

    بنابراين، يكي از ويژگي هاي مهم هنر پارتي، سبك تمام رخ است. البته از نظر فني، نقش برجسته هاي پارتي دچار انحطاطي نسبت به آثار قبل از خود مي شود، ولي از طرز ادراك صحنه و موضوع آن چنين بر مي آيد كه هنرمند خود را از چنگال آنچه كه يونان گرايي بر هنر ايراني پيوند زده بود، رها كرده است و اين خود نماينده يك پيشــرفت قطعي است. در اثر اين جنبش، يك جريان نيرومند ""ايراني نو"" به وجود مي آيد و اين مرحله كه برابر است با مرحله عبور از ""يوناني و ايراني"" و دخول به ""ايراني نو"" و به سادگي هم صورت نگرفته است.

    اين هنر به طور دقيق از قانون تمام رخ كه در آثار رسمي هنر هخامنشي اعمال نمي شد، ولي در روي فلات در دوره نخستين ايرانيان و لرستان معمول و رايج بوده، پيروي مي كند.

    نمونه هاي مختلفي از ديوارنگاره هاي پارتي را در پالمير و يا حكومت كوشاني، نمرود داغ، الحضر و ... مي توان ديد كه در اين مناطق تاثير هنر يوناني بيشتر ديده مي شود و گاه عيناًً تكرار مي شود.

    با وجود اتخاذ روشهايي كه هنر اشكانيان را بيش تر از پيش نزديك به جنبه ايراني اثر كرد، با اين حال بايد به يادداشت كه قلمرو اشكانيان هيچ گاه يكپارچگي فرهنگي نيافت و لذا هرگز امپراطوري واحد و به تبع آن هنر واحدي بروز نيافت. اين گرايش به دستيابي به يك هنر متحد و منسجم بعدها در پادشاهي كاملاًً ايراني ساساني به اوج خود رسيد و عناصر يوناني كم رنگ تر شدند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 9:34  توسط مجتبی سفره | 

تاریخ خاورمیانه را از نو باید نوشت

معماى كوچ آرياييان به ايران


گفتيم «بدفهمى»، وراست اين است كه ما ايرانيان تاريخ سرزمين خود را بد آموخته ايم و هنوز هم بد مى آموزيم. تاريخ ميهن ما را ديگران نوشته اند، نه خودمان. ما ميراث مادران و پدرانمان را با چشم ديگران نگريسته ايم، و اين ديگران اغلب نه تنها بيگانه، بلكه دشمن ما بوده اند. كتابهاى تاريخ دبيرستان و دانشگاه يادتان مى آيد؟ اسم آقاى «هرودوت» (يا: هرودوتوس) را به خاطر مى آوريد؟ در كتابهاى درسى و غير درسى مابخش بزرگى از تاريخ ايران باستان را از قول همين هرودوتوس يونانى روايت مى كنند. او كه ظاهراً در سال
۴۸۴ پيش از ميلاد به دنيا آمده و در سال ۴۲۵ (پ.م) جهان را بدرودگفته است، به لقب «پدر مورخان» مفتخر است، زيرا يكى از نخستين كسانى است كه به تاريخنگارى پرداخته، بسيار سفر كرده و مشاهدات خود را در كشورهايى كه به آنجاها رفته - و حتى سرزمين هايى كه بدانجا نرفته و نديده! - در كتابهايى فراهم آورده است. نوشته هاى هرودوت براى مورخان امروز به راستى گنجينه نابى است، اما برخى از هموطنان يونانى اش - از جمله ارسطو ـ اورا «افسانه پرداز» و حتى دروغگو ناميده اند. از اين افسانه پردازان غربى و پيروان ايرانى آنان كم نداريم. تقصير از ديگران نيست؛ خود غافل بوده ايم و در نتيجه با گره هاى كور و معماهايى در قرائت و روايت تاريخ باستانى ميهن خود رو در رو شده ايم.

 

يكى از معماها فرضيه «كوچ آرياييان» به فلات ايران است كه از مورخان اروپايى به گوش ما رسيده و اغلب مبدأ و آغاز تاريخ رسمى ايران شمرده مى شود. خوشبختانه در دهه هاى اخير گروهى از پژوهشگران فرزانه ايران كمر همت بربسته اند كه دليرانه درباره فرضيه هاى وارداتى ترديد كنند و خود به استقلال در تاريخ ايران به تحقيق بپردازند. يكى از اينان دكتر «جهانشاه درخشانى» است كه حاصل يك عمر تلاش و كوشش او در راه روشن كردن نقاط تاريك تاريخ ايران، اخيراً در جلد سوم و چهارم «دانشنامه كاشان» به چاپ رسيده است. دكتر درخشانى در اين كتاب گرانقدر مى نويسد:
«پژوهشگران در ارزش تاريخى روايتهاى سنتى ايران از دوران ديرين ترديد دارند. علت آن است كه دانش امروز گمان را بر «كوچ آرياييان» به فلات ايران نهاده است، در حالى كه تاريخ سنتى ايران خلاف آن را گزارش مى دهد. ايران در روايتهاى بومى، خاستگاه آرياييان گزارش شده است كه گرداگرد آن، ديگر كشورهاى جهان كهن بودند. از سوى ديگر «فرضيه كوچ» برپايه استوارى بنانشده است. پژوهشگران امروز، چه درخاستگاه آرياييان و چه در زمان و گذرگاه فرضى كوچ آنان همداستان نيستند. افزون بر اين، شايان توجه است كه «فرضيه كوچ» در بنياد، متكى بر برداشت گمراهانه اى است تا براى آرياييان «ميهنى  اروپايى» بسازد.
بنابراين فرضيه فرسوده، ايرانيان همراه نياكان هندو آريايى خود، در يكى از دورانهاى ناشناخته پيشين، از قوم مادر يا «هند و اروپايى» جداشده، به آسيا كوچيده اند. با اينكه دانش امروز به فرضيه خاستگاه اروپايى آرياييان ديگر بهايى نمى گذارد، هنوز بازتاب آن در ذهن ها ريشه اى ژرف دارد. برابرى ديدگاههاى نويسندگان و همداستانى پژوهندگان امروز در مورد «كوچ آرياييان» نيز در واقع چيزى را اثبات نمى كند، زيرا كمتر كسى خود در اين مورد پژوهش كرده و در حقيقت همواره يكى از ديگرى بازگو كرده است...»
روايتى ديگر از مردمان و تمدن ايران
مى بينيد كه اگر آنچه را دكتر درخشانى مى گويد بپذيريم، اساساً پايه هاى تاريخ رسمى ايران - كه دهها سال، به روايت از اروپاييان، دركتابهاى درسى خود خوانده ايم- سست مى شود. در واقع، آنچه غربيان درباره كوچ اقوام آريايى از خارج از ايران به پهنه اين سرزمين مى گويند، به بسيارى از پرسش ها پاسخ قانع كننده اى نمى دهد. به روايت مدافعان فرضيه «كوچ آرياييان» آنان حداكثر دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح به فلات ايران كوچ كرده اند و نخستين سلسله (سلسله ماد) را در
۷۰۰سال پيش از ميلاد بنيان گذاشته اند. اگر اين روايت را بپذيريم، آنگاه مى توان پرسيد.
۱. آيا پيش ازاين تاريخ پهنه ايران برهوت وخالى از سكنه بوده است ؟ پس آثار متعددى را كه در «سيلك» كاشان، «شهرسوخته» سيستان، اطراف جلگه «مرودشت» در فاصله كمى از شهر شوش، تپه يحيى (كرمان)، شهررى و ... پيداشده و دست كم به ۴۰۰۰سال پيش از ميلاد مربوط مى شود، چه كسانى پديد آورده اند؟
۲. مرسوم است كه در پاسخ چنين پرسشهايى گفته مى شود كه پيش از كوچ آرياييان به ايران، مردمان بومى ـ و ظاهراً غيرمتمدن ـ در اين پهنه زندگى مى كردند كه يابه دست آرياييها سركوب شدند و يا در قوم آريا به تحليل رفتند. اما آثارى كه مثلاً در سيلك پيدا شده، نشان مى دهد كه دست كم ۴۰۰۰سال پيش از ميلاد مردمانى در آنجا مى زيستند كه از پارچه بافى و ذوب فلزات و سفال سازى و به كار بردن انواع مهرها آگاه بودند. پس پيش از آريايى ها نيز تمدنى ـ يا تمدن هايى- در پهنه ايران وجود داشت. اما پاسخ دكتر درخشانى اساساً مطلب ديگرى است. او معتقد است كه تاريخ تمدن ايران با سلسله هاى ماد و هخامنشى آغاز نمى شود و آريايى ها نه تنها از ديرزمان در فلات ايران مى زيسته اند، بلكه از ايران است كه به همه سرزمين هاى نزديك و دور كوچ كرده اند و تمدن را نيز با خود برده اند. دكتر درخشانى مى گويد: «در دوران يخبندان، بخشهاى بزرگى از فلات ايران به سبب سرماى زياد، زيستگاه مناسبى براى زندگى آدمى نبود و از اين رو، تراكم جمعيت در اين پهنه بسيار كم بود. در آن دوران به سبب پايين بودن سطح آب درياهاى آزاد، خليج فارس تا تنگه هرمز خشك بود و دره اى پهناور را تشكيل مى داد. رودى بزرگ كه از پيوستن دجله، فرات و كارون به وجود مى آيد، يعنى همان اروندرود، از كف اين دره پهناور مى گذشت و به درياى عمان مى ريخت. در آن پهنه و در كرانه هاى اروندرود، هوا گرم بود و در راستاى شمال آن، دماى هوا بتدريج سردتر مى شد، تا آستانه فلات ايران كه هواى سرد و يخبندان آغاز مى شد. بدين ترتيب دره پهناورى كه پس از اينها خليج فارس شد، زيستگاه مناسبى براى آدميان بود كه در شمال تا آستانه فلات ايران و در جنوب تا صحراى عربستان مى رسيد. درازاى اين زيستگاه كه در پايان دوران يخبندان، از جنوب ميانرودان تا تنگه هرمز مى رسيد، با افزايش دماى هوا و بالا رفتن سطح آب درياها و نيز پيشروى آب در خليج فارس، گام به گام كاهش مى يابد. به همين ترتيب دامنه زيستگاه آدميان نيز پسروى مى كند. بخشى از آنان به سوى شمال كوچيده به فلات ايران وارد مى شوند. در فلات ايران نيز در پى آب شدن يخ و برف كوه ها، درياچه هاى پهناورى به وجود مى آيد و تمدنهاى كهن ايرانى در كنار اين درياچه ها بنيادگذارى مى شوند. بخش ديگرى از كوچندگان از زيستگاه آغازين خود، يعنى دره پهناور خليج فارس، به ميانرودان رفته، در كنار كرانه هاى رودهاى دجله وفرات، تمدنهاى كهن آن پهنه را بنياد مى گذارند. [حدود ۵۵۰۰ تا۳۵۰۰ قبل از ميلاد]. سومريان تازه از سال ۳۵۰۰قبل از ميلاد وارد ميانرودان شدند. شواهد نگارگرى از ميانرودان بردرستى اين ديدگاه گواهى مى دهند، زيرا در اين گونه نگاره ها همواره ويژگى هاى قومى آريايى ديده مى شود، نه سومرى... مى دانيم كه همزمان، تمدنهاى بزرگ ايرانى، همچون «يانيك تپه» (از ۶۰۰۰پيش از ميلاد) و «سيلك» كاشان (از حدود ۵۷۰۰پيش از ميلاد) در فلات ايران بنيادگذارى شده است... كهن ترين زيستگاه آرياييان، يا به سخن ديگر، خاستگاه آنان، جايى جز فلات ايران و پيش از آن در خليج فارس نمى تواند بوده باشد.»
در آغاز «گزارشهاى خاورميانه»، اين بحث را از آن رو آورديم كه خوانندگان گرامى اين مقالات با جديدترين نظرياتى كه درباره تمدنهاى باستانى منطقه خاورميانه - و از جمله ايران - ارائه شده است، آشنا شوند و آنچه را در كتابهاى مرسوم تاريخ آمده است، آخرين حجت و برهان نشمارند و با نگاه تازه اى به سرزمين خود و تاريخ باستانى آن بنگرند، باشد كه از اين رهگذر، چهره پنهان حقيقت روشن تر شود و تاريخ آينه اى راستگو گردد. تاريخ خاورميانه و تاريخ تمدن ايرانى را از نو بايد نوشت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 9:33  توسط مجتبی سفره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مجتبی سفره دانشجو سرامیک مقطع کاردانی تمام

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
آبان 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
آرشیو موضوعی
کاشی کف
آجر
نویسندگان
مجتبی سفره
مجتبی سفره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM